خانه > اجتماعی, پوستر-عکس, دسته‌بندی نشده > نبود…بالاخره تمام شد

نبود…بالاخره تمام شد

بالاخره خدمت مقدس یا‌‌ همان دوره ضرورت قدیم به پایان رسید و دیگر توفیق پوشیدن این لباس سیز رنگ نیروی انتظامی را نخواهم داشت. همین ابتدا بگویم که این لباس مقدس و دعا در این لباس مستجاب است و این اعتقاد قلبی من است.

نبود کشیدن‌ها (۱)، پا چسباندن‌ها، چای ریختن‌ها، ماموریت‌ها، آماده باش‌های غیره منتظره، نظافت کردن هرجا که فکرش را بکنید، صبح گاه‌های فرح بخش، صبح گاه‌های عمومی طولانی‌تر از یک روز، بدرقه متهمان جور واجور از کلاهبردار گرفته تا دزد و چاقو کش وعملی…، طرح‌های جمع آوری افغانیها ی بدون مجوز، استقرار‌های اول صبح بعد از ۱۱ساعت پست، گشت زدن با ماشین گشت تو شب‌های خلوت تهران، غربت شب‌های کلانتری، رژه رفتن‌ها در مشکین شهر، آنکارد کردن رختخواب، صبح زود از خواب بیدار شدن‌ها، صبح بیرون آمدن در ساعتی که فقط سرباز و سگ در خیابان‌ها حضور دارند، پیچاندن مافوق در صورت امکان، از زیر کار در رفتن‌ها، خوابیدن در نماز خانه پلیس پیشگیری، هیبت سرهنگ خانچرلی، ایست کشیدن‌های افسر نگهبان، همنشینی با سرباز‌های بعضا با مرام شهرستانی و سرباز‌های اهل پیچ تهران که مثل کش تمبون می‌مانندو اگر ر‌هایشان کنی یک ثانیه هم در ستاد نمی‌مانند. همه و همه تمام شد. اینقدر به پا چسباندن عادت کرده‌ام که این روز‌ها در ادارات و… که رفت و آمد می‌کنم به هنگام ورود به اتاق نا‌خود آگاه جلوی در پا می‌چسبانم.

نیروی انتظامی - فرمانده نیروی انتظامی - سردار احمدی مقدم - رادان -فرمانده پلیس پیشگیری تهران بزرگ - فرمانده پلیس پیشگیری فاتب - فرمانده تهران بزرگ - سردار رادان - سرهنگ محسن خانچرلی - سرهنگ  پاسدار محسن خانچرلی - خدمت - دفترچه خدمت سرربازی -مدت سربازی  -میزان خدمت - پلیس پیشگیری -سرهنگ خانچرلی -سربازی - مدت سربازی - خدمت در کلانتری - سرباز نیروی انتظامی - نبود کشیدن - مرکز آموزشی شهید بیگلری مشکین شهر -عقیدتی سیاسی - بدرقه متهم - افغانی ها - افغانی های بدون مجوز - خاطره خدمت - خاطره سربازی - خدمت در مرزبانی - سرباز مرزبانی - خدمت در سیستان و بلوچستان - نوار مرزی - سخت ترین شرایط خدمت - مرزبانی سیستان و بلوچستان - مرزهای غربی - مرزبانان -

سرهنگ پاسدار محسن خانچرلی

اصلا فکر نمی‌کردم یکروز اینچنین انسان قابل ترحمی بشوم. احساس جالبی است وقتی با لباس سربازی در جامعه رفت وآمد می‌کنی همه به تو یک احساس ترحمی دارند. اکثر جاهایی که برای خرید می‌روم فروشندگان تخفیف می‌دهند. بعضی تاکسی‌ها کرایه از سرباز نمی‌گیرند. یادش بخیر اون اوایل خدمت تو کلانتری پاس پیاده می‌دادیم، دنبال یک جایی بودیم برای استراحت، سکوی جلوی شیرنی فروشی پشت شمشاد‌ها جای خوبی بود. همینطور که نشسته بودیم یک مرتبه دیدیم از بالای سرمون یک دیس شیرنی تازه اومد پایین، صاحب شیرنی فروشی اون‌ها رو آورده بود برای تشکر! و ایضا خاطرات زیادی از این نوع برایم اتفاق افتاده است. از دیگر اتفاقاتی که با پوشیدن این لباس برای شما اتفاق می‌افتد ترسیدن برادران افغانی از شماست. بنده خدا‌ها از دو کیلو متری شما پا به فرار می‌گذارند.

