خانه > اجتماعی, اهل بیت, پوستر-عکس, علمی, فرهنگی, مذهبی > از خدا بخواهیم یا از ائمه؟

از خدا بخواهیم یا از ائمه؟

یکی از دلایلی که وهابی ها شیعیان را به شرک متهم می کنند توسل به ائمه اطهار و درخواست حاجات از ائمه است.که اغلب شیعیان به خاطر عدم آگاهی، توانایی پاسخگویی به این شبهات را ندارند.

آیه ذیل را با دقت و تامل بخوانید:

يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ ابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسِيلَةَ وَ جاهِدُوا فِي سَبِيلِهِ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ (35)مائده

ترجمه:

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد پرهيزگارى پيشه كنيد و وسيله‏اى براى تقرب به خدا انتخاب نمائيد و در راه او جهاد كنيد باشد كه رستگار شويد.(35)مائده

” وسيله” در اصل به معنى تقرب جستن و يا چيزى كه باعث تقرب به ديگرى از روى علاقه و رغبت مى‏شود مى‏باشد.وسیله در فرهنگ فارسی معین نیز به معنی “آنچه به توسط آن به دیگری تقرب جویند”است.

بنا براين وسيله در آيه فوق معنى بسيار وسيعى دارد و هر كار و هر چيزى را كه باعث نزديک شدن به پيشگاه مقدس پروردگار مى‏شود شامل مى‏گردد كه مهمترين آنها ايمان به خدا و پيامبر اكرم (ص) و جهاد و عبادات همچون نماز و زكات و روزه و… می باشد.

شفاعت پيامبران و امامان و بندگان صالح خدا كه طبق آیات صريح قرآن باعث تقرب به پروردگار مى‏گردد، در مفهوم وسيع توسل داخل است، و همچنين پيروى از پيامبر و امام موجب نزديكى به ساحت مقدس پروردگار مى‏باشد وحتى قسم دادن خداوند به مقام پيامبران و امامان و صالحان كه نشانه علاقه به آنها و اهميت دادن به مقام و مكتب آنان مى‏باشد جزء اين مفهوم است.

لازم به تذكر است كه هرگز منظور اين نيست شیعیان چيزى را از شخص پيامبر يا امام ،مستقل از خدا تقاضا می كنند، بلكه منظور اين است شیعیان به خاطر مقام و جایگاهی که  پیامبر و امامان در نزد خداوند از طریق بندگی او کسب کرده اند از آنان میخواهند که دعایشان نمایند و شفیعشان در نزد حضرت باری تعالی باشند و اين معنى نه بوى شرک مى‏دهد و نه بر خلاف آيات ديگر قرآن است و نه از معنی آيه فوق خارج مى‏باشد. (دقت كنيد)و طبق آیه255 سوره بقره حق شفاعت به اذن خدا در اختیار بندگان صالح قرار دارد.” كيست كه در نزد او، جز به فرمان او شفاعت كند؟! “(بنا بر اين، شفاعت شفاعت‏كنندگان، براى آنها كه شايسته شفاعتند، از مالكيت مطلقه او نمى‏كاهد.)

لازم به ذکر است از آيات ديگر قرآن نيز به خوبى استفاده ميشود كه وسيله قرار دادن مقام انسان صالحى در پيشگاه خدا و طلب چيزى از خداوند به خاطر او، به هيچوجه ممنوع نيست و منافات با توحيد ندارد، در آيه 64 سوره نساء ،خداوند خطاب به پیامبرش می فرماید:وَ لَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جاؤُكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّاباً رَحِيماً

” اگر آنها هنگامى كه به خويشتن ستم كردند (و مرتكب گناهى شدند) به سراغ تو مى‏آمدند و از خداوند طلب عفو و بخشش مى‏كردند و تو نيز براى آنها طلب عفو مى‏كردى، خدا را توبه‏پذير و رحيم مى‏يافتند”.

قرآن - شعبان المعظم -پیامبران - شبهه - شرک - وهابیت - فرقه ضاله وهابیت - اهل تسنن- اهل بیت - رسول الله - ائمه اطهار - شیعیان -پوستر ولادت حضرت علی اکبر - پوستر ولادت امام زمان -پوستر نیمه شعبان - توسل به ائمه - اباصالح المهدی - تحقیق - حيات برزخى - امام شافعى - عايشه -روزنه گنبد رسول الله - پوستر ولادت امام حسین -پوستر ولادت امام سجاد - رافضی ها - پوستر ولادت ابوالفصل العباس -شیعه و سنی - اتحاد شیعه و سنی -خرافات - رجب - رمضان -شعبان - زیارت عاشورا - دعای توسل - دعای کمیل - اعیاد شعبانیه - امیرالمومنین - آیه قرآن-

برای دریافت تصویر در ابعاد بزرگتر کلیک کنید

و نيز در آيه 97 سوره يوسف مى‏خوانيم كه: برادران يوسف از پدر تقاضا كردند كه در پيشگاه خداوند براى آنها استغفار كند و يعقوب نيز اين تقاضا را پذيرفت.

در آيه 114 سوره توبه نيز موضوع استغفار ابراهيم در مورد پدرش آمده كه تاثير دعاى پيامبران را در باره ديگران تاييد مى‏كند و همچنين در آيات متعدد ديگر قرآن به اين موضوع اشاره می نماید.

در مورد این موضوع چه در منابع اهل سنت و چه در منابع شیعیان روایات بسیار زیاد و در حد تواتر داریم که به خوبی استفاده می شود که توسل به این معنی هیچگونه اشکالی ندارد  و در این جا مجال مطرح کردن آنان را ندارم و فقط در ادامه به دو روایت که مورد وثوق اهل تسنن هست اکتفا میکنم تا شبهه توسل به ائمه بعد از وفاتشان نیز حل شود.

در مورد جایز بودن  توسل به پيامبر (ص) بعد از وفات چنين نقل مى‏كنند كه  سالى در مدينه قحطى شديدى شد، بعضى از مردم از ” عايشه” راه حل خواستند، او سفارش كرد كه بر بالای قبر پيامبر روزنه‏اى در سقف ايجاد كنند تا به بركت قبر پيامبر از طرف خدا باران نازل شود، چنين كردند و باران فراوانى آمد!.

” ابن حجر مكى” در كتاب” صواعق” از” امام شافعى” پيشواى معروف اهل تسنن نقل مى‏كند كه به اهل بيت پيامبر توسل مى‏جست و چنين مى‏گفت:

آل النبى ذريعتى             و هم اليه و سيلتى‏

ارجو بهم اعطى غدا             بيد اليمين صحيفتى

” خاندان پيامبر وسيله من هستند آنها در پيشگاه او سبب تقرب من مى‏باشند”” اميدوارم به سبب آنها فرداى قيامت نامه عمل من به دست راست من سپرده شود”.

در اينجا لازم است به یک نكته اشاره كنم:

بعضى اصرار دارند كه ميان این مطالب فقط برای زمان حیات پیامبر صادق است، در حالى كه گذشته از روايات كه بسيارى از آنها مربوط به بعد از وفات است، از نظر يك مسلمان، پيامبران و صلحاء بعد از مرگ” حيات برزخى” دارند، حياتى وسيعتر از عالم دنيا دارند.همانطور كه قرآن در باره شهداء به آن اشاره كرده است و مى‏گويد آنها را مردگان فرض نكنيد آنها زندگانند.

به مناسبت ماه شعبان المعظم  که به طبع آن مردم ما نیز بیشتر در مجالس مذهبی شرکت میکنند، وظیفه خود دیدم  آنچه در مورد این شبهه تحقیق کرده ام خلاصه وار به عرض عزیزان برسانم.

این لینک را هم ببینید ضرر نمیکنید:

++کلیپ:لایه چهارم ” جدایی نادر از سیمین”

همین مطلب در :مشرق نیوزرجا نیوز(لینک مستقیم) ,  عمارنامهبولتن نیوز , بچه های قلم ,  فرهنگ نیوزخبرنامه دانشجویان , شهید آوینی , عماریون ,خبرگزاری دانشجو ,  دی نیوزندای انقلاب, اول نیوز , حریم یاس , رزمندگان شمال , فکرت , فصل انتظار

شادی روح امام و شهدا صلوات

  1. ۵ تیر ۱۳۹۱ در ۲۳:۳۷ | #1

    سلام
    توسل علاوه بر اینکه با نقل یعنی قرآن و سنت و اجماع قابل اثبات است کاملا هم عاقلانه به نظر می رسد.
    بدیهی است که انسان خیلی وقت ها طلب و درخواست خود را از یک رئیس کل به وسیله معاونین یا روابط عمومی به گوش او می رساند.:) البته در مثل مناقشه نیست

  2. ۶ تیر ۱۳۹۱ در ۱۴:۲۵ | #2

    دانلود كليپ صوتي
    بررسی جریان سازی های اخیر پیرامون ترور شخصیتی دکتر علی شریعتی
    http://amin-davari.blogfa.com/
    بسيار جالب حتما دانلود كنيد

  3. مسعود
    ۶ تیر ۱۳۹۱ در ۱۷:۳۶ | #3

    جایی بودم یکی از اهل منبر مثال جالی زد. گفت همه ما خانه هایمان تلفن داریم و می توانیم از آن استفاده کنیم. اما گاهی تلفن ها خراب می شوند. آن وقت باید رفت جایی تماس گرفت که تلفنش کار کند. ما همه با خدا می توانیم صحبت کنیم اما گاهی این دلها بواسطه گناه خراب شده و خط نمی دهد. آن وقت می رویم سراغ یک عده که خطشان دایم وصل است. آنها همین ائمه هدی هستند.

  4. ۶ تیر ۱۳۹۱ در ۱۷:۳۸ | #4

    سلام علیکم
    ممنون خیلی خوب بود خصوصا این روزها، پست اخیر بنده هم در این رابطه هست .

  5. عرفان
    ۶ تیر ۱۳۹۱ در ۲۳:۲۴ | #5

    با سلام
    خداوند در قرآن می فرمیاد:
    1- ایاک نعبد و ایاک تستعین_ (خداوندا) تنها تو را می پرستیم و تنها از تو یاری می جوییم نتیجه: یاری طلبیدن از غیر خدا خلاف آیه است
    2- الذی جعل لکم الارض فراشا ….فلا تجعلوا لله اندادا و انتم تعلمون_ و او(خداوند) کسی است که زمین را مانند فرشی برای شما قرار داد و آسمان را مانن سقفی….. پس همراه با خدا کسی را نخوانید در حالی که شما می دانید.(البقره-22)
    3- و اذا سالک عبادی عنی فانی قریب اجیب دعوه الداعی اذا دعان فلیستجبوا لی ولیومنوا بی لعلهم یرشدون_ و هرگاه(ای پیامبر) بندگانم در مورد من از تو سوال کردند(که من کجا هستم)(بگو) پس من بسیار نزدیک هستم(و) دعای دعاکنندگان را هنگامی که از من بخواهند می پذیرم……..(البقره 186)
    4- الیس الله و بکاف عبده_ آیا تنها الله برای بنده اش کافی نیست؟(زمر-36)
    5- و نحن اقرب الیه من حبل الورید(و ما از رگ گردن به آنها نزدیکتریم)
    6- و لا تدعوا مع الله آخری(و همراه با خدا کسی دیگر را نخوانید)
    7- ان الذین تدعون من دون الله عباد امثالکم فادعوهم فلیستجبوا لکم ان کنتم صادقین(به راستی این کسانی را که بجز خدا به فریاد می خوانید بشرهایی هستند مانند شما، پس آنان را بخوانید و آنان هم(اگر می توانند)به درخواستتان پاسخ دهند اگر راست می گویید)(اعراف 194)
    8- ان تدعوهم لا یسمعوا دعائکم و لوا سمعوا ما استجابوا لکم و یوم القیامه یکفرون بشرککم(اگر آنها را به فریاد بخوانید صدای شما را نمی شنوند و اگر هم بشنوند نمی تونند پاسختان را بدهند و در قیامت به این(عمل)شرک آمیز شما کافر می شوند(رد می کنند و می گویند ما خبر نداشتیم))(فاطر 14)
    مائده 72
    زمر 38
    فرقان 17و18
    یونس31
    از کل آیات فوق می توان نتیجه گرفت که خداوندی که از رگ گردن به مانزدیکتر است و بسیار شنوا و بینا و قدرتمند و مهربانو بخشنده است نیازی به رابط(بشر آنهم از نوع فوت شده) ندارد بلکه کاملا برعکس این عمل را شریک قرار دادن برای خودش محسوب کرده است و مشرک را هرگز وارد بهشت نمی کند و تا ابد در جنم نگاه می دارد و اعمالش را هرچند حج کرده باشد و نماز خوانده باشد و… را همه را باد می کند و از بین می برد.
    در این باره هم پیامبرانش را نیز از این قتعده مستثنی نکرده و آنها را هم بیدارباش می کند که ای پیابر من اگر برای من شریک قرار دهی و دعاهایت را بجز من بطور مستقیم از کسی درخواست کن از من همه اعمالت را باد فنا می کنم و شدیدترین عذاب ها را نصیبت می کنم.
    برادر و خواهر مسلمان من این را بدان که مسلمان آزتد اندیش و عاقل مستقیم از خدایی می خواهد که درک کرده باشد او از رگ گردن به او نزدیک تر است.
    رابط نمی خواهد. واسطه نمی خواهد آن هم از نوع مخلوقات
    رحمش بسیار وسیع است و هیچگاه از او نا امید مشو(لا تقنطوا من رحمه الله)
    کسی منکر اولیا بودن ائمه اطهار و صحابه رسول الله نمی باشد و این را بدان آنها آمدند و رفتند و جان و مال خود را فدای دین اسلام کردند و گاهی هم با خون خود شهادت را خریدند و خداوند هم جواب این کارشان را با حذف کردن تمام ناخوشی ها از فکرآنها با بردنشان نزد خود و بی خبر کردنشان از اعمال محنت بار دنیا جبران کرد(بزرگترین رزق الله به شهدا)
    حال آنان نمی شنوند و نمی بینند مشکلات دنیایی را و اگر هم صدایشان کنیم هیچگاه جوابمان را نمی دهند
    متفکر باش و محقق و قرآن خوان

    • احمد کارآمد
      ۷ تیر ۱۳۹۱ در ۱۶:۱۱ | #6

      بهتر نبود به جای اینکه این همه آیه بیاوری کمی دقت میکردی که آیاتی که من آوردم کاملا با استدلال شما متناقض است و این جور می شود نتیجه گرفت که خداوند نعوذبالله در قرآنش تناقض گویی کرده!!یک جا می آید می گوید فقط از من بخواهید بعد یک جا میگوید از رسول من هم بخواهید .آیه 64 سوره نسا : اگر آنها هنگامى که به خویشتن ستم کردند (و مرتکب گناهى شدند) به سراغ تو مى‏آمدند و از خداوند طلب عفو و بخشش مى‏کردند و تو نیز براى آنها طلب عفو مى‏کردى، خدا را توبه‏پذیر و رحیم مى‏یافتند.یا پسران حضرت یعغوب هم لابد مشرک بودند؟؟یا لابد عایشه که مورد تایید شماست هم مشرک بوده است؟دقت کنید روایاتی که من از کتب اهل تسنن نقل کردم مورد تایید بزرگان اهل تسنن است.بد نیست بعضا آیاتی که ذکر کردید را در قرآن هم مطالعه کنید قبل و بعد آیات جواب شما را خواهد داد.این آیات اشاره دارد به کار بت پرستان که از مردگان خود برای رویاروی در مقابل خدا می خواستند کمک بگیرند.!!

  6. ۷ تیر ۱۳۹۱ در ۱۲:۴۳ | #7

    کاربر گرامي، سلام
    در تاريخ چهارشنبه 7 تير 91 نوشته (از خدا بخواهیم یا ائمه؟) شما به فهرست نوشته هاي برگزيده در مجله پارسي نامه افزوده شده است. اميدواريم هميشه موفق باشيد.

  7. ۷ تیر ۱۳۹۱ در ۱۶:۱۷ | #8

    سلام…خسته نباشید…مطلب خوب و بجایی بود…موفق باشید

  8. ۷ تیر ۱۳۹۱ در ۱۹:۵۵ | #9

    سلام و درود؛
    دوست عزیز این مطلب شما در پایگاه اینترنتی و بسته فرهنگی عمارنامه منتشرگردید.
    http://www.ammarname.ir/link/13329
    ما را با درج بنر و یا لوگو در وبگاه خود یاری نمایید .
    موفق و پیروز باشید .
    عمارنامه http://ammarname.ir/—- info@ammarname.ir
    یا علی

  9. مسعود
    ۷ تیر ۱۳۹۱ در ۲۰:۰۶ | #10

    بسیار حالب است که وهابیون همواره دقیقا همین آیاتی را که «عرفان» به آنها اشاره کرده است را به کار می برند بی آنکه کمترین توجهی به مخاطب آیات و شان نزول آنها داشته باشند. نتیجه این طرز از استدلال هم این است ظاهرا قرآن به کتابی متناقض تبدیل می شود که آیاتش ضد هم هستند!
    از عرفان می پرسم اگر من حرفهای شما را بپذیرم چگونه می توانم عمل کفر آمیز برادران یعقوب را توجیه کنم که :
    قالوا یا ابانا استغفر لنا ذنوبنا انا کنا خاطئین
    چرا مستقیما خودشان توبه نکردند؟ چرا یعقوب به آنها نگفت حرفان شرک به حدا است و خدا از رگ گردن به شما نزدیکتر است؟
    یا حرف ایشان را بپذیرم آیا از این به بعد کمک به سائل حرام نخواهد بود؟ حتما حرام است چرا که سائل خدا را کنار گذاشته و از مردم تقاضای کمک می کند . اما پس چرا خدا می گوید :
    و اما السائل فلا تنهر آیا کار سائل شرک نیست؟
    آیا براستی از این پس هر تقاضای انسانی از انسان دیگر را نباید شرک نامید؟ با توجه به آیاتی که شما نوشته اید!
    آیا خدا که خودش می گوید اقرضوا الله قرضا حسنا احیانا منظورش این است که بروید مسقیما پول کف دست خدا بگذارید ( العیاذ بالله) و به خدا قرض بدهید؟ جز این است که هیچ کس شک ندارد که معنای قرض دادن به خدا همان قرض دادن به بندگان خدا است؟
    مشکل شما این است که فکر می کنید معنای توکل به خدا قطع رابطه با اسیاب و خلقت او است. آری خدا است که شفا می دهد نه زنبور عسل اما همین خدا می فرماید
    خرج من بطونها شراب مختلف الوانه فيه شفا للناس
    آری. وسیله را هم همین خدا خلق کرده است. اگر چه خدا است که گناهان را می بخشد اما همین خدا می گوید
    وَ لَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جاؤُکَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّاباً رَحِیماً
    وقتی خدا کافی است چرا باید پیامبر برای کسی استغفار کند؟

    ضمنا خدا می گوید ولا تدعوا مع الله الها آخر یعنی معنای موارد ۲و ۶که عرفان مثال آورده زمانی است که کسی غیر خدا را اله بخواند. اما نه برادران یوسف و نه سائل و نه هیچ مومنی قتی از کسی طلب حاجت می کند او را اله و خالق نمی داند بلکه او را اسبال و وسیله می داند. اگر حز این بود پس همان خوارج راستی گفتند که قضاوت و حکمیت در اسلام حرام است که
    ان الحکم الا لله.
    ظاهرا ادبیات و منطق وهابیون شیاهت کامل با ادبیات و منطق خوارج دارد. منطقی که بر اساس آن خود پیامبر هم با قرار دادن سعد بن معاذ بن عنوان حکم در جنگ بنی قریظه از دین خارج شد!
    بگذریم که مثال های ۷ و ۸عرفان هم اساسا منظور اجنه و بتها هستند و اساسا ذکر آنها نشانه عدم اطلاع نویسنده از شان نزول آیات است.

    اما البته من می دانم درد این وهابی ها چیست. همیشه وقتی به این موارد می رسند می گویند مرده دیگر ارزش ندارد!
    که معنایش انکار روح و حیات برزخی اموات است. حیاتی که در آن نه تنها عالم دنیا را می بینند بلکه به اهل عالم دنیا وعده بهشت هم می دهنند:
    ولا تحسبن الذین فتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیا عند ربهم برزقون
    فرحین بما آتاهم الله من فضله و یستبشرون بالذین لم‏ یلحقوا بهم من خلفهم الا خوف علیهم و لا هم یحزنون‏

    لینک های زیر هم جالب هستند:
    http://ahlebeit.blogsky.com/1387/04/28/post-50
    http://www.kanoon-ansar.ir/emkanat/porsesh-va-pasokh/1–/71-%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%85%D8%A8%D8%B1-%D8%B4%D9%81%D8%A7-%D9%85%DB%8C-%D8%AF%D9%87%D8%AF-%DB%8C%D8%A7-%D8%AE%D8%AF%D8%A7%D8%9F-%D8%A2%DB%8C%D8%A7-%D8%AF%D8%B1%D8%AE%D9%88%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D8%AD%D8%A7%D8%AC%D8%AA-%D8%A7%D8%B2-%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%85%D8%A8%D8%B1-%D8%B5%D8%AD%DB%8C%D8%AD-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%9F.html

    • احمد کارآمد
      ۷ تیر ۱۳۹۱ در ۲۰:۰۹ | #11

      با تشکر از مسعود عزیز بابت پاسخ کامل و جامع ایشان

  10. ۸ تیر ۱۳۹۱ در ۰۸:۳۰ | #12

    @مسعود
    از پاسخ آقای مسعود تشکر میکنم . برای اهل تحقیق و ذهن حقیقت جو کافی بود.

  11. رهگذر
    ۸ تیر ۱۳۹۱ در ۱۰:۰۶ | #13

    @عرفان
    بسم سلام
    سلام علیکم و رحمة الله
    چند هفته است با یکی از دوستان اهل سنت پاکستانی از طریق چت مناظره میکنیم و از جمله شبهاتی که ایشان مطرح کردند همین بود و حقیر با ارایه دلایل عقلی ، نقلی و قرآنی موضوع را برای اشان تبیین کردم که به حتم به دلیل تعصب مانند مباحث قبلی نخواهند پذیرفت لذا دید منفی نسبت به صحبت و پاسخ به دوستان اهل سنت پیدا کرده ام ولیکن اینبار نیز به طور مختصر دلایل قرآنی شما را پاسخ میدهم:
    فرمودید:
    ۱- ایاک نعبد و ایاک تستعین_ (خداوندا) تنها تو را می پرستیم و تنها از تو یاری می جوییم نتیجه: یاری طلبیدن از غیر خدا خلاف آیه است
    پاسخ حقیر:درورد بر شما، و ما نیز فقط از خدا را میپرستیم و از او یاری میطلبیم و یاری طلبیدن از غیر خدا را خلاف میدانیم و معتقدیم که تنها خداست که یاری میدهد و به قدرتش کن فیکون میشود فلهذا ما از شخصا از خود اهل بیت چیزی را نمی طلبیم بلکه همانطور که در آیه35 مائده آمده است آنها را وسیله ای بین خود و خدای قرار داده ایم.
    بیشتر بدانیم!
    لازم به ذکر است که بعد از آیه ایاک نعبد و ایاک نستعین آیه اهدنا صراط المستقیم آمده است که به استناد وفور روایات و همچنین سند خطبه غدیر از خود منابع اهل سنت که در کتاب الغدیر علامه امینی موجود میباشد صراط مستقیم کسی جز علی ابن ابی طالب علیه السلام و اهل بیت پیامبر نیست،پیامبر در روز غدیر دست امیر الموئمنین علی علیه السلام را بالا گرفتند و فرمودند هذا صراط المستقیم
    فرمودید:
    الذی جعل لکم الارض فراشا ….فلا تجعلوا لله اندادا و انتم تعلمون_ و او(خداوند) کسی است که زمین را مانند فرشی برای شما قرار داد و آسمان را مانن سقفی….. پس همراه با خدا کسی را نخوانید در حالی که شما می دانید.(البقره-۲۲)
    این آیه و بقیه آیات شما مربوط به شرک است و از جمله دلایل به اصطلاح محکم وهابیون که به استناد به همین دلایل، تهمت واهی مشرک بودن را به شیعه میزنند و خون ان را مباح اعلام میکنند دوست عزیز ما در کنار خدا کسی را قرار نمیدهیم و همراه با خدا کسی را نمیخوانیم ما تنها خدا را میخوانیم و اهل بیت وسیله ای هستند برای تقرب جستن به خدا،دوست عزیز شما میتوانید معنای وسیله را از کتب مصباح اللغة ، لسان العرب، مقاییس اللغة و … بخوانید و بدانید که وسیله به معنای تقرب جستن و همچنین به معنای چیزی است که باعث تقرب به دیگری میشود میباشد.
    و ما طبق آیه صریح35 مائده و بسیاری دیگر از آیات قرآن عمل میکنیم آیا دستور خداوند را اطاعت کردن شرک است؟
    دوست عزیز ما اولیا الله را نمیپرستیم ما انها را وسیله میدانیم برای تقرب جستن به خدا حقیر اگر ذره ای احتمال تغییر در افکار شما دوست عزیز را میدادم در این مورد بیشتر با شما صحبت میکردم لیک از انجایی که شاید حرف علمای اهل سنت خود را بیشتر از دلایل قرآنی ما قبول دارید شما رجوع میدهم به کتاب بن علوی که بحث توسل را در تمام فرق اسلامی مورد بررسی قرار داده و دلایل جالبی را که برای اهل سنت قابل فهم باشد را در کتاب مفاهیم یجب ان تصحح صفحه116 و 117مطرح کرده است و شما میتوانید در این باره به این کتاب رجوع کنید و متفکر محقق و قرآن خوان باشید.
    وسلام علیکم و رحمة الله

  12. عرفان
    ۸ تیر ۱۳۹۱ در ۱۳:۳۷ | #14

    سلام علیکم و رحمه الله و برکاته
    از اینکه می بینم عزیزان بنده را و حرف هایم را قابل دانسته اند و بدان توجه نموده اند بسیار خوشحالم.
    حکمت نازل شدن قرآن این است که انسان ها به وسیله آن از طرف خداوند عزوجل از گمراهی بیرون آمده و به طرف نور و روشنایی و هدایت الهی بروند.
    حکمت کلی آیات هم فهماندن دستورات الهی است به بندگانیکه با شنیدن حق و برآن بودن تا چنیدین نسل و سپس انحراف یافته و به گمراهی به نام همان دین رفته اند، می باشد
    برادران و خواهران عزیزم؛
    هیچگاه خداوند عزوجل از اینکه مطلبی را به صراحت بیان کند از کسی ترسی نداشته و مانعی جلودار نبوده. وعده الهی هم محقق است همانا حفظ قرآن از انحراف و فراموشی در ادوار عالم.
    مهمترین مسئله همانا عبادت خالص برای الله می باشد و قراردادن رابط بین خود و خدا به بهانه اینکه ما از خدا به واسطه گناهانمان دوریم و فلان شخص که عابدی زاهد است و از خدا نزدیک است می تواند در این راه(رسانیدن تقاضاهای ما به الله) قادر است را پدران ما هم در ادوار گذشته تاریخ انجام داده اند مانند کسانی که لات و منات و عزی و یغوث و یعوق و نصر و… را که همگی طبق قول علما جزو اولیاء الله و افراد شاخص و سرشناس زمان خود بوده اند را واسط قرار میدادند. در این حال دو مرحله مجاز و غیر مجاز وجود دارد:
    1- مرحله مجاز: زمانیکه این اولیاء الله ها یا افراد سرشناس زنده بوده اند و مردم نزدشان می رفته اند و از آنها تقاضا می کردند که از درگاه الله سبحانه و تعالی برایشان طلب عفو و مغفرت بخواهند(هرچند خودشان هم دعا می کردند) و این طبق نظر اهل سنت و جماعت قابل قبول می باشد و سفارش ها شده است در این زمینه بس فراوان.
    2- مرحله غیر مجاز: و این زمانی می باشد که آنها(اولیاء الله ها) فوت شده اند و دیگر دسترسی به آنها امکان پذیر نمی باشد ولی با حیله های شیطانی(وعده شیطان منحرف کردن تمام انسان ها می باشد از راه راست) و طی مدت زمانی شاید طولانی در کنار درخواست مستقیم از الله سبحانه و تعالی و رفتن نزد دیگر اولیاء یا بزرگانشان(زنده ها) برای دعا کردن برایشان نزد الله سر قبر بزرگانشان می رفتند که آنها هم(به گمان خودشان) برایشان نزد الله دعا کنند و این همان مطلبی است که خدکتتان عرض می کنم.
    در باره گزینه اول هیچگاه خداوند عزوجل بندگانش را سرزنش نکرده است بلکه اجازه این کار را بدانان داده است و از آنجایی که الله سبحانه و تعالی از کسی نمی ترسد بدون هیچگونه اشاره ای دال بر غیر مجاز بودن عملشان علاوه بر اجازه آن را وسیله ای قرار داد تا هم بندگان مخلصش و هم دیگر بندگانش که دچار انحراف در اعمال و گاه عباداتشان شده اند را بخشیده و حتی بیشتر از پیش به خود نزدیک گرداندشان. و تا زمانی که وارد مرحله دوم نشده بودند هیچ اتفاقی نیفتاد ولی با آغاز مرحله دوم الله سبحانه و تعالی بندگانش را هشدار داد که فقط من را بخوانید و تنها من را عبادت کنید و تنها از من یاری بخواهید نه از مردگانتان که نمی شنوند و اگر هم بشنوند نمی ت.انند جوابتان را بدهند و در روز موعودم از کردار و عمل شما دوری می جویند و انزجار خود را اعلام می دارند.
    اینجاست که عاقل در می بد و غافل در می رود. عاقل به همان راه پیامبران و اولیاء الله و ائمه اطهار علیم السلام خود را نزدیک می کند و غافل دور می گردد از آن قافله
    انسان تا زمانی که زنده است قادر است ولی به محض اینکه دار فانی را به مقصد دار باقی ترک کرد دیگر اختیاری ندارد. اگر داشت عده ای از بندگان نمی گفتند پروردگارا ما را به دنیا باز گردان تا عمل نیک انجام دهیم.
    برادر و خواهر عزیزم مطلب آخر را عرض می کنم و رفع زحمت می کنم و این صرفا برداشت شخصی من نیست:
    انسان تا زمانیکه زنده است می تواند از خوب و بد عمل انجام دهد و نامه عملش را سرشار از بدی یا نیکی کند ولی به محض ترک دنیا نامه عملش بسته می شد و چیزی بدان اضافه نمی شود مگر در حالاتی که رسول الله صلی الله و علیه و آله و سلم فرموده اند و همانا آنها هم محدود اند به موارد ی که عرض می کنم:
    1- کتابی مفید الفائده در راه خدا نوشته باشد. و این کتاب تا زمانی که کافر و مسلمانی از آن استفاده کنند برای او حسنه نوشته می شود
    2- چاه آبی را حفر کرده باشد و آن را در راه خدا در اختیار عموم قرار داده باشد
    3- بنایی را ساخته باشد مانند مسجد،مدرسه و.. و آنرا در اختیار عموم قرار داده باشد یا زمینش را وقف آن کرده باشد و یا باغی را وقف عموم کند
    4- فرزندی صالح از او بجای مانده باشد. و این فرزند هر عمل خوبی انجام دهد برای والدینش هم حسنه نوشته می شود و اگر کار بدی انجام دهد فقط برای خودش نوشته می شود نه برای وادینش
    5- مردم دیگر برایشان دعای خیر کنند(و این اهمیت دعا را می رساند در اسلام)
    خارج از اینها دیگر نامه اشان بسته می شود
    و در مقابل این پنج مورد فوق الذکر متقابل به راس آن هم وجود دارد که در نامه اشان شر نوشته می شود
    حال عزیزان ما چگونه از مردگانمان تقاضا می کنیم به امید دعا کردن برایمان نزد الله در حالی که هر عمل نیکی پاداشی دارد ولی برای آنها نوشته نشود؟؟؟!!
    این است همان سخن الله سبحانه و تعالی که: شما کسانی را به فریاد می خوانید که مانند شما بشر هستند؟ آنها صدای شما را نمی شنوند و اگر هم بشنوند نمی توانند پاسختان را بدهند و در قیامت اعلام نا آگاهی می کنند از کردار شما
    برادران و خواهران عزیزم
    کسی از اهل سنت و جماعت منکر الله و پیامبرانش و ائمه اطهار نیست بلکه برعکس. طبق دستور الله عمل می کنند و در دعاهایشان فقط از خدا می خواهند نه از غیر الله که مردگانند.
    می توانید خود مطالعه کنید و سوال بپرسید که اولین پیامبر الله برای ارشاد مردم به راه راستی که مردم از آن منحرف شده بودند همانا حضرت نوح علیه السلام بود و قبل از آن همگی افرادی که از جانب الله فرستاده می شدند فقط برای تصدیق کار دگری و تشویق مردم به ماندن در همان راهی که بوده اند ولی بعد از آن با آمدن پیامبر نوح علیه السلام ارشاد مردم به اسلام آغاز شد. حال من از شما این سوال را دارم که هر عاقلی می داند بزرگان زمان پیامبر نوح که مردم آنها را رابط بین خود و خدا قرارشان داده بودند همگی صالح، اولیا و مقرب درگاه الهی بوده اند. حال شما چرا به طور صریح در کنار اینکه مردگان را به فریاد می خوانید آنها را هم به فریاد نمی خوانید؟ اولیا که اولیا است و مقرب و با هم تفاوتی ندارد مگر در اندازه عباداتشان؟؟؟؟؟؟!!!!!!
    چرا در کنار مردگان فرشتگان را هم به فریاد نمی خوانید. درحالیکه آنها هم زنده اند و هم مقرب درگاه الهی؟ چرا اجنه مسلمان را به فریاد نمی خوانید؟
    در آخراول برای خودم و سپس برای همگی شما عزیزان آرزوی توفیق و هدایت دارم.
    ربنا اغفر لنا و لاخواننا الذین سبقونا بالایمان و لا تجعل فی قلوبنا غلا للذین آمنوا

  13. علی اکبر
    ۸ تیر ۱۳۹۱ در ۱۵:۵۵ | #15

    اعوذ بالله من الشیطان رجیم

    وَلاَ تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُواْ فِي سَبِيلِ اللّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْيَاء عِندَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ
    هرگز كسانى را كه در راه خدا كشته شده‏اند، مرده مپندار، بلكه زنده‏ اند كه نزد پروردگارشان روزى داده مى‏شوند.

    وَ لا تَقُولُوا لِمَن یُقْتَلُ فی سبِیلِ اللَّهِ أَمْوَتبَلْ أَحْیَاءٌ وَ لَکِن لا تَشعُرُونَ

  14. علی اکبر
    ۸ تیر ۱۳۹۱ در ۱۵:۵۹ | #16

    اعوذ بالله من الشیطان رجیم

    وَ لا تَقُولُوا لِمَن یُقْتَلُ فی سبِیلِ اللَّهِ أَمْوَتبَلْ أَحْیَاءٌ وَ لَکِن لا تَشعُرُونَ

    وَلاَ تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُواْ فِی سَبِیلِ اللّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْیَاء عِندَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ
    هرگز کسانى را که در راه خدا کشته شده‏اند، مرده مپندار، بلکه زنده‏ اند که نزد پروردگارشان روزى داده مى‏شوند.

  15. مسعود
    ۸ تیر ۱۳۹۱ در ۲۰:۳۶ | #17

    جای تاسف عمیق است که کسی به خود اجازه دهد و بخواهد بنا بر تمایلات خود قرآن را تفسیر کند در حالی که نه مجکم و متشابه آن را می داند و نه ناسخ و منسوخ آن را.
    بسیار متاسف شدم که جناب عرفان به جای هر گونه پاسخ منطقی به استدلالت شیعه مدعی می شوند که قرآن همه به صراحت است و به بهانه اینکه خدا از کسی نمی ترسد که به صراحت نگوید! آری . خدا هرگز از کسی نمی ترسد اما گاهی مسلمانان را امتحان می کند:

    هو الذي انزل عليك الكتاب منه ايات محكمات هن ام الكتاب واخر متشابهات فاما الذين في قلوبهم زيغ فيتبعون ما تشابه منه
    باید پرسید آیا خدا از صراحت می ترسد که در قرآن متشابهات گذاشته است؟ پس خدا همیشه صراحت ندارد. آری. راه دریافت حقیقت قرآن همان راسخون در علم هستند. همانها که پیامبر خدا آنها را اخوان توامان قرآن خواند:
    انی تارکم فیکم اثقیم کتاب الله و عترتی. ان تمسکتم بهما لن تضلوا ابدا.

    اما وقتی مسلمانها عترت را کنار می کذارند و با ظن و گمان خود به دنبال عمل به آیات می گردند البته حتما گمراه خواهند شد. همان کاری که خوارج کردند.

    حال ظاهرا وهابیون یک پله کوتاه آمده اند و توسل را به مجاز و غیر مجاز تبدیل کرده اند و مدعی هستند که توسل زمانی مجاز است به شخص زنده صورت گیرد!
    حال آنها می پرسم اولا چرا شما معتقدید توسل به شخص زنده مجاز است؟ مگر طبق همان آیاتی که دايم به آنها اشاره می کنید از اساس توسل حرام نیست؟ از کجا فهمیدید یاری جستن از شخص زنده حرام نیست؟

    ثانیا: اتفاقا اگر حرف توسل مجاز و غیر مجاز شما را بپذیریم معلوم می شود که توسل به برخی اموات مجاز است و به برخی نه. با این حساب توسل به شهدا قطعا مجاز است چرا که آنها زنده اند. مگر آنگه آنها را جز سایر اموات بجاب آورید:
    و لا تقتلوا لمن یقتل فی سبیل الله اموات بل احیاء ولكن لاتشعرون
    جالب و تاسف آور اینکه الان همین وهابیون با دهها زبان در ورودی مزار شهدای احد نوشته اند مردگان را زیارت نکنید!