یکی از نکاتی که در خدمت بسیار برای من لذت بخش بود و از حسن‌های نظام محسوب می‌شود خواندن نماز‌ها در اول وقت بود. واقعا وقتی در حال خدمت کردن هستی می‌خواهی هرچه زود‌تر این خدمت تمام بشود و روز شماری می‌کنی و مدام نبود می‌کشی ولی بعد از تمام شدن خدمت به شدت غبطه تمام شدن بعضی از روز‌های خدمت را می‌خوری که چرا اینقدر راحت از دستشان دادی.

تو این چند ماه خدمت کردن در کلانتری و بعد درعقیدتی پلیس پیشگیری تجربه‌های زیادی کسب کردم و دید من نسبت به نیروی انتظامی تا حدودی عوض شد. انصافا انسان‌های زحمت کشی در نیروی انتظامی خدمت می‌کنند مخصوصا پرسنلی که در کلانتری‌ها مشغول به کارند. با کمترین امکاناتو سخت‌ترین شرایط کاری نسبتا عادی کار می‌کنند. البته قبول دارم در میان پرسنل آدم مشکل دار هم پیدا می‌شود بالاخره در همه جا خوب و بد هست. ولی انصافا این همه هجمه‌ای که به نیروی انتظامی وارد می‌کنند درست نیست و ما باید در آن دنیا جوابگوی اعمال خود باشیم. کاش می‌شد همه یکبار هم که شده در کلانتری خدمت کنند به دو دلیل: اول اینکه دیگر هرگز خلاف نمی‌کردند و دوم اینکه به مامور قانون بیش از این‌ها احترام می‌گذاشتند. با همه این‌ها این نکته لازم به ذکر هست که رفتار ناشایست برخی پرسنل را هرگز توجیح نمی‌کنم و نمی‌گویم کلا همه چیز آرومه! ولی قالب پرسنل انسانهای شریفی هستند.

در آخر با کشیدن این سختی‌ها در خدمت مقدس سربازی احساس کردم که به نظام خدمتی کردم ولی با دین این عکس فهمیدم در مقایسه با خدمت کردن این سرباز‌ها واقعا خدمتی به این نظام در طول این چند ماه نکردم.

نیروی انتظامی - فرمانده نیروی انتظامی - سردار احمدی مقدم - رادان -فرمانده پلیس پیشگیری تهران بزرگ - فرمانده پلیس پیشگیری فاتب - فرمانده تهران بزرگ - سردار رادان - سرهنگ محسن خانچرلی - سرهنگ  پاسدار محسن خانچرلی - خدمت - دفترچه خدمت سرربازی -مدت سربازی  -میزان خدمت - پلیس پیشگیری -سرهنگ خانچرلی -سربازی - مدت سربازی - خدمت در کلانتری - سرباز نیروی انتظامی - نبود کشیدن - مرکز آموزشی شهید بیگلری مشکین شهر -عقیدتی سیاسی - بدرقه متهم - افغانی ها - افغانی های بدون مجوز - خاطره خدمت - خاطره سربازی - خدمت در مرزبانی - سرباز مرزبانی - خدمت در سیستان و بلوچستان - نوار مرزی - سخت ترین شرایط خدمت - مرزبانی سیستان و بلوچستان - مرزهای غربی - مرزبانان -

مرزبانان در مرزهای غربی

۱. نبود کشیدن: اصطلاحی است میان سرباز‌ها مثلا کسی که ۱ ماه از خدمتش باقی مانده باشد می‌گوید: نبود یک ماه!