    سوم اینکه شما می گویید انسان بعد از مرگش دیگر قادر به اکتساب هیچ عملی نیست. در حالی که این هم باز درست بر ضد قرآن است. شهدا نه تنها مسلمانان را می بینند بلکه به آنها بشارت هم می دهند و آنها را به بهشت دعوت می کنند. حال اگر آنها قادر بر هیچ عملی نیستند چگونه با اهل دنیا سخن می گویند؟

    مغالطه بیجایی که وهابیون می کنند این است که بین کسب حسنات و سیئات و انجام عمل فرق نمی گذارند. بگذارید از عرفان بپرسم آیا به نظر شما برای بچه ای که به سن تکلیف نرسیده حسنه و یا گناهی نوشته می شود؟ قطعا جواب منفی است. اما آیا به این معنی است که بچه قادر به هیچ کار خیر و شری نیست؟؟؟

    بر کودک تکلبف نیست. برای انسان هم پس از مرگ تکلیفی نیست. اما شهدا و صلحا بعد از مرگ هم قادر به انجام اعمال هستند لیکن دیگر برایشان حسنه و سیئه ثبت نمی شود.
    اینجا است وهابیون در مقابل این همه معجزه که فقط از مزار راس الحسین در مصر می بینند تنها به انکار متوسل می شوند و خواهان تخریب و نابودی آنها می شوند!
    وهابیون آنقدر مرده را بی ارزش می دانند که یادشان می رود بنی اسراییل حتی به بقایای اموال موسی و هارون علیهما السلام متوسل می شدند و خدا هرگز اینکارشان را شرک که ننامید هیچ بلکه تابوت عهد را که دست کنعانیان افتاده بود به آنها باز گردانید:
    أتیکم التابوت فیه سکینه من ربکم و بقیه مما ترک آل موسی و آل هارون

    از همه جالبتر استدلال با مزه وهابیون است که می گویند اگر شما راست می گویید چرا به سایر اولیای خدا متوسل نمی شوید! اولیا که اولیا است و مقرب !
    گر چه این حرف نشان از شدت فاصله وهابیون با معارف قرآن دارد و برای شیعه و اهل سنت بسیار خنده دار به نظر می رسد اما به جناب عرفان عرض می کنیم اتفاقا به هیچ عنوان اولیا در یک رتبه نیستند . حتی انبیا هم در یک رتبه نیستند:
    تلك الرسل فضلنا بعضهم على بعض منهم من كلم اللـه ورفع بعضهم درجات
    إن الله اصطفى آدم ونوحا وآل إبراهيم وآل عمران على العالمين
    پس نه تنها اولیای خدا برابر نیستند بلکه حتی مکانهای روی زمین و خانه ها هم برای عبادت برابر نیستند:
    في بيوت أذن الله أن ترفع ويذكر فيها اسمه يسبح له فيها بالغدو والآصال
    پس حتی بعضی مکانها برای ذکر خدا بر برخی دیگر شرف دارند.
    البته جهت اطلاع جناب عرفان عرض می کنیم که گر چه ایشان خبر ندارند اما ما به همه اولیا و انبیا متوسل می شویم.
    ما به زیارت انبیای متعدد می رویم اظهار حاجت می کنیم. اگر ایشان نمی دانند بررسی کنند فقط چند پیغمبر و یا شاگرد پیغمبر در ایران هستند که قبرشان زیارتگاه مردم شیعه است. ما اصحاب کهف را هم زیارت می کنیم. به زیارت شهدای و علما و صلحای فراوان می رویم. حتی در اذن های دخول به فرشتگان سلام می کنیم و از آنها برای زیارت اذن می خواهیم و بر آنها درود می فرستیم. کافیست به دهها زیارت و ادعیه ما کسی مراجعه کند تا حتی سلام ما بر خالد و حنظله را در دعای ام داوود ببیند. ما حتی پشت جای پیای پیامبری سجده می کنیم که
    اتخدوا من مقام ابراهیم مصلی

    اما البته بدیهی است که
    نام احمد نام جمله انبیا است
    چون که صد آمد نود هم پیش ما است

    ما بزرگنرین شفیع و ما توسل ما نزد خدا به محمد و آل محمد است.
    نکته ای که بسیار مایه تاسف است این است که همه آنچه ما می گوییم مورد اتفاق همه مسلمانان بود و تا قرن ششم زمان ابن تیمیه که اساسا خدا را هم جسم می دانست و اعتقادی به امور روحانی و برزخی نداشت احدی در این خصوص تردید نداشت. که این فرد هم با برخورد شدید علمای اسلام نتوانست کاری از پیش ببرد تا قرآن بیستم که اروپاییان رسما هر چیزی را جز عالم ماده انکار کردند و با کمک آنها مجددا نظرات ابن تیمیه مطرح شد…

    هوب است جناب عرفان سری بزنند به قبر الوحنیفه یا سوابق تاریخی قبر عبدالقادر گیلانی و معر.ف کرخی را ببینند. شخصیتهای اهل سنت که مورد توسل برادران اهل سنت بوده و هستند. بنا بر این عرفان سنی نیست و قطعا وهابی است و بهتر است از جانب اهل سنت عرض حال نکند.
    من به عرفان برای آخرین تذکر می گویم که پیغمبر و ابوبکر و عمر قطعا دین را از تو بهتر بلد بودند. چرا آنها را زیر
    سقف دفن کردند؟ چرا در خانه یک زن – عایشه – دفن کردند؟
    مگر قبر نباید زیر آسمان باشد؟ مگر زن حق حضور بر سر قبر را دارد؟
    مگر شبها در خانه عایشه چراغ روشن نمی کردند؟ آیا عایشه نمی فهمید که چراغ روشن کردن سر قبر مرده حرام است؟ آیا این همه مسلمانان در طول تاریخ که برای پیغمبر و اهل بیت و صحابه گنبد و بارگاه درست کردند کافر بودند؟
    چرا وقتی ابوجعفر منصور عباسی روی قبر عباس عموی پیغمبر بارگاه بنا کرد هیچ یک از فقهای بزرگ و امام های اهل سنت نگفتند حرام است؟

    مسلمانها! آن قبری که باید آزاد باشد قبر انسانهای معمولی است. قبر موحد
    واقعی باید مسجد شود. این دستور خود قرآن است در مورد اصحاب کهف:

    و قالوا الذین غلبوا علی امرهم لنتخذن علیهم مسجدا..
    آیا روشن کردن مسجد از موکد ترین مسحبات نیست؟

    دوباره نگویید این آیه قرآن منسوخ است و مال قبل از اسلام است. اگر منسوخ است ناسخش کجا است؟
    اگر احادیث ناسخ قرآن می توانند باشند – العیاذ بالله – پس چرا وقتی خانه
    عایشه را داخل مسجد کردند هیچ یک از صحابه و تابعین نگفتند وجود مسجد روی قبر حرام است؟
    چرا همین عایشه گفت سقف را از روی قبر پیامبر کنار بزنید تا خدا بر شما باران ببارد؟
    کی را گول می زنید؟
    این همه مسلمانان نفهمیدند شرک است الا ابن تیمیه که بعد از 500 سال فهمید ؟ همان ابن تیمیه ای که می گفت خدا با نردبان از آسمان پایین می آید؟
    بله ابن تیمه موفق نشد. چون در شام بود و مرکز علما . علمای خود اهل سنت کفر او را اعلام کردند.
    اما مکتب عبدالوهاب در نجد منطقه ای که عملا بسیار کم جمعیت و دور از علما و مراکز علمی اسلام مثل حجاز و شام و مصر بود ظهور کرد و با زور اسحله آل سعود و پول نفت خود را به عنوان اسلام معرفی کرد.
    قطعا اگر عبدالوهاب در مصر این عقاید را گفته بود همانجا به عنوان کافر خونش را می ریختند. اما امان از مستشار انگلیسی..
    اما در پایان لازم است بگویم اگر کسی باز هم برایش شکی مانده برود و تحقیق کند چرا دور قبر پیامبر را سرب ریخته اند. آری صلیبیها مخفیانه دو نفر را فرستاده بودند تا با زدن نقب جسد پیامبر را بدزدند و به آن اسائه ادب کنند. در همان شبها حاکم وقت شام خواب دید پیامبر را که به او فرمود به دادم برس و محل آن دو نفر صلیبی را به او نشان داد. ولی دمشق شخصا به مدینه آمد و آن ودو نقر را دقیقا در همان جایی که که پیامبر به او نشان داده بود یافت و دستگیر و اعدام کرد و سپس دستور دارد دور قبر مطهر را بکنند و با سرب مذاب پر کنند…

    آری این ماجرا از مسلمات تاریخ است و هنوز هم دور قبر پیامبر به همان صورت باقیست اما آیا اگر قرار بود صلیبیها آثار پیامبر را نابود کنند آیا هرگز به درجه وهابیون موفق می شدند که وهابیون گردند و همه آثار پیامبر را یکی بعد از دیگری به بهانه شرک نابود کردند و حتی عقیده مسلمانان را به بدن مطهر پیامبر به تمسخر گرفتند؟

    آری. اگر عقیده وهابیون نبود فلسطین هرگز اشغال نمی شد. اسراییل هرگز تشکیل نشد مگر بعد از آنکه وهابیون اعتقاد مردم را به مقدس بودن زمین و قبور انبیا سست کردند.
    این است همان راز واقعی اصرار وهابیون برای جنگ با قبرها و جنگ با مسلمانها به جای جنگ با اشغالگران فلسطین.

  16. عرفان
    ۹ تیر ۱۳۹۱ در ۰۲:۰۶ | #18

    وقتی قرآن به زبان عربی و در میان خود اعراب نازل شد هر انکس که آیاتش را می شنید و یا می خواند متوجه می شد.
    متوجه می شدند که تا کنون بر گمراهی آشکاری بوده اند و پدارنشان نیز همانطور. بون واهمه ای برگشته و دین اسلام را پذیرفتند و روز به روز ترقی کردند و گسترش دادند تا آسیای شرقی و تا اروپا و نیمه ای از آفریقا
    اما هنگامی که دین الهی را کم کم و طی نسل های متمادی مورد تهمت و افترا و هزار دستگی قرار دادند روزگار ما به اینجایی ختم شده اسن که دشمنان اسلام به نام آزادی! و دمکراسی! وارد خانه هایمان شدند و خواهران و مادرانمان را با شکم های پر از فرزندان زنا در زندان هایشان نگه داشته اند و قرآن را تیرباران کردندد و بر آن ادرار ریختند و دسته دسته در چاه فاضلاب ها انداختند. و اما ما چی؟؟؟!!!
    ما را به جان هم انداخته و با نام سنی و شیعه و شیعه و وهابی و هزار کوفت و زهرمار دیگر هر آنچه خواستند و می خواهند بر سرمان آوردند و می آورند.
    برادر و خواهر عزیز من؛
    خداوند فرموده است اگر در چیزی(حتی اندک) دچار شک و تردید و وهم و گمان و اختلاف شدید به دستورات الله و رسولش برگردید اما ما چی؟! به راستی از آن گریزان نشده ایم؟ به جای بازگشت به کتاب الله و دستورات پیامبر به فلانکس و فلان کتاب نرفته ایم؟
    من می گویم الله در کتابش با صراحت بیان داشته تنها از من یاری بخواهید و لا غیر اما بعضی ها می گویند ما از مردگان هم می خواهیم! آیا قرار دادنشان بین خود و خدا همان خواستن نیست پس چیست؟ خداوند عزوجل وقتی از کسانی مانند شهدا سخن به میان می آورد دو هدف بیشتر ندارد:
    یکی اینکه شهدای راه الله دارای چنان مقامی هستند که بدون هیچ نارحتی دارند نزد پروردگارشان زندگی می کنند و رزق و روزی دریافت می کنند و از ارتداد و مشرک شدن و بی نمازی و بی وضویی و روزه خواری و هزاران هزار عمل منافی با اسلام ما زمینیان نا آگاه اند و الا نارحت می شدند و افسوس می خوردند و این دقیقا منافات دارد با وعده الهی مبنی بر شاد بودن آنها
    دوم اینکه ما زمینیان هم بدان جهاد فی سبیل الله ترغیب شویم و هراس به دل راه ندهیم و به عزت دوران پیامبر و اصحاب و تابعین و تابع تابعین برگردیم. آنها ما را دلخوش می کنند و وعده همان زندگی خودشان را می دهند اما کجاست صدایشان؟ کجاست صورتشان؟ چه کسی آنها را دیده و یا سخنانشان را شنیده است؟
    تا زمانیکه ما ایرانیان بر اساس قرآن و سنت رسول الله عمل می کردیم در اوج اقدار دینی و علمی بودیم اما حال چطور؟ آن زمان تولید کننده علم ما بودیم و اکنون مصرف کننده صرف.
    تا بوده اهل سنت و جماعت واقعی بر این مدعا بوده اند که می شود از زنده خواست که به تو کمک کند در حل مشکلات ولی از مرده هرگز زیرا چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است. اگر مردگان قادر بودند به انجام عملی هیچگاه شر را انتخاب نمی کردند بلکه همیشه به دنبال خیر می بودند تا نامه عملشان پر بارتر شود.
    مرده به کسی می گویند که روح از بدنش خارج شده و جسم دنیوی او فانی شده است و روحش نزد الله(برای شهدا) یا در مکانی خاص(برای عموم) نگهداری می شوند و قادر به انجام کاری هم نیستند.
    حال بیندیش و متفکر شو در کتاب الله
    و اما در مورد آقای مسعود!که نوشته اند”آری. اگر عقیده وهابیون نبود فلسطین هرگز اشغال نمی شد. اسراییل هرگز تشکیل نشد مگر بعد از آنکه وهابیون اعتقاد مردم را به مقدس بودن زمین و قبور انبیا سست کردند.” من از شما و از همه این سوال را دارم که در طول تاریخ اسلام کدام نقطه از ممالک اسلام توسط شیعه ها فتح و یا پس گرفته شده است؟ که شما دم از اهل سنت می زنید؟!
    هیچ انسان عاقلی این را منکر نمی شود که آنانی که گذاشتند قسمتی از مملکت اسلامی به چنین روزی بیفتد کسانی بوده اند و هستند که از قرآن و سنت رسول الله صلی الله و علیه و آله و سلم دور شده اند. مقصر اند و خطابار و در روز موعود می بایست جوابگوی عملشان باشند. این حرف تنها اهل تشیع را شامل نمی شود بلکه امت اسلامی را شامل می شود که دوری از الله و رسولش است که ما را به چنین روزگاری کشانیده است.
    اما من از شما می پرسم این خاک اسلامی که توسط عده ای به یهوذیان تقدیم شد! را چرا کسانی مانند حزب الله!!!!! لبنان یا جناب آقای بشار الاسد!!!!! که هردو شیعه می باشند را پس نگرفته اند. بلاخره هرچی باشه وظیفه اشان است.
    لب کلام من این است که جنلب های شما!!!! و جناب های ما!!!! فرقی با هم ندارند بلکه می بایست همگی به قرآن و سنت رسول الله چنگ بزنیم و به اقتدار برسیم نه به اختلاف.
    برای یک مسلمان واقعی هیچ فرقی ندارد چه کسی غیر الله را به فریاد می خواند خواه به نام سنی باشد یا شیعه و یا هر عقیده و مرام دیگری. مشرک مشرک است و لا نفرق بین احد منهم.
    هر کس در هرکجا که باشد می تواند از زندگان بخواهد برایش دعای خیر کنند و از درگاه باریتاعلی برای او و یا هرکس دیگر آمرزش بخواهند اما اگر از او بیشتر از این را طلب کنند امکان انحرافشان بسیار زاید می شود.

    و السلام علی من تبع الهدی

  17. مسعود
    ۹ تیر ۱۳۹۱ در ۰۳:۴۳ | #19

    گمان می کزدم حداقل جناب عرفان حداقل به سخن قبلی خود وفادار خواهند ماند و دوباره نظر نخواهند گذاشت اما چه باید کرد که تعصب وهابی مانع از پذیرش استدلال منطقی است.
    جای تاسف بیشتر اینکه ایشان مصمم به فرار از پاسخ و تکرار حرفهای قبلی خود هستند که البته جز این انتظاری نیست.
    آری. همین قدر بس که ایشان هنوز با اصرار می گوید نباید از مردگان کمک خواست! گویا تا به حال همه آیات و براهین ما از قرآن و سنت پیامبر و سیره اهل بیت و حتی اصحاب و تابعین و ائمه اهل سنت با دیوار بوده است! گویا تا ابد باید بر اشتباهی اصرار کرد که نتیجه کج فهمی محض از قرآن به سبک خوارج است.

    جالبتر از همه اینکه جناب عرفان این آیه را قبول دارند که
    رَبَّنَا اغْفِرْ لَنَا وَلِإِخْوَانِنَا الَّذِينَ سَبَقُونَا بِالْأِيمَانِ وَلا تَجْعَلْ فِي قُلُوبِنَا غِلاًّ لِلَّذِينَ آمَنُوا رَبَّنَا إِنَّكَ رَؤُوفٌ رَحِيمٌ

    اما خودشان شدیدترین بغض و کینه را نسبت به همه مسلمانان قبل از ابن تیمیه دارند و اعمال همه شان را مرده پرستی و کفر می دانند! آیا براستی این شیعیان هستند که به زیارت قبر ابوحنیفه می روند یا عبدالقادر گیلانی؟ چرا به دروغ می گویید اهل سنت به مردگان کاری ندارند؟ اتفاقا شیعه و سنی کمترین اختلافی در اصل موضوع توسل نداشتند تا عبدالوهاب با عقایدش ظهور کرد. ابن تیمیه را خود علمای سنی تکفیر کردند و کشتند. اما امان از وقتی که سلاحههای آمریکایی و پول نفت بزور یک عقیده باطل را اسلام معرفی کند.

    اما جناب عرفان کار را به جایی رسانده است که به صراحت در صدد رد قرآن و انکار نص آن بر می آیند و می گویند:
    اما کجاست صدایشان؟ کجاست صورتشان؟ چه کسی آنها را دیده و یا سخنانشان را شنیده است؟!!!

    به راستی اگر یک منکر خدا و کمونیست می خواست قرآن را رد کند چه جمله ای جز این می گفت؟
    آیا جناب عرفان نمی خواهند بگویند اصلا چه کسی فرشتگان و کرام الکاتبین را دبده؟ اصلا چه کسی بهشت و دوزخ را دیده؟ چه کسی سجده درختان و ماه را دیده؟ چه کسی تسبیح همه مخلوقات جهان را شنیده؟ پس لابد نه تنها بشارت دادن شهدا به اهل دنیا از نظر اهل سنت دروغ است بلکه حتی تسبیح گویی اجرام عالم هم کذب است گر چه خدا در جواب امثال عرفان می گوید:
    وَإِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَلَكِنْ لَا تَفْقَهُونَ تَسْبِيحَهُمْ

    سنگ بر احمد سلامی میکند. کوه یحیی را پیامی میکند.
    ما سمیعیم و بصیریم و خوشیم. با شما نامحرمان ما خامشیم
    ( بگذریم که گوینده ابیات فوق یک سنی است همین حضرت جلال الدین رومی مشهور به مولوی)
    باز هم تکرار می کند روح شهید نزد خدا است. پس خود خدا کجاست؟ آیا روح شهید نزد خدایی نیست که به قول خودتان از رگ گردن به انسان نزدیکتر است؟ راستی مگر روح بقیه مردگان نزد خدا نیست؟ اصلا چه چیزی در حالم نزد خدا نیست؟ آری. کسی که پرو ابن تیمیه است که برای خدا جان و مکان تعریف می کند و معتقد است که خدا از آسمان پایین می آید همانطور که ابن تیمیه از منبر پایین می آید باید هم مدعی شود روح شهدا دیگر از عالم جدا است حال آنکه به صراحت قرآن به اهل همین عالم دنیا روح شهید بشارت بهشت می دهد.

    گر چه این اظهارات از کسی که خود را مسلمان می داند مایه شرمساری است اما از طرفی هم مایه عبرت است و تاییدی دیگر برای اینکه مادر اصل وهابیت نه اسلام بلکه مکاتب ضد الهی غربی هستند که همه چیز را در عالم ماده و اجسام محصور می دانند. البته آنچه بیشتر جای تاسف دارد اینکه اکنون که در خود غرب ماهیت روح و توانایی های آن و مباحث متافیزیک مجددا احیا شده است الان عده ای به نام اسلام هنوز در عوالم صد سال قبل اروپاییان به سر می برند
    تا جایی که حتی آیات مصرح قرآن را ولو در مورد ساختن مسجد بر قبور اموات و یا حتی تمسک به اموال پیامبران درگذشته انکار می کنند.

    اما چیزی که بیش از همه ظاهرا جناب عرفان را برآشفته ماجرای حقیقت وهابیت و تشکیل آن به عنوان مقدمه ای برای ایجاد کشور جعلی اسراييل است. که همانطور که انتظار داشتم بیش از هر چیز به قبای وهابیون بر می خورد.
    آری. اگر وهابیت نبود امکان نداشت مسلمانان بنشیند و از دست رفتن سرزمین مقدسی چون فلسطین که محل نزول وحی و قبر مطهر هزاران پیامبر است را تحمل کنند. اما چه باک زمانی که وهابیون حتی غار حرا و نقطه آغاز وحی بر ختم رسل را بی ارزش می دانند و مسلمانان را از رفتن به آن منع می کنند دیگر تکلیف فلسطین و قدس و الخلیل از روز روشنتر است. استعمار با برنامه کامل ابتدا وهابیت را به وجود آورد و هر مسامانی بداند که تا وهابیت باقیست اسراییل هم باقیست. به مرحوم عبدالناصر «اسراییل را اول باید قصور ملوک عرب کشت و سپس در فلسطین»

    اما از همه سوگندانه تر اینکه عرفان می گوید ایرانی است و بعد می پرسد کدام سرزمین اسلامی را شیعه ها از دست کفار گرفتند! آقای عرفان! شیعه ها مدتها به جرم حب اهل بیت و اعتقاد به ولایتشان تحت تعقیب بودند و ساسا قدرتی نداشتند که بخواهند لشکری تشکیل بدهند و با کسی مبارزه کنند اما برای اینکه بدانید
    این شیعیان ایرانی و سردار قهرمانشان الله وردی خان و امام قلی خان بودند که در زمان شاه عباس صفوی برای اولین بار استعمار را شکست دادند و پرتغالیها را از بحرین و هرمز و گمبرون و سایر جزار خلیج فارس بیرون راندند حال آنکه مسقط و سایر منطق سنی نشین تا سالها بعد در دست پرتغالیها ماند.
    این مرحوم حیدر علی صاحب و فرزند رشیدش طیپو سلطان بودند که کفار هندو و استعمار گران انگلیسی را برای اولین بار در هم شکستند و حماسه سری رانگا پاتانام را خلق کردند حال آنکه سایر راجه های هند که متاسفانه برخی برادران سنی هم در بین آنها بودند با انگلسی ها متحد شده و از پشت به مرحوم طیپو سلطان خنجر زدند.
    این علمای شیعه بودند که برای اولین بار با فتوای تحریم تنباکو کمر استعمار انگلیس را در ایران شکستند و نقشه هایشان را نقش برآب کردند.
    این شیعیان بودند که با انقلاب عراق سرزمین خود را از چنگ استعمار روباه پیر خلاص کردند.
    این شیعیان بودند که در اوج دنیای خدا و غلبه اندیشه های مادی کمونیسم و کاپیتالیسم با انقلاب اسلامی بزرگ خود کابوسی را برای دشمنان اسلام بوجود آوردند که هنوز تمام نشدنی است و بکوری چشم دشمنان اسلام و مزدوران آنها حکومت علمای شیعه در ایران با وجود همه فشار و تحریمهای اقتصادی و سیاسی موفق شدند از نظر علمی نظامی و سیاسی به جایی برسند که حتی تصورش هم برای وهابیون وابسته به آمریکا ناممکن است. به کوری چشم همه وهابیون.

    این شیعیان قهرمان لبنان بودند که قهرمانانه دشمن صهیونیست شیطان پرست که تا بیروت پیش آمده بود تا نقطه صفر مرزی عقب راندند حال آنکه علمای وهابی حتی دعا برای موفقیت این رزمندگان قهرمان را حرام اعلام کرده و هر گونه کمک به آنها را گناه دانستند!!

    آری. هرگاه مسلمانان به دین خود و منطق قرآن عمل کردند سر بلند شدند. شیعیان هرگاه به امام حسین اقتدا کردند و در مقابل زورگویان و مستکبران ایستادند سربلند شدند. اما اهل سنت چه کردند؟
    گذشت آن روزهایی که عثمانی ها هنوز رگ غیرت جهاد داشتند. گذشت آن زمانی ممالیک با اقتدار صلیبیان را با خفت و خواری از فلسطین بیرون کردند… کجا است بیبرس؟ کجا است صلاح الدین؟ کجا است سلطان سلیمان؟
    الان را ببینید. این وضع وهابیون است. حتی یک گروه سنی قهرمان که هنوز در پیکار با اسراییل است مانند حماس را هم به جرم همکاری با شیعیان مورد بی مهری قرار دادند.
    وهابی به هر جا می رود اول به جنگ مسلمان می رود. هدف وهابی در درجه اول ایجاد درگیری و جنگ داخلی در کشورهای اسلامی است. وهابی البته اعتراف می کند که هر کسی را مشرک می داند شیعه یا سنی که غیر خدا را یاد می کند! و با کمال پرویی می گوید مشرک مشرک است لانفرق بین احد منهم! و به این بهانه پول بیشتری را روانه کارخانه های اسحله سازی آمریکایی می کند.
    برای همین است که حتی فرق علوی را با شیعه و حتی بهایی نمی داند! از نظر او همه مشرکان شیعه اند! تازه می گوید همه قرآن و سنت چنگ بزنیم!
    کدام قرآن؟ قرآنی که شما با تمسک به چند آیه و بدون توجه بقیه آیاتش حکم می دهید و خود را مصداق نومن ببعض و نکفر ببعض می کنید؟ کدام سنت؟ همان سنتی که رسول و اصحابش را در خانه زنی زیر سقف دفن می کند و شما آن را گناه می دانید؟
    و بعد می گوید پس چرا شیعیان این سرزمین را نگرفته اند! لابد به همان دلیل که وهابیون محترم قصد سلاح آنها را دارند! وهابیونی که همه هم غم شان ایجاد اختلاف میان مسلمانان است و حتی یک گلوله هم به سمت اشغالگران فلسطین شلیک نکرده اند. الان شیعه را از همه طرف زیر فشار قرار داده اند و با اسراییل طرح دوستی ریخته اند و تازه می گویند چرا شیعیان هنوز فلسطین را آزاد نکرده اند!
    لازم نکرده شما نگران باشید. اگر راست می گویید با ارزان کردن نفت به جنگ دولتهای شیعه نروید. اگر راست می گویید دست از مبارزه با شیعه در لبنان بردارید. اگر راست می گویید به جای جنگ با شیعیان بینوای پاکستان قدری به جنگ اشغالگران کشمیر بروید. اگر خیانتهای بی پایان وهابیون نبود تاکنون اسراییل محو شده بود و حالا هم دیر نشده.
    ما از شما وهابیون انتظار کمک نداریم. فقط یکسال دست از ضربه زدن به ایران و نوکری برای آمریکا بردارید تا ما اسراییل های به همان جایی که آمده اند برگردانیم. گر چه کمک هم نکنید سر انجام ما پیروز خواهیم شد هر بر شما و هم بر اربابان استعمارگرتان:
    الا ان حزب الله هم الغالبون

  18. ۹ تیر ۱۳۹۱ در ۰۸:۰۰ | #20

    سلام
    موفق و مرید باشید
    عالی بود.

  19. ۹ تیر ۱۳۹۱ در ۰۹:۲۲ | #21

    با سلام مطلب شما در سایت دی نیوز درج شد
    http://daynews.ir/news/39427

  20. رضا
    ۹ تیر ۱۳۹۱ در ۱۴:۳۳ | #22

    با سلام
    از جواب های مستند جناب مسعود کمال تشکر را دارم
    سوال من از آقای عرفان این است:
    اگر واسطه قرار دادن اولیا ی خدا(از نظر شما اموات) توسط شیعیان مذموم است پس چرا افرادی مثل شاهین نجفی وقتشان را صرف بی احترامی به آن عزیزان می کنند؟
    آیا وهابیت دغدغه ی احیای اسلام را دارد؟مگر امام هادی از نسل پیامبر نیست؟ پس چرا تا کنون وهابیت انزجار خود را نسبت به این هتاکی اعلام نکرده؟
    جواب روشن است وقتی دشمن منبع ایجاد انگیزه در مسلمانان مخصوصا شیعیان را پیدا می کند ،آن را هدف آماج حملات قرار می دهد اگر جنس این منابع الهی سیاسی باشد ترفندهای سیاسی ،اگر فرهنگی باشد ،ترفندهای فرهنگی و اگر مذهبی باشد اقداماتی چون تشکیل فرقه های ظاله با ظاهر دین را تدارک می بیند.

  21. ۹ تیر ۱۳۹۱ در ۱۷:۲۴ | #23

    با عرض سلام خدمت شما دوست عزیز
    مبحث توسل از بدیهیات دین مبین اسلام هست و باید تعجب کرد از کسانی که خود را مسمسک به قران مینامند و توسل و شفاعت را انکار میکنند
    اینها بدیهیات دین و عقل را نمی فهمند
    موفق باشید

  22. عرفان
    ۹ تیر ۱۳۹۱ در ۲۱:۲۵ | #24

    سلام علیکم و رحمه الله و برکاته
    از نظر یک مسلمان واقعی فرقی ندارد که چه کسی و به چه اسمی به غیر خدا مستمسک شود. از اهل سنت باشد یا هر فرقه ی دیگری.
    از آنجاییکه متفکر بدان فکر خواهد کرد که حکمت از گفتن حداقل 17 بار در روز “خدایا تنها تو را می پرستیم و تنها از تو یاری می جوییم” چیزی جز رهایی از بند انسان پرستی و انسان محوری به الله پرستی و الله محوری نمی باشد، خواه این فرد خود یک مسلمان عوام باشد که تا بحال مطالعه دینی نکرده باشد و یا یک برادر و خواهر مسیحی، یهودی و یا از هر کجای این کره خاکی باشد؛ بطور واضح عدم توانایی بشر را و در راس آن خود را در می یابد و به سوی قادر مطلقی رهسپار می گردد که حی لا یموت است و خواب و مرگ برای او معنایی ندارد.
    برادر و خواهر عزیزم آیا تا بحال به این فکر کرده ای که چه فرقی است میان تویی که غیر خدا را می خوانی به نام مسلمان و کسی که بودایی است و بودا را می خواند و کسی که یهودی است و موسی و بزرگانش را می خواند و کسی که مسیحی است و عیسی علیه السلام را می خواند؟ اینان انسان اند و آنان هم انسان. اینان مردگان اند و آنان هم مردگان. شاید بگویی برابر یک مسلمان با یک بودایی؟؟؟!!! واقعا از کسی مانند عرفان(که همگی بنده را وهابی بیشتر خطاب کرده اند تا عرفان) بعید است که خود را مسلمان می داند و برابری بین کافر و مسلمانی را جایز می شمارد. من هیچگاه و به هیچکس اجازه توهین به آنان را برای خودم جایز ندانسته ام و نمی دانم زیرا اسلام من را منع کرده است از توهین کردن اما واقعیت(لااقل برای خودم) را می بایست بیان کرد و مراوده کرد با موافق و مخالف عقیده خودم تا باشد حقیقت را دریابم و بهترین را انتخاب کنم و شامل آیه قرار گیرم.
    هیچگاه هیچ فرد عاقلی به خود اجازه نمی دهد که به دیگری توهین کند اما بی عقلان چرا. خواه این فرد کسی باشد مطرب مانند نام برده از طرف “رضا” که به یکی از آل بیت رسول الله توهین کرده است و یا فردی مانند “حجت السلام دانشمند که در کلیپ های موجودشان” اهل سنت را همگی زنا زاده معرفی می کنند(می توانید در یو تیوب پیدا کنید)
    اما از آنجاییکه عاقلان اشارتی بس باشد؛ به جای اینکه وقت خود را با اراجیف و توهین بگذراند به مطالعه دقیق و عمیق نظریات می پردازد خواه موافق یا مخالف و در نهایت بهترین را انتخاب می کند.
    برادر و خواهر عزیزم من شما را به مطالعه کتاب و سخنرانی های “آیت الله برقعی القمی رحمه الله” که یار و همراه دوران حوزه و جهاد آیت الله خمینی بوده اند دعوت می کنم.این فرد آگاه وقتی که خود به تحقیق و بررسی احکام اسلامی اقدام کرد توانست راه راست را پیدا کند. چگونه؟ برایتان عرض می کنم.
    ایشان خود مستقیما به کتب معتبر اهل سنت و جماعت رجوع کردند که اموراتش مخالف با مذهب ایشان بود و کتب معتبر اهل تشیع را هم مورد بازبینی چندین باره قرار دادند و در نهایت آن شد که می بایست اتفاق بیفتد.
    من هیچگاه خود را نه سنی دانسته ام و نه شیعه و نه وهابی. حال بزرگان هرچه می خواهد دل تنگشان من رابنامند. فی سبیل الله آزاد اند تا روز قیامت که از خداوند منان به طور مستقیم و بدون واسطه!!!! می خواهم که ما را هدایت کند با راه راست
    از اول تا حاالا دوستان لطف کردند و من را مورد خطابه های خویش قرار داده اند و این چیزی را نمی رساند جز اینکه در راهی که بدان قدم گذاشته ام پیشرفتی بسیار اندک کرده ام و از خداوند ذالجلال پساسگزارم که من را از آن راهی که قبلا بوده ام برگرداند و راه راست را به من نشان داد.
    بار الهی تنها تو را می پرستم و تنها از تو یاری می جویم پس تنها از خودت می خواهم که من را از شیطان و شیطان صفتان دور گردان و هرآنکس را که قابل هدایت است هدایت کن و هر آنکس را که غیر قابل هدایت است شرش را از سر جامعه اسلامی کم کن.

  23. عرفان
    ۹ تیر ۱۳۹۱ در ۲۱:۲۸ | #25

    یک سوال از جمع:
    آیا اذانی که امروز در مسجد می شنویم همان اذانی است که در زمان رسول الله صلی الله و علیه و سلم داده می شد؟ آیا رسول الله هم می گفتند “اشهد ان علی ولی الله و یا اشهد ان علیا حجه الله”؟
    می توانید برایم اثبات کنید؟؟؟؟
    با تشکر

  24. مسعود
    ۹ تیر ۱۳۹۱ در ۲۳:۴۳ | #26

    جناب عرفان ! گر چه کسی که یکبار متن های شما را بخواند کوچکترین تردیدی در وهابیت شما آنهم از نوع بسیار افراطی آن نخواهد داشت اما شما را یکبار دعوت می کنم که از خود بپرسید آیا حرفهای شما با حرفهای منکران خدا و یا کسانی که خدا را جسم می دانند تفاوتی دارد یا نه؟ آیا از خود پرسیده اید که چگونه مدعی هستید اهل توهین کردن نیستید در حالی که به آسانی هر چه تمامتر مخالفان خود را مشرک می نامید؟ آیا این آزاد اندیشی است که به چای هر نوع پاسخ منطقی به استدلال مخالفانتان فرار کرده و مجددا حرف خودتان را تکرار می کنید؟

    البته بعد از این همه بحث می دانم انتظار تفکر منطقی از شما انتظار بیجایی است ؛ اما یکبار دیگر می پرسم: آیا واقعا جز این است چون شما سخن اجسام و ارواح را نمی شنوید خیال می کنید آنها هم سخن شما را نمی شنوند؟ آیا جز این است که با منطق شما همه ادعاهای قرآن در مورد حمد و تسبیح همه موجودات دروغ است؟

    شما از کجا فهمیدید که اموات قادر به سخن گفتن نیستند؟ در حالی که حتی سنگها و گیاهان بنا به نص قرآن در حال تسبیح خدا هستند؟ از کجا فهمیدید که مرده نمی تواند دعا کند؟ اتفاقا مرده می تواند دعا کند حتی اگر کافر باشد البته دعای کافر مردود است:
    حتى إذا جاء أحدهم الموت قال رب ارجعون .لعلي أعمل صالحا فيما تركت كلا إنها كلمة هو قائلها ..
    اما مومن نه تنها دعا می کند بلکه نگران مردم دنیا است و با خدا در مورد مردم دنیا سخن می گوید. آیا نخوانده اید سوره یس را و ماجرای حبیب نجار را؟
    قيل ادخل الجنة قال يا ليت قومي يعلمون .بما غفر لي ربي وجعلني من المكرمين..
    یا براستی اگر اسلام آخرین دین است و آیات قرآن تا روز قیامت باید مورد عمل باشد پس آیا نباید این آیه را حذف کنید؟ ظاهرا آیه زیر دیگر کاربردی ندارد!!!
    ولو أنهم إذ ظلموا أنفسهم جاؤك فاستغفروا الله واستغفر لهم الرسول لوجدوا الله تواباً رحيماً
    اما آیا می توان از کسی که حتی بشارت شهدا و توسل بنی اسراییل و مسجد بر سر قبر اصحاب کهف را خلاف آیین اسلام می پندارد انتظار داشت اشتباه خود را بپذیرد؟
    ضمنا جناب عرفان اینبار حرفی زدند که مدتها مشتاق شنیدن آن بودم و آن اینکه :
    آیا تا بحال به این فکر کرده ای که چه فرقی است میان تویی که غیر خدا را می خوانی به نام مسلمان و کسی که بودایی است و بودا را می خواند…!

    آری جناب عرفان. کفار هرگز از امواتشان نا امید نبودند نیستند! پس لطف کنید بگویید آن کدام کافران هستند که خدا در موردشان می فرماید:
    كما يئس الكفار من أصحاب القبور ……….!

    می دانید آنها کدام کفار در این آیه منظور است؟ آری. کفار آخرالزمان. همانها که همه عالم را در اجسام خلاصه کرده اند
    والا بنا بر اعتراف همین آقای عرفان؛ کفار قبل از اسلام از اهل قبور مایوس نیستند.