مطلب مرتبط:

++آموزشی خاطره شد

شادی روح امام شهدا صلوات

  1. ۷ بهمن ۱۳۹۱ در ۱۲:۰۳ | #1

    با سلام
    خیلی تو دل برو نوشتین چون از دل بر اومده .
    کلی رفتیم تو فضای خدمت و خاطرات شیرین اون . یادش یخیر . درسته من کلا چهار ماه خدمت کردم . صفر یک و پادگان مهندسی بروجرد . اما عالی بود واز بهترین دوران عمرم .
    ممنون از اطلاع رسانی شما

  2. ۷ بهمن ۱۳۹۱ در ۱۲:۰۷ | #2

    بنده خوب خدا سلام..
    یادش بخیر … ما هم یه زمانی سرباز بودیم… نبود 1 روز

    راستی اخوی لطفتان دیگر شامل حال ما نمی شود ! دلیلش هرچه هستنمی دانم ، در هر حال برایتان آرزوی موفقیت دارم. یاحق

    • احمد کارآمد
      ۷ بهمن ۱۳۹۱ در ۱۵:۵۷ | #3

      برادر ماکی باشیم ،این حرف هارو نزنید درست نیست.
      من همه مطالب شما رو میبینم و دیدم.شک نکنید

  3. ۷ بهمن ۱۳۹۱ در ۱۵:۵۱ | #4

    سلام داداش.منم چند روز پیش خدمتم تموم شد.دیدم نبود کشیدی گفتم ببینم چه خبره.موفق باشید.

  4. ۷ بهمن ۱۳۹۱ در ۱۶:۲۱ | #5

    برای این که خاطراتت از دستت نره زود بنویسشون یا اگه حوصله نداری بشین صوتش رو ضبط کن. خب دیگه، از آش‌خوری دراومدی و باید شیرینی بدی….. 😀

  5. lion2007
    ۷ بهمن ۱۳۹۱ در ۱۸:۵۸ | #7

    خسته نباشی پیرمرد

  6. ۷ بهمن ۱۳۹۱ در ۲۰:۴۴ | #8

    باسلام برادرگرامی
    بااحترام لینک شدید .
    اجرک من الله

  7. ۷ بهمن ۱۳۹۱ در ۲۱:۲۶ | #9

    سلام و درود؛
    دوست عزیز این مطلب شما در پایگاه اینترنتی و بسته فرهنگی عمارنامه منتشرگردید.
    http://www.ammarname.ir/link/18045
    ما را با درج بنر و یا لوگو در وبگاه خود یاری نمایید .
    موفق و پیروز باشید .
    عمارنامه http://ammarname.ir/—- info@ammarname.ir
    یا علی

  8. ۸ بهمن ۱۳۹۱ در ۰۹:۴۸ | #10

    سلام.
    شانس اوردید انتخابات 88 نرفتید سربازی! سربازا رو توی کوچه خیابون می دیدم دلم براشون می سوخت، باید هوادارای این و اونو کنترل می کردن نزنن به تیپ هم و خیابونو به آشوب نکشونن!!!
    معمولا بعد سربازی شیرینی میدن، یه عکس شیرینی یا کیک میذاشتید!!!
    یا علی .ع.

  9. ۸ بهمن ۱۳۹۱ در ۲۳:۴۸ | #11

    ترسیدن برادران افغانی از شماست

  10. ۸ بهمن ۱۳۹۱ در ۲۳:۵۰ | #12

    دلت رو اين خزعبلات خوش كن
    بهت گفتم اين عبارتهاي تحقير آميز رو پاك كن “ترسیدن برادران افغانی از شماست”

  11. ۸ بهمن ۱۳۹۱ در ۲۳:۵۲ | #13

    Warning: Missing argument 2 for wpdb::prepare(), called in /home/karamadi/public_html/wp-content/themes/inove/footer.php on line 21 and defined in /home/karamadi/public_html/wp-includes/wp-db.php on line 990
    کپی رایت © 2010-2013 انعکاس
    Powered by F1Group.ir. Valid XHTML 1.1 and CSS 3.