    می خواهم از شما آقای عرفان بپرسم آیا شما از خود پرسیده اید فرق شما با کسانی که اساسا منکر غیب و ملکوت هستند چیست؟ آیا همین کمونیست ها نبودند که روی مجسمه عیسی می نوشتند مردی که کشته شده و دیگر قادر به هیچ کاری نیست؟ البته این هم که شما عیسی را مرده می دانید خود نشان از عمق دوری شما از اسلام دارد که بنا بر نص صریح قرآن عیسی زنده است.
    حالا شما می گویید ما خدا را قبول داریم و کمونیست خدا را قبول ندارد! اگر این استدلال را می پذیرید چرا از مسلمانان قبول نکردید که آنها هم به هیچ عنوان مردگان را خدا نمی دانند در حالی که بودایی روح بودا را به هدای می پرستد. اما مسلمانان وقتی از کسی مرده ای التماس دعا می گویند و به او متوسل می شوند هرگز او را خدا نمی دانند.حتی وقتی که پشت جای پای پیامبری روی یک تکه سنگ سجده می کنند و نماز می گذارند باز هم آن پیامبر و جای پایش را خدا نمی دانند.
    مسلمان واقعی کسی است که بر راه حق می مانند اگر چه همه جهان از حق عدول کنند. این مسلمان است که می شود ابراهیم و باید بر چای پایش سجده کرد:
    ان ابراهيم كان امة قانتا لله
    اما جناب عرفان همین فدر بدان که جدا شدن کسی از راه حق و پیوستنش به باطل؛ حای حق و باطل را عوض نمی کند. گر چه ابوالفضل برقعی به هیچ عنوان همکار امام خمینی نبود و تنها در دوره ای کوتاه دوست آیه الله کاشانی بود. آن برقعی که شاگرد امام خمینی است آیه الله سید رضا برقعی مدرس حفظه الله هستند که ظاهرا شما در شناخت شخصیت ها اشتباه کرده اید – که اگر ایرانی بودید حتما فرق امام خمینی و آیه الله کاشانی را می دانستند- اما مگر شما و امثالتان وهابی هایی که حق را پذیرفته و به آیین تشیع پیوستند را پذیرفتید؟ آیا شما امثال علامه تیجانی یا دکتر عصام العماد را پذیرفتید و کمترین پاسخی به سخنان و نوشته های انان دادید که انتظار دارید ما بخاطر آقای برقعی از تشیع باز گردیم؟

    ضمنا تعریف و تمجید شما از خودتان البته مایه تعجب نیست که
    کل حزب بما لدیهم فرحون
    یهود گفت به تورات مى خورم سوگند وگر خلاف کنم همچو تو مسلمانم!
    شما هم حوشحال باشید که:
    تمتع بکفرک قلیلا انک من اصحاب النار

    اما یک چیز قطعی است. شما هرگز به خود زحمت ندادیده اید حتی یکبار به یک عالم مسلمان – البته غیر وهابی! – مراجعه کنید تا لااقل استدلالات مخالفان وهابیت را بشنوید و برای آن پاسخی بیاورید.

    ان اشد الناس عداوه للذین آمنوا الیهود
    براستی اگر وهابیون ذره ای اهل ایمان بودند باید یهود با آنها دشمنی می کردند. حال آنکه آنان یهود را اهل کتاب دانسته و شیعه ای را کافر می دانند که بیش از همه مورد نفرت و عداوت یهود و اسراییل است!

    اما ما دعوایمان با شما دعوای شیعه و سنی نیست. دعوای مسلمان و وهابی است. لذا هیچ جوابی برای سوال آخرتان نخواهم داد تا ابتدا حقانیت اسلام را بپذیرید. آن گاه هر گاه به عنوان یک سنی بحث کردید به شما خواهم گفت که اشهد ان علیا ولی الله تنها شعار سیاسی شیعه است و نگفتن آن هیچ اشکالی برای اذان ایجاد نمی کند و شیعه هم آن را جزو اذان نمی داند اما حی علی خیر العمل جزو قطعی اذان است که حذف آن از از اذان بدعت در دین خدا است.

    اما باز هم معرفت اهل سنت. بسیاری از اهل سنت هم برای مبارزه با فتنه اهل نجد و به جرم مخالفت با وهابیت توسط وهابیون در سراسر عالم اسلام شهید شدند. درود بر ارواح پاک و مطهرشان. که رسول خدا فرمود
    إنی أخاف علیهم أهل نجد..
    حال معلوم شد که ترس پیامبر نه به خاطر شهادت چند تن از مسلمانان که به خاطر فتنه ای بسیار عظیمتر بودکه
    و ما ینطق عن الهوی ان هو الا وحی یوحی
    بد نیست آقای عرفان استدلالهای اهل سنت را از کتابهای خود اهل سنت برای اثبات زیارت و توسل ببینند:
    http://www.islamweb.net/newlibrary/display_book.php?flag=1&bk_no=15&ID=2224

    فکر نمی کنم واقعا جای بحثی مانده باشد. البته برای کسی که ذره ای انصاف و منطق داشته باشد. شاید مباهله لازم باشد:
    خدایا شر اسراییل و صهیونیستهای یهودی و مسلمان نما را از سر اسلام کوتاه فرماید بحق محمد و آل محمد

    اما راستی وهابیون دعوایشان این است که نمی توان به مرده توسل کرد . بسیار خوب. ما به زنده برایتان توسل می کنیم:
    خدایا بحق سلاله پاک پیامبرت حضرت امام سید علی خامنه ای اگر این وهابیون فابل هدایتند آنها را هدایت کن و اگر نیستند بحق سید حسن نصر الله و مجاهدانش آنها را به همراه صهیونیسم از جهان اسلام پاک فرما.
    آمین.

  25. عرفان
    ۱۰ تیر ۱۳۹۱ در ۱۱:۰۴ | #27

    الحمد لله رب العالمین و صلی الله و سلم علی نبینا محمد و علی آله و اصحابه و ازواجه الی یوم الدین و لعنت الله علی اعداء الدین الی یوم الدین
    جناب آقای مسعود عزیز
    سلام بر شما و بر همه دیگر عزیزان
    هیچگاه کسی که خود را مسلمان بنامد و پیرو الله و رسولش نمی تواند هیچکدام از آیات قرآن و احادیث رسول الله صلی الله و علیه و سلم را انکار کند و یا حد اقل در آن شک کند.
    در جای جای قرآن موجود می باشد که “هر آنچه در آسمان ها و زمین هستند خدای را ستایش می کنند” و این غیر قابل انکار می باشد. اما برادر گرامی و عزیزان آیا خوانده اید آیات قرآنی را که بیان مردگان در آن است در آن هنگام که از گور بر می خیزند و وارد صاحه محشر می شوند؟ در آن حال آنها می گویند: چه شده است ما را این همان روزی است که به ما اختار(مشرکین و کفار) و وعده(مومنین) داده بودند. در این حال غیر مومنین می گویند: ای کاش اعمال نیک انجام می دادیم و بر راه پیامبرانمان می بودیم. اما افسوس و هزاران افسوس که محال است.
    حال این چه وضعی است که همه دوباره زنده می شوند و غافلگیر می شوند از آن مکانی که در آن اند و اظهار بی اطلاعی می کنند.چرا؟ چون طبق آیات و روایات بعد از سوال پرسیدن از آنها در قبر توسط ماموران الهی به خواب فرو می روند(مومنین) و تا روز قیامت بیدار نمی شوند اما برای کفار و مشرکین طبق وعده الله هیچگاه لذت نخواهند دید و دائم در عذاب خواهند بود. در قبر عذاب برزخی و در صحرای قیامت عدم تحویل گرفتنشان توسط الله تا زمانی که خود امر کند و عذاب دوزخی در جهنم. شاید بگویید بلعکس این هم برای مومنین صادق است بله درست است و آنها تا روز قیامت در خوشی برزخی و در صحرای قیامت آرام و منتظر برای سوال و جواب و پاداش نهایی در بهشت. برای مومن خواب در قبر بهترین هدیه است و خبری از عذاب نیست و فشار قبر و… شامل او نمی شود بلکه با خیال آسوده تا روز موعود به خواب فرو می رود و بی اطلاع از دنیا
    اما بحث شهدا کمی متفاوت تر است و آن اینکه دارای خوابی مانند اهل قبور نیستند بلکه نزد الله سبحانه و تعالی هستند و رزق و روزیشان را آنجا می گیرند ولی اشتراک آنها هم با اهل قبور در این است بی خبر اند از اهل دنیا.
    بشارت آنها هم بر این است که از فرط خوشحالی می یگویند مژده دهید و مژده باد که هر آنکس مومن و مانند ما شهید شود در راه الله بهشت جایگاهش خواهد بود.
    برادر عیز وقتی ما کسی را صدا بزنیم با هر زبانی که باشد صرفا خود وی را صدا زده ایم و نه کسی دیگر را مثلا:
    آقا مسعود؛ و این به این معنی است که من جناب آقای مسعود را صدا زده ام
    و در عربی: یا مسعود؛ و این همان معنی فارسی اش را می رساند
    و حال سوال بنده این است که اگر کسی که دچار مشکلی شده است و یا غیر خدا را در 1000%حالات طرف مرده است را می خوان مثلا می گوید”یا حسین” یا “یا شیخ عبدالقادر جیلانی” و یا هر کس دیگری این کجایش این مطلب را می رساند که در آن هنگام منظورش این است که ای امام حسین(درود خداوند بر روان پاکش باد) تو از خدا بخواه که کمکم کند؟
    آیا نمی شود مستقیم از خود خدا خواست؟ کار مشکلی است؟ هزینه بردار است؟ زبان در دهن نمی چرخد؟ و….
    آیا خدا (نعوذ بالله)پیر شده است یا خسته شده است یا کسانی را به جای خود گماشته است و خود در حال استحراحت می باشد؟ که مستقیم از او نخواهیم؟
    در نظر بگیرید خدای ناکرده ماشینتان دارد تصادف می کند و شما با خانواده اتان در آن هستید در این هنگام اولین کسی که به ذهنتان می آید و او را صدا می زنید آیا کسی بجز خدا می باشد؟ آیا در این هنگام فلان کس و فلان امام به فریادتان می آید؟
    چرا وقتی مریضی شفا پیدا می می کند می گویید امام حسین شفا داد. قبر آقا فلان کس بردمش شفا پیدا کرد؟ و هزارن مثلا دیگر
    من هیچگاه کسی را مشرک و کافر خطاب نکرده ام و باز هم تکرار می کنم در اسلام به من اجازه چنین توهینی نشده است. قصد من فقط این است که آگاهی بخشم دیران را و یاد بگیرم از دیگران. من که نعوذ بلله کامل مطلق نیستم که خود را بری از هر گناه و تاوانی بدانم.
    به جرأت می گوییم در میان اهل تشیع برادرانی واقع بین هستند که هزاران هزار اهل سنتی به گرد پایش نمی رسند و بلعکس ان هم صادق است
    منظور از اسلام برتری دادن شخصی بر شخص دیگری نیست بلکه رهانیدن همه از یوغ انسان پرستی به دایره خداپرستی است و در این میان ایرانی و اعرابی و آمریکایی فرقی ندارد. محمد علی کلای در آمریکا وقتی با قرآن آشنا می شود اسلام را می پذیرد و فردی هم در عربستان و یا قم ایران هم با کمنیست آشنا می شود و مرتد و مشرک می گردد. اصل استفاده صحیح از عقل است که اول من باید انجامش دهم سپس دیران را دعوت دهم.
    می خواهم اعترافی بکنم و آن اینکه: من هیچگاه خود را پیرو محمد بن عبدالوهاب و ابن تیمیه ندانسته ام. هر چند بعنوان یک انسان و یک صاحب فکر به آنان احترام می گذارم اما پیرو آنها نیستم ولی برادر عزیز کجای کتب ابن تیمیه و یا عبدالوهاب نوشته که الله مانند ما جسم است و دستش مانند دست ما می باشد و یا پایش مانند پای ما؟ مگر نشنیده ای که “لیس کمثله شیء”؟؟؟!!!
    از توی عزیز این تقاضا را دارم که مدرک ارائه دهید. ممنونتان می شوم
    و اما راجع به دو سوال فوق ام در مورد اذان من دلیل خواستم و شما نظر شخصی را گفته اید. من از کجا باور کنم در روایات! هست؟
    و لی این را بدانید هیچکدام از موارد دوگانه اذان دلیل و مدرکی موثق ندارند و بدعتی است در دین
    اگر اینطور می بودند پس نعوذ بلله از شخص پیامبر اسلام تا کنون به گمراهی رفته اند چون نگفته اند علی ولی خداست؟؟؟!!! آیا این استهزاء به دین اسلام نیست؟
    من پیرو سنت هیچگاه نبایست از بدعت های ایجاد شده در اصول دین پیروی کنم بلکه از آن دوری جستن به من امر شده است خواه به نام اهل سنت اضافه شده باشد و یا یا به نام اهل تشیع.
    بدعت در اصول دین جایز نیست زیرا ثابت اند ولی طبق شریط روزگار امکان ایجاد فضای باز در احکام فروعی وجود دارد آن هم طبق نظر علما نه شخص و یا گروهی خاص.
    مثلا تعداد نماز ها دراسلام برای ما تعیین شده است: نماز های پنچگانه، نماز عیدین، نماز میت ولی دیگر هیچگونه نمازی دیگر نداریم که عده ای آمده اند نماز آیات و نماز حاجات و… را آورده اند آن هم بدون مدرکی از قرآن(نماز از اصول دین است و شارح انها تنها خداست حتی شخص رسول الله هم نمی باشند)
    والسلام علی من تبع الهدی

  26. ۱۰ تیر ۱۳۹۱ در ۲۲:۵۷ | #28

    سلامی دوباره
    ببخشید من الان چند وقت درگیر کنکور بودم الانم یکم رفتم تو کار کسی رو هم ندارم واسم بنویسه
    تا وقتی خودم یه چیز بدرد بخور بتونم بنویسم میشه از متن های شما به همراه لینکتون
    تو وبلاگ استفاده کنم؟

  27. رضا
    ۱۱ تیر ۱۳۹۱ در ۰۰:۰۰ | #29

    باسلام
    خدمت جناب عرفان عرض شود که :آنهایی که از زنده شدنشان شگفت زده می شوند کسانی هستند که به روز رستاخیز باور قلبی نداشتد و ندارند اما ائمه ی معصومین (ع) حضرت پیامبر(ص) و حامی ولایت حضرت زهرا(س) ،در زمره ی چنین افرادی قرار نمی گیرند این امریست کاملا غیر قابل انکار.
    انسان پرستی یا همان امانیسم که غرب به خوبی از آن یاد میکند بسیار بسیار با بحث ما متفاوت است و شما دچار مغلطه شده اید آیا اهل بیت (ع) ماورای بشر عادی امروز و زمان خودشان نبودند ؟ آیا خداوند در قران کریم نفرمودند از پیشینیان خود عبرت بگیرید؟ حتی اگر بخواهیم عقلانی هم به این موضوع کاملا ساده بپردازیم استعانت جستن از این اسطوره های تاریخی کاری بسیار پسندیده است تا بتوامن راه رسیدن به خداوند متعال را سریع تر پیمود. آوردن نام مبارک حضرت علی (ع) در اذان، ریشه در ماجرای غدیر دارد شما را سوق می دهیم به مطالعه ی هرچه بیشتر در آن زمینه.اما مثال غلطی در مورد نماز به کار بردید نماز حالتی است که مخلوق با خالق خود صحبت می کند حال بخشی واجب و بخشی مستحب. شما که تاکید بر رابطه ی مستقیم با خداود را دارید پس چرا منکر نماز حاجت ،آیات ، شکر و … میشوید در این نماز ها که فقط خداوند مورد خطاب است؟؟؟؟؟؟؟؟
    البته راه هدایت بشر مسدود نیست و انسان هرگز نباید از لطف خدا و توجه اهل بیت نا امید شود که این نا امیدی هم حیله و ابزار شیطان است در مورد اثبات عنایات اهل بیت به شما حق می دهم که برایتان قابل درک نباشد چون ایشان افرادی را مورد توجه و شفاعت قرار می دهند که مجال ذکر آن در این فرصت نیست.اما توصیه ای برادرانه ی برای هدایت به صراط مستقیم ،حداقل برای یک بار هم که شده بپذیرید و امتحان کنید وآن توصیه این است حتما به سراغ مطالعه در مورد سیره ی شهدای جنگ تحمیلی هشت شال دفاع مقدس بروید در مورد چگونگی گذراندن شرایط سخت و طاقت فرسا در شرایط پیچیده ی عملیاتی آب و هوای و… که به اذن خدا از سوی اهل بیت برای شهدا فراهم میشد کتاب هایی چون خاک های نرم کوشک ،دا و…