  12. مرتضی
    ۹ بهمن ۱۳۹۱ در ۰۱:۵۴ | #14

    امیدوارم روزی برسه که عمر جوان های توانا در جوانی و اوج شکوفایی در راه های مفیدتری صرف بشه

  13. ۱۰ بهمن ۱۳۹۱ در ۱۲:۲۹ | #15

    سلام هم خدمتی
    آره خدمت تموم شد.ولی با همه سختی هاش ، کلی چیز میتونی ازش یاد بگیری.اونی که من یاد گرفتم این بود:
    هیچ وقت هیچ کس رو تحقیر نکن،
    اگه دیدی یکی داره جلوت زمینو تی میزنه ، یه جوری باهاش شوخی کن تا احساس کوچک و حقیر بودن بهش دست نده ،
    و در نهایت اینکه از سرباز بگیر تا سردار ، یه روزی همه مون باید جواب کارامون رو بدیم بدون اینکه به درجه و جایگاهمون کوچکترین توجهی بشه.
    یا علی.

  14. مبارز
    ۱۷ بهمن ۱۳۹۱ در ۱۸:۲۳ | #16

    سلام احمد جان خیلی خوشحالم که سربازیت تموم شده. واقعا صمیمانه خوش آمد میگم چون واقعا جای تو در این فضای مجازی خالیه خالیه…
    اینم شعری تقدیم تو:

    سرباز تو ای سـرزمین نیـک مردان

    توای مهد دین وعالمان علم فرقان

    شب تار بلوچستان را درخشیدی چون اختـری

    شیرمردانت زنده کردند نام تو هردفتری

    هزاران درود بر روان پاک آن نیاکانت

    زجهد خویش ملتی را ارمغان دادند دیانت

    گرچـه در گردش دهر بر گلستـانت خـزان آمد

    مژده ای وطن که باز بوی بهار در تو می آید

    عهدی است با یکدگر آن جوانان برین تو را

    باز آرند آن عـزت و حشمت دیرین تو را

    به وقت موسم بهاران کنار نهر خروشانت

    طرب آرد دل ها را چو صفای مردمانت

    آن باغ وبوستان هایت که تورا چون زیورند

    همچو غیرت مردانت در مکران نام آورند

    بنازم برآن کوهایت که سرتاسر تو را دارند صیانت

    همچو سنگرها حصاری است بــه نیرنـگ دشـمنانـت

    بلیدئی با جان ودل وصف تو را گوید همی

    هر ذره خاکت باشد او را مأمن و مرهمی

    • احمد کارآمد
      ۱۷ بهمن ۱۳۹۱ در ۱۸:۲۶ | #17

      ممنون حامد جان /تا شما ها هستید تو فضای مجازی دیگه نیازی به حضور من و امثال من نیست

  15. pierre
    ۲۱ بهمن ۱۳۹۱ در ۱۸:۰۶ | #18

    سلام به همه دوستان
    و یه سلام با احترام به داداش خودم که سربازیش مدتیه تموم شده
    داداشی یه چی میگم از ته دلم میگم خدا همیشه یار و یاورت باشه و تو تمام مراحل زندگیت کمکت کنه
    حالا میگم چرا اولش دعا کردم واست
    امروز 91/12/21 هستش و من 10 روز دیگه باید برم سربازی امروز برگ سفیدم اومد دیدم نوشته شهید بیگلری مشکین شهر خیلی خیلی حالم گرفته شد جوری که حت نمیتونستم حرف بزنم با کسی (دوارن دانشگاه شهرستان بودم ولی فکر نمیکردم انقد دوره آموزشی رو دور از تهران بیافتم و برای رفت و آمد انقد تو مضیغه باشم)
    هیچی صبح رفتم سره کارم بعدش مستقیم رفتم ولی امر ببینم میشه کاری برام کنن گفتن نه شرمنده
    رفتم بازار بعدش اومدم خونه اومدم خونه مادرم میگفت چته؟؟؟؟؟؟
    ولی باز نمیتونستم حرف بزنم اومدم نت اسم این پادگان رو سرچ کردم حرفات آرومم کرد سختی کشیده هستم شبایی بود که هیچی تو خابگاه نداشتم بخورم از گشنگی آب میخوردم میخابیدم،بچه سوسول خداییش نیستم ولی اصلا دوست نداشتم آموزشی رو دور از تهران باشم همه اش پی این بودم اراک بیافتم ولی قسمت خدا اینه برم نیرو انتظامی خدمت کنم
    درضمن من قبلا تو گزینش نیرو انتظامی شرکت کردم ولی از یه جا به بعدشو نرفتم(تنبلی الان میبینم خدا میخاد که من لباس سبز نیرو انتظامی تنم کنم سرتا پا تسلیم این ارداه خدام)
    واسم دعا کنید که بتونم این دوره از زندگیمم بگذرونم
    نبود 21 ماه؟؟؟؟؟؟
    پیروز و موفق و خوشبخت باشین
    یا علی