  28. رضا
    ۱۱ تیر ۱۳۹۱ در ۰۰:۰۳ | #30

    @حسین(خادم هیئت بین الحرمین)
    سلام
    بنویس داداش ما که بخیل نیستیم

  29. مسعود
    ۱۱ تیر ۱۳۹۱ در ۰۰:۰۳ | #31

    ای وای…
    جناب عرفان! نه تنها کفار بلکه خود مومنین هم از روز محشر هراسناک هستند. و نه اموات گذشته خود را در روز محشر فراموش می کنند بلکه حتی افراد زنده ای هم که در روز محشر هستند اساسا همه چیز را از یاد می برند. حتی مادران فرزندان خود را فراموش می کنند . حتی حیوانات دچار هراس محشر می شوند:
    یوم ترونها تذهل کل مرضعة عما أرضعت وتضع کل ذات حمل حملها وترى الناس سکارى وما هم بسکارى ولکن عذاب الله شدید
    و اذا العشار عطلت و اذا الوحوش حشرت
    بنا بر این این سکر و بی خبری مال اموات نیست که مدعی شوید بخاطر مرگ بی خبر بوده اند! یک وضع همگانی است. البته بجز برای افرادی خاص. آنهایی که مشتاق لقاء الله در روز محشر و از شرور روز محشر در امان هستند هستند مثلا همان خاندانی که ذکرشان در آیه زیر آمده :
    إنما نطعمکم لوجه الله لا نرید منکم جزاء ولا شکورا . إنا نخاف من ربنا یوما عبوسا قمطریرا . فوقاهم الله شر ذلک الیوم ولقاهم نضرة وسرورا .
    آری. گناهکاران هستند که مانند افرادی که از خواب برخواسته اند در روز محشر سخن می گویند اما مومنین حقیقی نه تنها بی خبر نیستند بلکه بخوبی از مدت برزخشان آگاه بوده اند نخوانده اید سوره روم را که:
    وَیَوْمَ تَقُومُ السَّاعَةُ یُقْسِمُ الْمُجْرِمُونَ مَا لَبِثُوا غَیْرَ سَاعَةٍ کَذَلِکَ کَانُوا یُؤْفَکُونَ
    وَقَالَ الَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ وَالْإِیمَانَ لَقَدْ لَبِثْتُمْ فِی کِتَابِ اللَّهِ إِلَى یَوْمِ الْبَعْثِ فَهَذَا یَوْمُ الْبَعْثِ وَلَکِنَّکُمْ کُنتُمْ لَا تَعْلَمُونَ
    مشکل دقیق وهابیت این است که مرده برایش مرده است! اصلا قبول ندارد که مرده مثلا پیامبر با مرده ابوجهل تفاوتی دارد. می گوید هر دو مرده اند و هیچ اثری ندارند! حال آنکه خدا حتی می گوید سنگها هم برخی بر برخی دیگر برتری دارند چه رسد به ارواح انسانها!
    ان‏ من الحجارة لما یتفجر منه الأنهار و ان منها لما یشقق فیخرج منه الماء و ان منها لما یهبط من خشیة الله !
    حتی بری از سنگها از خشیت خدا می افتند! جای حیرت است که اثر یک سنگ مومن در دنیا در نظر وهابیون از روح پیغمبر بیشتر است! در صورتی نه تنها روح پیامبر بلکه حتی روح چند مومن مجاهد به قدری ارزشمند هستند که باید بر آنها مسجد ساخت نظیر اصحاب کهف. براستی اگر روح پیامبر و اصحاب پیامبر هم مانند سایر ارواح معمولی بود چرا آنها آنها را زیر سقف دفن کردند و بعد قبرشان را به مسجد ملحق نمودند و احدی از اصحاب و تابعین هم چنین کاری را شرک ننامید؟
    اما یک مطلب دیگر. گفته اید از کجا معلوم که کسی که می گوید یا محمد یا یا حسین یا یا عبدالقادر جیلانی حتما منظورش همان شخص است نه خدا؟
    اولا شما از کجا فهمیدید که نیتشان غیر خدا است؟
    یا أیها الذین آمنوا اجتنبوا کثیراً من الظن أن بعض الظن إثم
    مگر وقتی کسی به دکتر مراجعه می کند و می گوید آقای پزشک به دادم برس ، منظورش این است که پزشک العیاذ بالله خودش عامل شفا دهنده است؟ جز اینکه شما پزشک را به چشم می بینید و او را باور دارید و درخواست از او را شرک نمی دانید اما روح رسول الله را نمی بینید و بنا براین باور ندارید و تقاضا از او را شرک می دانید! درست شبیه کسانی که خود خدا را چون نمی بینند اساسا او را قبول ندارند.
    ثانیا همینقدر که شما مطمئن نیستید که کسی که پیامبر یا مومنین را مخاطب قرار می دهد آنها را خدا یا شریک او می دانند کافیست که تامل کنید و فورا آنها را مشرک نخوانید که این به دلیل سوء ظن شما است به مسلمانان:
    ولا تقولوا لمن ألقى إلیکم السلام لست مؤمناً
    آیا براستی وهابیون به اسلام معتقدند که هر روز صدها مسلمان را در نقاط مختلف دنیا به وحشیانه ترین شکلها می کشند به بهانه اینکه آنها را مشرک می دانند؟ این دقیقا مشابه رفتار خوارج است.
    اما اینکه می گویید چرا از خدا نخواهیم مگر خدا پیر شده است! البته نشان می دهد که ظاهرا مطالب قبلی را نخوانده اید. اما باز هم تکرار می کنم بلکه توجه کنید.
    برای خدا زمان و پیری و جوانی وجود ندارد چون اساسا خدا خودش خالق زمان است و محیط بر زمان است نه محاط در آن. اما همین خدا همه امور عالم را به اسبابش قرار داده است. اگر قرار بود خدا خودش مستقیما شفا دهد هیچگاه شفا را در دست و ئای زنبور عسل قرار نمی داد. اگر خدا می خواست برادران یوسف را مستقیما ببخشد نیازی نبودذ که آنها از پدرشان بخواهند برایشان استغفار کند. اگر خدا خودش مستقیما می خواست بنی اسراییل را کمک کند لازم نبود تابوت سکینه و بقیه اموال موسی و هارون علیهما السلام را برایشان بفرستد تا به آن تبرک و تمسک کنند. مگر خدا نمی گوید
    هو الذی انزل السکینه فی قلوب المومنین
    پس چرا فرمود
    یأتیکم التابوت فیه سکینه من ربکم و بقیه مما ترک آل موسی و آل هارون
    خدا خودش می توانست مستقیما گناهان امت را ببخشد اما به آنها گفت باید پیامبر برایشان استغفار کند:
    ولو أنهم إذ ظلموا أنفسهم جاءوک فاستغفروا الله واستغفر لهم الرسول لوجدوا الله توابا رحیما
    انسانها ها همه می توانند مستقیما با خدا صحبت کنند. خدا هم صدای همه شان را می شنود اما چرا دعای همه شان مستجاب نمی شود؟ چرا اینهمه مسلمانان دعا می کنند و دعایشان مستجاب نمی شود؟ مگر خدا نگفته
    اذا سالک عبادی عنی فانی قریب اجیب دعوه الداع اذا دعان …؟
    چون این دلها را گناه فرا گرفته است. برای همین است که باید از کسانی که وضعشان از ما بهتر است بخواهیم که برای ما دعا کنند. باید به سراغ پیامبر و اهل بیت او رفت:
    یا أیها الذین آمنوا اتقوا اللّه وابتغوا إلیه الوسیلة وجاهدوا فی سبیله لعلکم تفلحون
    وسیله چیست؟ همان که خدا فرمود. بروید پیغمبر برایتان استغفار کند.
    اما البته گاهی بجایی می رسد که حتی اگر پیغمبر هم برای کسی استغفار کند باز هم خدا او را نخواهد بخشید:
    سواء علیهم استغفرت لهم او لم تستغفر لهم لن یغفر الله لهم
    لذا بر خلاف ادعای شما ، اتفاقا زیارتگاههای ائمه نه تنها محل شرک نیست بلکه محل آموزش احکام دین ، قرائت قرآن و محل توبه و باز گشت به خدا است. اگر مسلمانی به زیارت برود و خیال کند این زیارت برای او کافیست و مثلا دیگر نیازی به نماز و روزه و حج و زکات و جهاد نیست ، زیارتش سودی به او نخواهد رساند. زمانی زیارت سودمند است که با توبه همراه باشد. همانطور که توبه برادران یوسف زمانی قبول شد که اولا خودشان پشیمان بودند و ثانیا دو پیامبر هم برایشان استغفار نمودند. این است اعتقاد حقیقی شیعه در مورد زیارت. والا خود ارواح و حتی افراد زنده را ما قادر به هیچ کاری نمی دانیم مگر به اذن خدا. آیا حضرت عیسی که روح الله بود کاری را بدون اذن خدا انجام می داد؟
    و اذ تخلق من الطین کهیئه الطیر باذنی فتفخ فیها فتکون طیرا باذنی و تبری الاکمه و الابرص باذنی و اذ تخرج الموتی باذنی.
    حتب اگر کسی معتقد باشد باشد پزشک می تواند کسی را بدون اذن خدا شفا دهد مشرک است.
    ضمنا جناب عرفان، سعی شما در انکار مکرر هویتتان بیهوده است. کافیست کسی ببینند شما سید ابوالفضل برقعی را البرقعی القمی نامیده اید تا متوجه شود شما مبلغی هستید که اخیرا به ایران آمده و یا تازه فارسی آموخته و حتی نمی داند فارس زبانها اصلا قبل از اسامی از الف و لام استفاده نمی کنند. مطالب دیگر شما هم بشدت نشان از شدت بی خبری شما از نظرات شیعه دارد در حالی که اگر ایرانی بودید حداقل چیزی در این خصوص بگوشتان خورده بود اما:
    نظر من در خصوص اشهدا ان علی ولله بهیچ وجه شخصی نیست و نظر قاطبه علمای شیعه است از هر کدام مایلید می توانید بپرسید. ما اعلام می کنیم مردم بدانید این اذانی که حی علی خیر العمل دارد اذان شیعه که هنوز بر سنت حقیقی رسول خدا پایدار مانده است. شما کافیست فقط یکبار از ماذنه های مسجد الحرام و مسجدالنبی حی علی خیر العمل بگویید تا ما دیگر هیچگاه اشهد ان علی ولی الله را به همراه اذان نگوییم.
    اما گفتم که شما وهابی هستید و نه سنی. چگونه است شما عمل توسل را که متعق به همه مسلمانان اعم از شیعه و سنی بوده اند شرک می دانید و معتقدید نعوذ بلله از شخص پیامبر اسلام تا کنون به گمراهی رفته اند! اما انتظار دارید ما نگوییم که کسی که معتقد به ولایت علی نباشد گمراه است و راه را به خطا رفته است؟ تازه اتفاقا این شمایید که بر خلاف اعتقادات خودتان افراد بیگناه را گمراه می دانید :
    راستی شما اعتقاد راسخ دارید که
    ان اصحابی کالنجوم فبایهم اقتدوا تهتدوا ..
    مگر نه؟ پس حساب شیعه بگذارید به اقتدا به سعد بن عباده که نه تنها با ابوبکر بیعت نکرد بلکه از مدینه خارج شد و بعد هم به قتل رسید! فرض کنید کسانی که با ابوبکر بیعت نکردند به سعدبن عباده رییس قبیله خزرج و صحابی رسول خدا اقتدا کرده اند! بنا بر این آنها هم اهل هدایتند! پس
    ضمنا در خصوص قرآن هم جای حیرت است که می گویید در قرآن سایر نماز ها نیامده پس اساسا چنان نمازی نداریم! بگویید کجا در قرآن گفته خوردن گوشت سگ حرام است؟ کجا در قرآن گفته نماز مغرب سه رکعت است؟ کجا در قرآن نماز تروایح آمده است؟
    آری اینها همه در احادیث است. اما شما انتظار دارید همه مسلمانها نظر یکسانی در مورد احادیث داشته باشند که قطعا انتظار بیجایی است. ما به هیچ عنوان اهل سنت را به دلیل این تفاوت ها کافر نمی دانیم و آنها نیز ما را کافر نمی دانند. اینها تفاوتهای فقهی است و خدا رحمت کند شیخ شلوت را که اساسا کرسی فقه جعفری را هم در دانشگاه الازهر ایجاد کرد تا ثابت کند این اختلافات نباید به وحدت مسلمانها خللی وارد کند. در ایران هم دانشگاهها کرسی فقه شافعی و مالکی و حنفی برقرار است و در این رشته ها دانشجو می پذیرد و اساسا در این موضوعات چیزی نیست که بخواهد مایه عدوات و کینه بین دشمنان باشد.
    این مصیبت بزرگ را وهابیت ایجاد کرده اند که با جمود محض تنها آنچه را خود می گویند عین اسلام می خوانند و مخالفانشان را بی محابا مشرک قلمداد می کنند. که این هم دقیقا در راستای سیاست استعمار برای تفرقه بینداز و حکومت کن است. به وهابی یاد داده اند اول باید اسلام را از شر شرک پاک کرد و آنها را به جنگ مسلمانان فرستاد یا هر جایی که مسلمانان به آرامش زندگی می کنند را متشنج نمود تا اراییل در امنیت و آسایش باشد! در خود غزه گروههای وهابی با حماس می جنگند و با اسراییل هیچ کاری ندارند! وجود وهابیت به سود کیست؟
    اما در مورد ابن تیمیه که شما بشدت نسبت به او وفادار هستید تا جایی که حتی قایل بودن وی به جسم بودن خدا را باور نمی کنید
    «ابن بطوطه» در سفرنامه خود مى نویسد: «ابن تیمیّه» درمسجد جامع دمشق که من حضور داشتم، بر بالاى منبر گفت: خداوند به آسمان دنیا فرود مى آید، همچنان که من از پلّه این منبر فرود مى آیم، و از منبر فرود آمد.
    عین مطلب فوق را ابن حجر عسقلانی هم نقل می کند. حال آنکه هر دوی این افراد سنی هستند و مخصوصا ابن حجر عسقلانی از دشمنم شدید شیعه بوده است.
    ابوحیان در تفسیر البحر المحیط نقل کرده است که در کتاب العرش که تالیف ابن تیمیه است چنین خواندم:ان الله یجلس علی الکرسی…..خداوند بر کرسی نشسته در حالی که مکانی را خالی نموده و رسول خدا نیز با او نشسته است!(کشف الظنون ج۲ ص ۱۴۳۸)
    فکر می کنم دیدن این دو لینک برای شما لازم باشد:
    http://salaf.blogfa.com/post-481.aspx
    http://www.sokhaneashena.ir/fa/pages/?cid=712
    البته از کسی که حتی خدا را هم در عالم اجسام قرار می دهتد مطلقا نباید انتظار داشت که اعتقادی به ارواح و عالم غیر مادی داشته باشد. متاسفانه کافیست کسی تنها نوشته های شما را بخواند تا یقین کند که وهابیت همان اومانیسم و مکاتب غیر الهی غرب است که لباس اسلام بتن کرده است.
    اما مطلب آخر اینکه تلاش شما برای آنکه خود را بگونه ای معرفی کنید که گویا قبلا شیعه بوده اید و الان به حقیقت دست یافته اید هم دقیقا تاکتیک یهود برای گمراه کردن مسلمانان است
    قالت طائفة من أهل الکتاب آمنوا بالذی أنزل على الذین آمنوا وجه النهار واکفروا آخره لعلهم یرجعون
    فعلا همین قدر که فهمیدید هرگز توسل برای مسلمانان آن معنایی را ندارد که شما تصور کرده اید باید برایتان کافی باشد که از گناه سوء ظن و اینکه عده ای را به جرم تفاوت با نظرات خود مشرک نامیدید توبه کنید. آیا این همه فتنه و جنایت برایتان کافی نیست؟
    إن الذین فتنوا المؤمنین والمؤمنات ثم لم یتوبوا فلهم عذاب جهنم ولهم عذاب الحریق

  30. ۱۱ تیر ۱۳۹۱ در ۰۵:۴۵ | #32

    سلام.
    خیلی جالبه. همه ی این مطالب از بطن عقلانیت بیرون آمده است ولی این وهابیها با آن اعتراض می کنند!!!

  31. ۱۱ تیر ۱۳۹۱ در ۰۸:۵۰ | #33

    سلام دوست عزیز
    ما یه وبلاگ زدیم به اسم دانشجویان ایرانی،خوشحال میشیم به وبلاگ تازه تاسیس ما هم یه سری بزنیددرضمن وبلاگ قشنگی دارید وبلاگتونو با اجازه لینک دادیم قصد ما ارتباط بیشتر با فعالین عرصه فرهنگ مخصوصا قشر جوان،دانشجو وطلبه هست

  32. علی اکبر
    ۱۱ تیر ۱۳۹۱ در ۱۴:۴۸ | #34

    اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم و العن اعدائهم اجمعین
    جناب عرفان:
    مطالبتان را کامل نخوندم، اما:
    1. شما که از اذان اشکال می گیرید، چرا موقع وضو، ان طوری که در قرآن آمده وضو نمیگیرید و غسل می کنید؟
    2. شما که از نماز آیات اشکال می گیرید، پس نماز تروایح چیه؟
    3. منظور از حی بودن شهیدان را تفسیر نکردید و فقط این که نزد پرودگار روزی می خورند را تفسیر کردید اول این نوشته ها گفتید که نباید از ادم ها حاجت خواست، وقتی آیات مربوط به حضرت یعقوب را گفتند، گفتید نه مرحله مجاز زنده بودن است نه مرده بودن است، وقتی ایات قرآن راجع به شهدا آمد، گفتید، نه شهدا فرق دارند مثل بقیه مرده اند، فقط نزد پروردگارشان روزی می خوردند. تا آخر هی استثناء می زنید تا توجیه بشه!!!؟
    4. احتمال زیاد طبق دید شما، وقتی که شما مریض می شوید متوسل یه وسیله ان یعنی دکتر نمی شوید فقط می روید کنج خانه از خدا می خواهید خوب شوید، نعوذ بالله دکتر نباید رفت.!!!
    حرف دل: طبق آیه ای از قرآن یا حدیثی از پیامبر (صلی الله علیه و آله)، برای ورود به خانه باید از درش وارد شد و ائمه باب الله هستند.

  33. توکلی
    ۱۲ تیر ۱۳۹۱ در ۱۱:۱۸ | #35

    مجموع مطلب و موافقین آن به خیال این که از توسل به ائمه در مقابل وهابیون دفاع می کنند مقام انها را از یک پزشک یا حتی یک قرص پایین تر میآورند آیا شما وقتی که به پزشک مراجعه می کنید از او می خواهید که از خدا بخواهد که شما را معالجه کند . آیا وقتی دارویی مثل قرص را برای درمان استفاده می کنید از قرص می خواهید که از خدا بخواهد شما را درمان کند . درست است که پزشک و قرص وسیله هستند و درمان به دست خداست ولی معنای این حرف آن است که خدا این خاصیت را در آن ها قرار داده است . خداوند نه تنها در وجود مبارک ائمه اطهار که در وجود بندگان مخلص خود برکات هایی قرار داده است که خود آن ها منشا آثارند. وهابیون خشک مغزی که با ایاک نستعین توسل رانفی می کنند اگر به لوازم حرف خود پای بند باشند امکان زندگی نخواهند داشت زیرا آن ها برای ادامه حیات هر لحظه از وسیله کمک می گیرند: وسیله هایی مثل غذا پوشاک وسیله نقلیه و……… در نهایت وقتی که درمانده می شوند بحث زنده و مرده را پیش می کشند در حالی که اگر وسیله شرک باشد بین زنده و مرده فرقی نیست و آن ها باید دست از شرک بردارند و این اشکال را وارد کنند که از مرده کاری بر نمی اید که این اشکال هم به معنی نفی زندگی پس از مرگ است.

  34. ۱۲ تیر ۱۳۹۱ در ۱۳:۰۶ | #36

    سلام.مطلب خوب.دستتون درد نکنه.

    با نقد زندگی خصوصی…به روزم … به اسویتا سر بزنید.

  35. ناشناس
    ۱۲ تیر ۱۳۹۱ در ۱۶:۲۱ | #37

    دوستان این لینک رو ببینید خیلی جالبه هم برای شیعه ها و هم سنی ها http://www.ammarname.ir/link/13473

  36. خرافه
    ۱۳ تیر ۱۳۹۱ در ۰۴:۱۵ | #38

    خرافه پرستی این مملکت رو داغون کرده. شما با خودتون هم درگیرید. اگه خدایی که میگید به رگ گردنتون نزدیکتره واقعا نزدیکتره، دیگه واسطه قرار دادن واسه چیه؟ شما خدا رو هم یکی مثل آدم های زمینی فرض کردید که با واسطه بهتر میشه سرش شیره مالید. دوستان به جای اینقدر بحث کردن در مورد مذهب، بیایید به انسانیت و خرد گرایی فکر کنیم

  37. ۱۸ تیر ۱۳۹۱ در ۱۸:۰۲ | #39

    http://shilan1370.blogfa.com

    چند سوال درباره قدرت شنوایی امام ها و امام زاده ها

    و اما سوالات:

    1–آیا امام ها و امام زاده ها هر زبانی را میفهمند؟

    یعنی اگر کسی از آنها حاجت خود را بزبان روسی بخواهد درک میکنند و میشنوند؟

    -2 در این قدرت درک و دانستن زبانهای مختلف، آیا فرقی بین امام ها و امام زاده ها هست یا نیست؟

    و ا

    ————————————————–

    بقیه توهین ها را خودتان بخوانید

  38. تعامل
  39. پژوهشگر انقلاب
    ۱۹ مرداد ۱۳۹۱ در ۰۱:۰۳ | #41

    پژوهشگر انقلاب

    قسمت اول عکس های سردار شهید محمد جهان آرا
    http://jomhourieslami.blogfa.com/post/592

    عکس های جمعی از قهرمانان المپیک و رشته های ورزشی
    http://jomhourieslami.blogfa.com/post/397

    عکس های کمتر دیده شده از حاج احمد سوداگر در یادمان شلمچه
    http://jomhourieslami.blogfa.com/post/596

  40. مرتضی خاکپور
    ۱۸ اسفند ۱۳۹۱ در ۰۱:۳۳ | #42

    بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيم
    وَالتِّينِ وَالزَّيْتُونِ . سوگند به انجير و زيتون … إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ فَلَهُمْ أَجْرٌ غَيْرُ مَمْنُونٍ . مگر كسانى را كه گرويده و كارهاى شايسته كرده‏اند كه پاداشى بى‏منت‏خواهند داشت … أَلَيْسَ اللَّهُ بِأَحْكَمِ الْحَاكِمِينَ . آيا خدا نيكوترين داوران نيست . ؟!
    باید از گفتنی هایی گفت که احتمالاً بسیاری آنرا می دانند ولی جرأت ابراز آنرا حتی برای خودشان ندارند ؟!