  16. واله
    ۲۳ بهمن ۱۳۹۱ در ۱۹:۵۶ | #19

    خیلی خوشحال نوشتی یادت یک روز باهات چت کردم گفتم تو نیروی انتظامی آشنا داری!حیف اگه برات بنویسم نیروی انتظامی چه بلایی سر بنده آورده شاید از نوشته ات پشیمان بشی!الان یک سال فقط به خاطر حفظ نظام سکوت کردم
    بعد از 5سال کار تشکیلاتی بلایی سر من اوردن که خودم شرم می کنم بنویسم نکته جالبتر اینجاست که نیروی انتظامی خودش اشتباه کرده حالا طلبکارم هست آدم دردا را به کی بگه

  17. s
    ۱۴ اسفند ۱۳۹۱ در ۰۹:۵۷ | #20

    سلام انصافا شیرین وجذاب و واقعی نوشتی.کلانوشته هاتونو میپسندم چون دروغ گونیستین .معمولابه وبلاگت سرمیزنم هرچندبه خاطرگرفتاری سالی یک بارمیام اینترنت اماهمون یک بارمیام سرمیزنم.موفق باشی

    • احمد کارآمد
      ۱۴ اسفند ۱۳۹۱ در ۱۰:۲۱ | #21

      شما خیلی لطف دارین

  18. حمید
    ۲۳ فروردین ۱۳۹۲ در ۱۴:۴۶ | #22

    بابا توروخدا انقدر مارو نترسونید ما ده روز دیگه اعزامیم مشکین شهر همش تو استرسیم که چه بلاهایی میخوان سرمون بیارن اونم با وجود انتخابات و مسئولیتهای سنگینی که میدن بهمون..آدم از این میسوزه که هرکی سوسول تره و لازمه بره خدمت یا معاف میشه یا بهترین جامیفته ماهایی که سرمون به کاروزندگیمون گرمه و روپای خودمونیم بایدباسختترین شرایط توسختترین ارگان خدمت کنیم…خیلی بی عدالتیه خدایی

    • احمد کارآمد
      ۲۳ فروردین ۱۳۹۲ در ۱۸:۲۲ | #23

      رفیق نترس /کجا من ترسوندمت
      بعد رفیق اگر شما هدفت از زندگی شهادت باشه خدمت یه جوره دیگه بهت مزه میده
      بعد خیالت راحت اتفاقا شما که داری 10 روز دیگه میری انتخابات تموم میشه بعد شما تازه اموزشیت تموم میشه و نگران نباش موقع انتخابات همتون رو تو پادگان نگه میدارن

  19. امير
    ۲۱ تیر ۱۳۹۴ در ۰۹:۰۶ | #24

    من هم در کلانتری ملارد کرج بودم .یک چیزی که برای من عجیب بود فساد شدید این منطقه بود. مواد و فسلد جنسی
    خدایی کل منطقه اعم از کلانتری و……. فاسد بودن

  20. امیر
    ۱۸ آبان ۱۳۹۴ در ۱۵:۰۸ | #25

    عمر جوونا بعد از سربازی تبدیل به سرباری میشه،باید الاف بشینن گذر عمرو ببینن،

    ا س۲و امیرحسین ……. .یگان خدمتی: پاسگاه پلیسراه میناب- جاسک ،انتظامات ستاد فرمانده ای استان اصفهان و کلانتری ۲۱ سپاهانشهر شهرستان اصفهان ،سرباز وظیفه همیشگی نیروی انتظامی،