    و رزمنده علیه رزمنده درست کرده اند ؟!

    و منتخبینی و گزینشی از خانواده محترم شهید و جانبازان عزیز بالای 50٪ را مکفی نسبی رسیدگی می کنند و جایزه ها و یادواره ها و امکانات و تبلیغ ها می کنند . و همین گروه در همه مجامع سخنگوی رزمنده ها و جانبازان شده اند و با مسئولین دور هم در تسلسل طرح و اصلاحیه غرق شده اند و هیچ مسئولیتی در امور رزمنده ها را نمی پذیرند . که بعظآً مخالفت هم می کنند ؟! انگار که می خواهند از جیب خود بپردازند و با اینکه نمی خواهند رزمنده جان تازه بگیرد ؟!
    که مثلا به رزمنده ها رسیدگی می کنند .
    و آنچنان هجمه ای درست کردند که اجازه نمی دهند از رزمنده ها اطلاع رسانی کنند ؟! و اجازه نمی دهند که مسئولین محترم هم به رزمندگان رسیدگی کنند ؟!
    ولی بقیه همین خانواده شهید و جانباز یالای 50٪ هم همه موقع از کمبود دارو و خانه و حقوق و زندگی معمولی در رنجند و دنبال کمک هستند ؟!
    و اینکه جانباز زیر 25٪ درست کردند که وقتی مستمری حقوق نمیدهند .چه جانبازی محسوب که نمی شوند ؟!
    و رزمنده و جانباز زیر 25٪ را جامعه هدف درست کردند که یعنی خاموش شوند ؟!
    و اما بگویم که اگر به رزمنده ها رسیدگی شود کاری به امورات جامعه ندارند ؟! و حق طلبی در جبهه را دستور داشتند ؟! و امروز را فقط برای چند روز گذران زندگی خواستارند و بس ؟! مطمئن باشید در کار دیگران دخالت نمی کنند ؟! قدرتش را هم ندارند ؟!
    و هر چند وقت از لایحه جدید و یا اصلاحیه حرف می زنند که اصلا ربطی به رزمنده ها و جانبازان زیر 25٪ ندارد ؟! و فقط مربوط به معدودی از جانبازان بالای 50٪ درصد است که جامعه را معرفی کنند ؟! در صورتی که رسیدگی به همه امور خانواده شهید و جانبازان بالای 50٪ و همه جانبازان و رزمنده ها در یک روز قانون گذاری قابل حل و رسیدگی است ؟!
    و اینکه فانونی نانوشته که هر که را برای تعیین رسیدگی به امور رزمنده ها تعیین می کنند ؟! دافع رزمنده هستند و اینکه نباید کسی به جمع ایثارگران قدیم اضافه شود ؟!
    و اما ایثارگر وافعی : رزمنده ها هستند ؟!
    1- چه کسی شهید عزیز را به پشت خط آورد ؟!
    2- چه کسی جانباز عزیز را به پشت خط آورد و او را از شهادت نجات داد ؟!
    3- چه کسی جلوی عراق را گرفت که ایران را اشغال نکنند ؟! من رزمنده جلوی اشغال ایران را گرفتم .که اگر خوزستان را اشغال می کردند همه مردم را یا شهید می کردند و یا جانباز و یا به اسارت می بردند ؟! و دیگر نقاط ایران هم معلوم نبود که چه می شد ؟!( البته همه ما رزمنده ها جنگیدیم )
    4- شهید عزیز که شهید شده بود و جانباز عزیز که در مراقبت پزشکی بود و آزاده عزیز که اسیر شده بود ؟!
    5- پس این رزمنده ها بودند که آزاده را آزاد کردند .. و این رزمنده بود که جنگ را پیروز کرد و ایران را آزاد کرد ؟! و مالک اصلی رزمنده است که مظلوم واقع شده است ؟!
    6- حالا کاری کردند که همین همرزمان را بر علیه رزمنده ها قرار دادند ؟! که نه تنها از رزمنده ها حمایت نمی کنند ؟! بلکه بر علیه رزمنده ها اقدام هم می کنند . و این را رسم جامعه کرده اند ؟!
    7- و اما از این کار هدف دارند که هر طور خواستند تجارت کنند و به هر نحو که خواستند از منابع ملی سود ببرند ؟! و رزمنده مدافع حق و حقیقت نتواند جلوی سود جویان را بگیرد ؟!
    8- اگر اسلام حقیقت است ؟! که باید حق رزمنده ها را بدهند ؟! و اگر اسلام حقیقت نیست ؟! که حق ما رزمنده ها و جانبازان زیر 25٪را به زور غصب گرده و گرفته اند و ما مظلوم واقع شده ایم . ؟!
    و چون ما زورمان به زراندوزان و زورمندان نمی رسد . بناچار غم نان را مجبوریم که بپذیریم ؟!
    8- دولت و مجلس هر کدام مجزا اگر بخواهند که حق رزمنده ها را بدهند فقط در یک روز می توانند اقدام کنند . و بیشتر از یک روز هم نیاز ندارند . و چرا اینکار را نمی کنند ؟! شما بگویید ؟! من که این همه گفتم ؟! البته باز هم بیشتر از این هم خواهم گفت ؟!
    که من زمین ایران را و ثروت ایران را و جان و مال مردم ایران را نجات دادم و امروز قدرت و میز و دستور زر و زور دست دیگران است ؟!و خودمان در مانده هزینه زندگی شده ایم ؟!
    9- البته اگر وضع تجارت و اقتصاد و بانک و گران فروشی و زمین خواری و وام بانکی و حقوق و پاداش و رفاه مردم و تهدید خارجی و تهدید داخلی و فرهنگ و محیط زیست و صنعت و کشاورزی و … خوب است ؟!
    خدا را شکر می کنم و به مسئولین عزیز تبریک می گوییم ؟!

    http://mkhakpour9.persianblog.ir/

  41. بيمان
    ۲ اردیبهشت ۱۳۹۲ در ۱۳:۴۲ | #43

    شما داريد در مورد خدا حرف ميزنيد نه خودتون انسان كجا ؟خدا كجا؟
    خدا كه بينه بنده هاش فرق نميندازه يا به حرف واسطه ها بارتي بازي نميكنه؟
    نظر من اينه فقط بايد از واسطه هاي خدا درس كرفت عبرت كرفت الكو برداشت ولي هيج وقت از واسطه جيزي نخاد_نخاد بارتي بازي كنه
    تو شيعيان كه خودم هم هستم اينجور جا افتاده كه بخاطر شفاعت امام ها خدا ما رو ميبخشه در صورتي كه هزار بارم امام ها معصوم باشن از خدا كه بالاتر و بخشنده تر نيستن بس از خدا بخاي بهتره كناهي رو هم كه خدا نميبخشه حتما قابل بخشيدن نيست كه حق الناس هستش كه حتي با شفاعت هم بخشيده نميشه جون به اون شخص كه حقشو خوردي برميكرده نه كسه ديكه اي

    • احمد کارآمد
      ۲ اردیبهشت ۱۳۹۲ در ۱۴:۰۷ | #44

      اگر دقت کنی خود خدا فرموده در قرآن که از واسطه استفاده کنید.نکنه قرآن نعوذ بالله سخن خدا نیست.اینکه ما چی دلمون می خواد مهم نیست اینکه خدا چگونه می خواد ما عمل کنیم مهمه

  42. بيمان
    ۸ اردیبهشت ۱۳۹۲ در ۲۳:۱۸ | #45

    تو قرآن اشاره مستقيم شده كه بجز من از كسي جيزي نخواهيد ولي به طور مستقيم نوشته نشده واسطه قرار بدهيد نوشته شده از بيامبر و مومنان خدا بيروي كنيد_جرا شما دنبال جيزي ميريد كه غير مستقيم نوشته شده و خودتون ازش جيزي در مياريد در صورتي كه به طور مستقيم در جند جا بيان شده

    • احمد کارآمد
      ۹ اردیبهشت ۱۳۹۲ در ۰۹:۱۶ | #46

      برادر این جملات از قرآن هستا!کمی دقت در خواندن مطلب !!!ابْتَغُوا إِلَیْهِ الْوَسِیلَةَ یعنی چی؟؟لابد اینها کلام خدا نیست!؟
      یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ ابْتَغُوا إِلَیْهِ الْوَسِیلَةَ وَ جاهِدُوا فِی سَبِیلِهِ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ (۳۵)مائده
      ترجمه:اى کسانى که ایمان آورده‏اید پرهیزگارى پیشه کنید و وسیله‏اى براى تقرب به خدا انتخاب نمائید و در راه او جهاد کنید باشد که رستگار شوید.(۳۵)مائده

  43. بيمان
    ۹ اردیبهشت ۱۳۹۲ در ۱۵:۴۳ | #47

    من حرف شما رو قبول دارم من هم منظورم همين بود تو جواب بالا كه دادم منظور اين آيه اين است كه از مومنان خدا الگو برداريد راه اونا رو ادامه بديد ولي ما داريم منحرف ميشيم تو محرم زنجير و سينه و عزاداري واسه خدا كه نيست خداوند كفته فقط واسه من قرباني بدهيد تازه اونم در عيد قربان نه در ماهي كه كشتن و خون ريختن حرام است ولي ما به اسم امام حسين قرباني و روضه بركذار ميكنيم

    • احمد کارآمد
      ۹ اردیبهشت ۱۳۹۲ در ۱۵:۵۱ | #48

      اولا خود خدا میگه با وسیله بیا و چه وسیله ای بهتر از امام حسین.در این آیه بحث الگو نیست .بله الگو هم میگه بگیر در آیه ای دیگر اما نه اینجا
      دوما ما عزاداری میکنیم برای اباعبدالله تا از این طریق به خدا تقرب پیدا کنیم یعنی همون وسیلهالبته این یک دلیل از هزاران دلیل است
      سوما قربانی در دین اسلام موقع خاصی ندارد عید قربان مناسبت دارد برای قربانی کردن اگر حرف شما درست باشد پس تمام این حاجی ها که میرن عمره و مرتکب برخی اعمال میشن که باید قربانی بدن کار حرامی انجام میدن!
      مثل اینکه شما از کوچکترین احکام شرعی اسلام که در شیعه و سنی هم فرقی نداره مشکل داری و بی اطلاعی!کمی تحقیق کنید در مورد احکام ماه های حرام بد نیست!

  44. بيمان
    ۹ اردیبهشت ۱۳۹۲ در ۱۵:۵۵ | #49

    سورة الأنعام
    آیة 159
    اِنَّ الَّذِينَ فَرَّقُوا دِينَهُمْ وَ كانُوا شِيَعاً لَسْتَ مِنْهُمْ فِي شَيءٍ اِنَّما أَمْرُهُمْ اِلَی اللَّهِ ثُمَّ يُنَبِّئُهُمْ بِما كانُوا يَفْعَلُونَ_اين رو معني كن

    • احمد کارآمد
      ۹ اردیبهشت ۱۳۹۲ در ۱۶:۰۱ | #50

      کسانی که آیین خود را پراکنده ساختند، و به دسته‌های گوناگون (و مذاهب مختلف) تقسیم شدند، تو هیچ گونه رابطه‌ای با آنها نداری! سر و کار آنها تنها با خداست؛ سپس خدا آنها را از آنچه انجام می‌دادند، با خبر می‌کند.
      در ضمن شما اینجا رو مطالعه کن در مورد همین آیه
      http://www.ghadeer.org/qoran/t_nemona/j6/nem60003.htm#link9
      چه ربطی داره؟

  45. بيمان
    ۹ اردیبهشت ۱۳۹۲ در ۱۶:۳۴ | #51

    خوندمش جالب بود من امامت رو قبول دارم ولي براي خواستن جيزي از خدا فقط يك دل باك لازمه با امامت ميشه دلو باك كرد ولي با دل ناباك جه با امامت و جه بي امامت خدا به حرفمون كوش نميده شما داريد ميكيد كه از خدا نخواه تو در حدش نيستي اصلا آدم از دينش سرد ميشه مكه ميشه تمام عالم فقط واسه 14معصوم باشه ميشه نابرابري ميشه يك عاملي كه حس كني سياه لشكر بودي

    • احمد کارآمد
      ۹ اردیبهشت ۱۳۹۲ در ۱۶:۵۲ | #52

      خب شما تو مباحث اعتقادی زود به نتیجه میرسی و رای صادر میکنی.اولا اینکه دل پاک یعنی چی ؟دوما شما که میخوای از خدا بخوای کسی نمیگه مستقیم از خدا نخواه !سوما با دل نا پاک هم از خدا چیزی بخوای به حرفت گوش میده /چهارما کسی نگفت شما در حدش نیستی/پنجما اینکه 14 معصوم استثنا هستند نا برابری نیست و بی عدالتی نیست/ششما حضرت علی می فرمایند اگر کسی خودشو بشناسه همه عالم رو می شناسه، به نظر من مشکل شما اینه که خودتو و جایگاهتو تو این دنیا نمیشناسی/هفتما باز هم میگم کمی تحقیق تمام این سوالاتت رو جواب میده

  46. بيمان
    ۹ اردیبهشت ۱۳۹۲ در ۱۶:۴۰ | #53

    بكيد وقتي روضه رو به اسمه امام حسين ميزاريم يعني داريم راهشو ادامه ميديم و باعث ميشه كه به اسمه خودمون نباشه كه احساس خودنمايي بهمون دست بده و بجاي ثواب كناه كنيم اين جواب درسته

  47. بيمان
    ۹ اردیبهشت ۱۳۹۲ در ۱۶:۴۸ | #54

    من ايرانيم مسلمان به دنيا اومدم و مذهبم هم شيعه بهم كفتن دينت كامل ترين دين دنياست من شك داشتم حتي به خدا هم شك كردم ولي تمام دين ها رو برسي كردم باز بركشتم سره دين اسلام شك ام برطرف شده اسلام هم به جند قسمت تقسيم شده هر كس با اعقايد خودش ميخاد حرفشو ثابت كنه وهابي ها رو قبول ندارم جون برادر كش هستن شيعه هم اكه دليل مستقيم و منطقي واسه جوابام نداشته باشه به سوني روي ميارم كه بي طرف هستش

  48. بيمان
    ۹ اردیبهشت ۱۳۹۲ در ۱۸:۲۵ | #55

    سوره نسا69و115و116و117و123
    ال عمران31و79و89و98و99
    من قرآن رو تا اينجا خوندم ميشه بكيد معني اين آيه ها جيه ديكه از اين واضح تر شما جي برداشت ميكنيد

    • احمد کارآمد
      ۹ اردیبهشت ۱۳۹۲ در ۱۹:۲۹ | #56

      لطفا معنی آیه ها رو با تفسیر بخوان

  49. بيمان
    ۹ اردیبهشت ۱۳۹۲ در ۲۰:۵۸ | #57

    سورة النساء
    آیة 69
    وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِكَ مَعَ الَّذِينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقِينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحِينَ وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفِيقاً
    سورة النساء
    آیة 115
    وَ مَنْ يُشاقِقِ الرَّسُولَ مِنْ بَعْدِ ما تَبَيَّنَ لَهُ الْهُدی وَ يَتَّبِعْ غَيْرَ سَبِيلِ الْمُؤْمِنِينَ نُوَلِّهِ ما تَوَلَّی وَ نُصْلِهِ جَهَنَّمَ وَ ساءَتْ مَصِيراً
    سورة النساء
    آیة 116
    اِنَّ اللَّهَ لا يَغْفِرُ أَنْ يُشْرَكَ بِهِ وَ يَغْفِرُ ما دُونَ ذلِكَ لِمَنْ يَشاءُ وَ مَنْ يُشْرِكْ بِاللَّهِ فَقَدْ ضَلَّ ضَلالاً بَعِيداً
    سورة النساء
    آیة 117
    اِنْ يَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ اِلاَّ اِناثاً وَ اِنْ يَدْعُونَ اِلاَّ شَيْطاناً مَرِيداً
    سورة النساء
    آیة 123
    لَيْسَ بِأَمانِيِّكُمْ وَ لا أَمانِيِّ أَهْلِ الْكِتابِ مَنْ يَعْمَلْ سُوءاً يُجْزَ بِهِ وَ لا يَجِدْ لَهُ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَلِيًّا وَ لا نَصِيراً
    سورة آل عمران
    آیة 31
    قُلْ اِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِي يُحْبِبْكُمُ اللَّهُ وَ يَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ
    سورة آل عمران
    آیة 79
    ما كانَ لِبَشَرٍ أَنْ يُؤْتِيَهُ اللَّهُ الْكِتابَ وَ الْحُكْمَ وَ النُّبُوَّةَ ثُمَّ يَقُولَ لِلنَّاسِ كُونُوا عِباداً لِي مِنْ دُونِ اللَّهِ وَ لكِنْ كُونُوا رَبَّانِيِّينَ بِما كُنْتُمْ تُعَلِّمُونَ الْكِتابَ وَ بِما كُنْتُمْ تَدْرُسُونَ
    سورة آل عمران
    آیة 89
    اِلاَّ الَّذِينَ تابُوا مِنْ بَعْدِ ذلِكَ وَ أَصْلَحُوا فَاِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ
    سورة آل عمران
    آیة 98
    قُلْ يا أَهْلَ الْكِتابِ لِمَ تَكْفُرُونَ بِآياتِ اللَّهِ وَ اللَّهُ شَهِيدٌ عَلی ما تَعْمَلُونَ
    سورة آل عمران
    آیة 99
    قُلْ يا أَهْلَ الْكِتابِ لِمَ تَصُدُّونَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ مَنْ آمَنَ تَبْغُونَها عِوَجاً وَ أَنْتُمْ شُهَداءُ وَ مَا اللَّهُ بِغافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ
    شما معني و تفسير كن ما را هم به راه راست هدايت كن ولي همينجا نفرستم يه جاي ديكه لطفا

  50. بيمان
    ۹ اردیبهشت ۱۳۹۲ در ۲۱:۴۳ | #58

    جوري كه شما جواب ميدي هر موقه حرف منطقي ميشنوي ميكي تو راه خودتو برو ما هم راه خودمونو ما اومديم به يك جواب منطقي برسيم اختلافات بين مسلمان ها حل بشه در بالا كفتيد 14معصوم برتري ندارند استثنا هستن برادر عزيز من استثنا يا فرق داشتن يا برتري داشتن يك معني رو نميده خودت كفتي از خدا بخواه بس ميشه از خدا مستقيم خواست قبول كردي حالا بكو جرا از ائمه بخاي بهتره يا جه فرقي داره از خدا بخواي يا ائمه يعني ائمه از خدا دلسوزتر و بخشنده تر هستن يا خدا بدونه واسطه كاري واسه كسي انجام نميده جرا خدا رو جوري فرض ميكنيد كه من از شيعه بودنم بشيمون بشم اكه جواب منطقي داريد واسه سوالام كوش ميدم