  21. Fardin
    ۱۷ اسفند ۱۳۹۴ در ۱۴:۰۰ | #26

    من نبود ۱ روز میکشم خدمت بهتر راهنمایی و رانندگی بخصوص کرمانشاه ببینم این ۱ روز هم به سلامتی تموم میشه

  22. پدرام
    ۳۰ فروردین ۱۳۹۵ در ۰۹:۰۴ | #27

    پنج سال برا دانشگاه علاف شدیم..دوسال هم سربازی
    ترس از سربازی رفتن نیست..ترس از تموم کردن سربازی هست که هیچجوره کسی به فکر آینده ت نیست..شرایطی جلو پات نمیزارن..فقط و فقط هم انتظارات بسی احمقانه دارند.خدایا درست بشو نیست ..مگر که امام زمان (عج) ظهور کنه.
    به والله همین امیدمون هست
    خدا قسمت بعضیا قرار داده تا خدمتی برای کشور کنند.ولی کم کاری میکنند

  23. افشین95
    ۲ اردیبهشت ۱۳۹۵ در ۱۷:۰۴ | #28

    سلام
    ماهم بعد ی سال ونیم پیچوندن بامدرک کاردانی رفتیم سربازی

    البته هنوز دوروز خدمتیم وافتادیم نیروانتظامی ولیعصر تبریز

    فعلا در مرخصی ب سر می بریم تاشنبه😝

    شنبه هشت صبح پدرمون در آوردن😩😩😩

    خدا درحق ی سری ظلمه ک برن ودوسال طلایی علاف بگزرونن😥

  24. عرفان
    ۸ شهریور ۱۳۹۵ در ۱۵:۱۴ | #29

    سلام میخوام از خاطره سربازی براتون بگم پون میدونم با اشتیاق میایدو میخونید .من ۲۰روز از خدمتم در پادگتن شهید دستغیب جهرم میگذره البته اموزشیم هنوزا ولی باید بگم چند روز اول سخته شاید یکی دوروز اول بخوای فرار کنی از دیوار که شدنی نیست با تیر از کمر به پایین میزننت ولیاینم بگم که بعده یه هفته عادت میکنید وبراتون راحت میشه خب خدمته دیگه رفتی ادم شی هتل کهنیست گرچه ادم هم نمیشی بد تر هم میشی ولی باید بگم خوش میگذره و هرکی نره از دست داده ما اینجا ظهره ها از شدت افتاب و گرما میپزیم وشب ها و صبح ها از شدت سرما یخ میزنیم در خدمت برنامه س دارید یعنی صیح ها ساعت ۴:۳۵ دقیقه بیدار باش هست و ارشد گروهان با اون صدای تو مخیش بیدارت میکنه و باید تا قبل ۵ برید مهدیه نماز که اجباری هم هست بعد نماز صبحانه و بعد نظافت که براتون تعین میکنن هرکس یه قسمت ۶:۱۵ دقیقه اماره باید به خط شید و برید صبح گاه رژه برید تا دو سه ساعت و اگهبد رژه برید تنبیح میشید وباید مثل خر بدوید و سینه خیز برید اگه سیگاری هستید سعی کنید تو پادگان نبرید که به …. میرید و بازداشتی داره تا ۱۰ روز البنه اگه یه نخ بگیرن بیشتر از یه نخ دادگاهی داره و بعد رژه میاین دوباره امار میگیرن و میرید سره کلاس که خودش کرکره خندس ۴تا کلاس دارید هرکدوم دو ساعت البته بینه کلاس ها یه رب استراحت دارید ساعت ۶ بعد از ظهر دوباره نظافت و شام و دوباره مهدیه و ساعت ۹:۳۰ دقیقه خاموشی من دیگه حوصله ندارم بنویسم ولی باید بگم اگه چند روز اولو تو افتاب نشینی هارو تحمل کنید خوش میگذره

  25. zanyar
    ۲۶ مهر ۱۳۹۵ در ۱۶:۲۶ | #30

    داداشای گلم که برج ۹۵/۸/۱ واسه بیگلری اعزام میشن بیان کانال زیر

    http://telegram.me/joinchat/CqSOzAk5RMt2plOBGCE

  1. بدون بازتاب