    • احمد کارآمد
      ۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۲ در ۱۴:۱۸ | #59

      کی گفتم برتری ندارند،گفتم استثنا هستند اتفاقا برتری هم دارند و این دلیلی بر نابرابری نیست.دوم اینکه من دارم حرف خدا رو میزنم که خدا میگه با وسیله بیا باز شما حرف خودتو میزنی شما دنبال هدایت نیستی برادر .سوما اینجا مشکل مسلمانان حل نمیشه و این مسائلی که میگی همش حل شده و مشکل مسلمونا اینها نیست.چهارما این آیه ها تماما حرف منو تایید می کنه.پنجما شما برو به این آدرس تفسیر آیه های که گفتی رو بخون http://www.ghadeer.org/qoran/t_nemona/t_nemona.html مشکلت حل میشه
      ششما باز هم میگم شما دنبال هدایت نیستی و تمام حرف من همینه و ادامه بحث جدل هست و بی سود شما اگر قانع نشدی برو بیشتر خودت تحقیق کن من به اندازه کافی به وظیفه ام عمل کردم.در ضمن من ادتون کردم تو مسنجر میتونی اونجا هم اگر کاری داشتی مطرح کنی

  51. بيمان
    ۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۲ در ۱۰:۲۰ | #60

    كسي نيست جواب منو بده به راه راست هدايتم كنه

  52. بيمان
    ۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۲ در ۱۷:۱۸ | #61

    منم قبول دارم برتري دارند و اكر بخواهيم مثل اونا بشيم بايد پيرو راهشون باشيم دليل برتري اونا نسبت به ما خودشون هستن وكرنه خدا جيز اضافي به اون ها نداده _ توي اين آيه ها كفته شده اي كساني كه اهل كتاب هستيد از كذشتكان درس بكيريد مثل مسيحي ها كه فك ميكنن عيسي خداست_ و آيات خدا رو كه خيلي واضح بيان شده رو به بازي نكيريد و به كروه ها و دسته هايي تقسيم نشيد_البته من كل معني رو حفظ نيستم دوستان برن بخونن خودشون برداشت كنن_من هدفم رسيدن به خداست يعني تمام ما هدفمون رسيدن به خداست حالا جه با واسطه جي بي واسطه_خدا هيج وقت بين بنده هاش فرق نميزاره ما هستيم كه از خدا روي برميكردونيم شما يا هركس ديكه اي كه شيعه است ميكيد يا بايد 14معصوم رو قبول داشته باشي يا ميري جهنم خدا رو نه بخاطر ترس از جهنم ميبرستم نه بخاطر بهشتش خدا رو ميبرستم جون بهتر از خدا هيج جيز نميبينم و هيج كس رو بين خودم و خدام قرار نميدم_امام علي بهترين معلم هستش واسه رسيدن به خدا ولي تو امتحان الهي نميشه تقلب كرد يا از معلم خواست كه كمكمون كنه بايد خودت تلاش كني و به حرفاي معلمت كوش بدي

    • احمد کارآمد
      ۱۱ اردیبهشت ۱۳۹۲ در ۰۸:۲۷ | #62

      بازم حرف خودتو میزنی/برادر بنیان اعتقادات شما ایراد داره یه کم تحقیق کن/چیز اضافی نداده!اهل کتاب برادر مسیحی هان!نه ما ! و در ادامه هم همینطور

  53. بيمان
    ۱۱ اردیبهشت ۱۳۹۲ در ۰۸:۱۰ | #63

    بخاطره اين حرفا خيليا بهم كفتن ميري جهنم فقط بخاطره اينكه ميكم خدا رو بدونه واسطه ميخوام من آدم خوبي هم نيستم قبول دارم ولي بجز خدا هيج كس از روز جزا خبر نداره من كافر بودم خدا رو بيدا كردم با قرآن شناختمش برادر وقتي خدا رو داري نه از بدي بترس نه از باداش شاد باش وقتي خدا رو داري جهنم واست ميشه بهشت من از اون روز كه خدا رو بيدا كردم ديكه تنها نيستم هركس جزاي كاره خودش رو ميبينه با واسطه نميشه از كناهانت فرار كني خدا كفته به اندازه خط وسط هسته خرمايي به كسي ظلم نميشه پيرو انسان هاي خوب باشيد از انسان هاي بد هم ميشه درس كرفت و كناه اون ها رو تكرار نكرد ولي نميشه با واسطه كناهانتو باك كني اونا كه شفاعت خواستن كه خدا عذابشون نده خدا رو اصلا قبول نداشتن يا از ترس خدا رو خواستن يا بخاطره بهشت_هنوزم فك ميكنيد بايد واسطه بين ما و خدا باشه يا هركس جزاي كارشو ميبينه ما انسان ها برابريم از ابتدا ولي ميتونيم از هم بيشي بگيريم دنبال بارتي بازي و تقلب نباشيد ما شيعه ها بهترين معلم ها رو داريم فقط بايد به حرفاشون كوش بديم ولي بهشون توكل نكنيم و ازشون ياري نخواهيم جون جز خدا يار و ياوري نيست همه جيزها به اذن خداست از خدا بخواه _داستان حضرت يوسف رو نكاه كنيد كه به غير خدا خواست كه از زندان در بياد_اين احاديث رو از امام ها بعضي از اهل كتاب از خودشون به نفع خودشون از خودشون در ميارن البته نه همه احاديث توي تمام داستان ها كفته شده فقط خداست كه ياري ميده داستان حضرت ابراهيم وقتي در آتش انداختنش_داستان حضرت يوسف وقتي در جاه افتاد و در زندان بود_داستان حضرت عيسي وقتي خواستن بكشنش_داستان حضرت سليمان_داستان حضرت موسي_داستان حضرت محمد كه حضرت علي بجاش خوابيد_من خدا رو اينجوري شناختم شما رو نميدونم حالا از خدا بخواهيم يا از ائمه فقط يك كلمه جواب بديد از خدا بخواهيم يا ائمه؟

    • احمد کارآمد
      ۱۱ اردیبهشت ۱۳۹۲ در ۰۸:۳۶ | #64

      از هر دو/اصلا فرقی نداره /هرگز منظور این نیست شیعیان چیزى را از شخص پیامبر یا امام ،مستقل از خدا تقاضا می کنند، بلکه منظور این است شیعیان به خاطر مقام و جایگاهی که پیامبر و امامان در نزد خداوند از طریق بندگی او کسب کرده اند از آنان میخواهند که دعایشان نمایند و شفیعشان در نزد حضرت باری تعالی باشند و این معنى نه بوى شرک مى‏دهد و نه بر خلاف آیات دیگر قرآن است/در ضمن برادر اهل کتاب منظور یهودیا و مسیحیاست نه مسلمونا/بعد شما در قضیه حضرت یوسف :شما ائمه رو با زندان بان مقایسه میکنی؟!!!/بعد شما میگی فقط به اذن خدا ! ما هم میگیم به اذن خدا و خود خدا بارها تو قرآن این اذن رو به دیگران هم داده یعنی افرادی رو قادر به بعضی کار ها کرده به اذنش

  54. بيمان
    ۱۱ اردیبهشت ۱۳۹۲ در ۱۳:۴۰ | #65

    از هر دو جواب منطقي نبود خدا رو يك بادشاه در نظر بكيرد و وزير رو ائمه اكه شاه حضور داشته باشه و بخواد دستور شاه درسته و وزير نميتونه دستور شاه رو لغو كنه يا وقتي شاه هست وزير جطور بدونه اجازه شاه دستور بده بس اكه هم بوده به اذن خدا بوده و به دستور خدا امام ها فقط اجرا كننده دستورات خدا بودن كه كم درجه اي هم نيست و نصيب هيج كس نميشه فكرتونو به كار بندازيد از خدا بالاتر و بزركتر نيست از ائمه نخواهيد اونا كه واسطه قرار ميدن فك ميكنن خدا فقط واسه اين 14نفره بس ما جي از حسادت كافر ميشن مشرك ميشن وقتي كسي كوره وقتي كسي فلج ميشه حكمت خداست نبايد ناسباسي كنه حتما به صلاحش نيست خداوند آكاهه لازم نيست اسرار كنيم و خدا رو به بهترين بنده هاش قسم بديم كه شفا بيدا كنه خدا دانا و حكيمه خداوند از همه به ما نزديكتره لازم نيست واسه شفا كرفتن من از خوزستان بلند شم برم امام رضا واسه ديدن و حرف زدن با خدا و از امام رضا بخوام كه به خدا بكه مكه خدا با من قهر كرده مكه خدا دوسم نداره خداوند هيج وقت از بندش ناميد نميشه و باهاش قهر نميكنه ما هستيم كه با خدا قهر ميكنيم و بين خودمون و خدا فاصله ميندازيم بنده هم بنده هستش و هيج كس واسه خدا فرقي نداره_من عاشقه خدا هستم با تمام وجودم دوسش دارم و هيج كسي رو بين خودم و خدا قرار نميدم اكه خدا هر بلايي سرم بياره حتما حقم بوده حكمتي داره ازش دلخور نميشم و اكر جيزي بخوام از خدا ميخوام اكه به نفع من باشه خدا بهم ميده كه دانا و حكيمه و اكه نداد حتما حكمتي داره و دلخوري نداره ديكه لازم نيست به بنده هاش رو بندازي كه بهت جيزي بده خدا خودش بخشنده و مهربان و آكاه هستش و هيج كاري كه به ضررت باشه رو انجام نميده ولي ما ندانسته اينقد خدا رو به مقدسات و حق 5تن و هزار جور قسم ديكه قسم ميدم كه حاجتمون رو بده و اكه حاجتمون رو داد ميكيم بخاطره اين واسطه ها بوده و اكه نداد يا قيد خدا و همه ي اعتقادت و هر جيزي كه تا حالا برستيدي رو ميزني يا ميكي حكمت خداست اره كرفتنش بخاطره واسطه هاست ولي ندادنش حكمت خداست در صورتي كه همه ي رحمت ها و حكمت ها دست خدا تو تمام سوره ها كفته شده تمام عالم و آسمان ها و زمين از آن خداست_ نميدونم كي هستي سمتي داري آخوند هستي يا سيد ولي من يك آدم معمولي هستم كه ديبلم هم كامل ندارم با خدا باش اين شيطان هستش كه بين بنده و خدا فاصله ميندازه زمان بيامبر كه واسطه نبوده جيزي به اسمه توبه بوده كه الان هم هست ما شيعيان بجاي توبه داريم واسطه قرار ميديم اصلا توبه از ياد همه رفته

    • احمد کارآمد
      ۱۱ اردیبهشت ۱۳۹۲ در ۱۶:۱۷ | #66

      از اینجا به بعد مبحث جدله من دیگه ادامه نمیدم چون شما مدام حرف خودتون رو میزنید و اصلا به جواب های من کوچکترین تاملی نمیکنید. اگر سوالی داشتید می تونید از طریق چت با این دو ایمیل با من در ارتباط باشید
      karamad007@yahoo.com
      karamad007@gmail.com

  55. بيمان
    ۱۱ اردیبهشت ۱۳۹۲ در ۱۸:۵۸ | #67

    جدله كجا بود من بعضي از حرف هاي شما رو تاييد هم كردم شمايد كه به حرف هاي من اصلا توجه نميكنيد و در جواب ائمه يا خدا؟ كفتيد هر2 _شما يكي از اولين يكتا برستها و بهترين بيروان حضرت يوسف رو كمتر از امام ها دونستيد اون شخص بعد از تعبير خوابش كه حضرت يوسف كرد يكتا برست شده بود بس كم كسي نبوده خود حضرت يعقوب هم جون يوسف رو خيلي دوست داشت و واسش گريه ميكرد به رسالت نرسيد حضرت يوسف كه بيامبر بود يعقوب هم بيامبر بود اين يك مثال ديكه_حضرت ابراهيم هم بيامبر بود و بسرش رو خيلي دوست داشت بسرش هم باك بود و بخاطرش جشمه آب بوجود اومده جون خدا خواست جيزي بين ابراهيم و خودش نباشه دستور داد كه بسرش رو قرباني كنه ابراهيم هم سربيجي نكرد و خدا فرزندشو بخشيد بهش جون بخشنده ست بازم ميكيد بايد واسطه باشه اين همه داستان و حرف كم نيست به خودت بيا از فكرتون استفاده كنيد درك كنيد بزاريد همه بفهمن جرا بريم خصوصي هركس خودش تصميم ميكيره ما كه حرف بدي نميزنيم همه داستان ها حقيقت و كلام خداست من به غير قرآن منبعي نداشتم بس شما هم بايد از قرآن با ذكر منبع ثابت كنيد نه از احاديث و كتاب هايي كه علما نوشتن جون تو قرآن نوشته از اهل كتاب حرف كوش نكنيد شما رو كمراه ميكنند

    • احمد کارآمد
      ۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۲ در ۰۸:۲۶ | #68

      شما هنوز نمیدونی اهل کتاب کیان!!!در ضمن من هم کلا از قرآن سند آوردم

  56. بيمان
    ۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۲ در ۰۴:۵۰ | #69

    خداوند كفته خودتون بايد منو بيدا كنيد نه اينكه از بدرانتون منو به ارث ببريد برادر عزيز من شايد واست سخت باشه حقيقتو قبول كني ولي اون دنيا فقط خدا ميتونه به دادت برسه نه 14معصوم جون روايت اومده مادر بجه شو ول ميكنه من از 18سالكي تا 26سالكي دارم به خدا فك ميكنم تا به عظمتش بي بردم با حرفاتون هر بنده ايي كه واسه خدا شريكي قرار بده يا به غير از خدا ياري بخواد كناهانش به شما برميكرده

  57. بيمان
    ۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۲ در ۰۹:۰۱ | #70

    سند هايي كه از قرآن اوردي فقط كفته شده بيروي كنيد كه من هم قبول دارم ولي بقيه حرفاتون همش تفصير هستن_اهل كتاب به كسي ميكن كه تفصير كنه اسم اورده نشده كي جه كسي از امام ها هم اسم اورده نشده فقط اشاره شده به كسي كه در ركوع انفاق ميكند و كسي كه جهاد ميكند بس همه ميتونن هم انفاق كنن هم جهاد ميشه بكيم همه امام هستن منطق نداري نداري نداري در سوره بقره به شما اشاره شده كه اينان كرانند لالانند هرجقد هم واسشون معجزه بياري بازم حرفه خودشونو ميزنن

    • احمد کارآمد
      ۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۲ در ۱۰:۱۴ | #71

      خوب همین دیگه شما اول برو تحقیق کن اهل کتاب کین بعد در مورد استدلال هات صحبت کن!!!

  58. بيمان
    ۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۲ در ۰۹:۱۱ | #72

    شما اسماعيل رو كه اسمش در قرآن اومده رو از 14معصوم كمتر ميدونيد امامت رو به بيامبري سرتر ميدونيد ديكه جه توقويي داري به نظرت اكه به كسي بكي بخاطر 14معصوم بوده كه تو بوجود اومدي حاضره خدا رو ببرسته داريد از زبان خدا حرف ميزنيد از خدا بترسيد خدا بين بنده هاش فرق نذاشته اشكم درمياد وقتي ميبينم خدا رو كه اينقد عادل و قاضي هستش رو جوري فرض ميكنيد كه نابرابر و بي عدالتي رو بين بنده هاش انجام داده

    • احمد کارآمد
      ۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۲ در ۱۰:۱۵ | #73

      شما اگر قرآن رو خونده بودی می فهمیدی امامت بالاتر از پیامبری است/آیه در مورد به مقام امامت رسیدن حضرت ابراهیم هست کمی مطالعه کن

  59. بيمان
    ۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۲ در ۱۲:۴۸ | #74

    شما اكه به حرفهاي من كوش داده بودي مثال من رو كه در مورد حضرت ابراهيم زدمو ديده بودي اينجور حرف نميزدي فك كن من شيطان هستم تو معصوم فقط خواهش دارم بزاريد حرفهاي من اينجا بمونه مردم هم قدرت تفكر دارن هم اختيار خودشون راه درست رو انتخاب ميكنن من تازه خدا رو شناختم به هيج وجه هم واسطه قرار نميدم

    • احمد کارآمد
      ۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۲ در ۱۳:۳۱ | #75

      حرف من استناد قرآنی داره و مقام امامت بعد از مقام نبوت به حضرت ابراهیم داده شد/وَإِذِ ابْتَلَىٰ إِبْرَاهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ ۖ قَالَ إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا ۖ قَالَ وَمِن ذُرِّيَّتِي ۖ قَالَ لَا يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ ﴿١٢٤﴾(به خاطر آورید) هنگامی که خداوند، ابراهیم را با وسایل گوناگونی آزمود. و او به خوبی از عهده این آزمایشها برآمد. خداوند به او فرمود: «من تو را امام و پیشوای مردم قرار دادم!» ابراهیم عرض کرد: «از دودمان من (نیز امامانی قرار بده!)» خداوند فرمود: «پیمان من، به ستمکاران نمی‌رسد! (و تنها آن دسته از فرزندان تو که پاک و معصوم باشند، شایسته این مقامند)». (۱۲۴)بقره

  60. بيمان
    ۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۲ در ۱۲:۵۹ | #76

    راستي من 12امام رو ميشناسم كه معصوم هستن ميشه بقيه رو هم بكيد با 5تن ال ابا ممنون ميشم

    • احمد کارآمد
      ۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۲ در ۱۳:۳۲ | #77

      حضرت رسول و حضرت زهرا و 12 امام =14 معصوم
      پنج تن هم حضرت محمد و علی و فاطمه و حسن و حسین

  61. بيمان
    ۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۲ در ۱۴:۲۷ | #78

    بس ابراهيم جزوه اين ها نبوده بعد از اون همه امتحان تازه اسماعيل بسرش هم به خواست خود حرف بدرش رو قبول كرد و جونشو داد جون ميدونست بايد دستور خدا رو اجرا كرد و نبايد سربيجي كرد و جون نخواستن كه نبوت يا امامت به ارث برسه بيامبر بعدي رو يكي ديكه قرار دادن بس ابراهيم و اسماعيل رو هم قرار بديد حالا اسماعيل اضافه نشه ولي حرفه خودتون ابراهيم رو اضافه كنيد هم جزو معصومين هم جز 5تن ال ابا تازه از ميان زن ها حضرت مريم مقدس هم معصوم بوده بس بايد جزو 5تن ال ابا باشه اضافشون كنيد يا دليل نبودنشون رو بكيد

    • احمد کارآمد
      ۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۲ در ۱۷:۰۳ | #79

      شما راحت باش/دیگه نیازی به توضیح نمیبینم/اگر امری بود در مسنجر یا جی تاک در خدمتتون هستم

  62. بيمان
    ۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۲ در ۱۷:۲۶ | #80

    جوابي نداري بدي ثابت كردم بهت انسان ها واسه خدا برابرند اگه كسي برتري داره زحمت و كاراي نيكي هستش كه در راه خدا كرده و پيرو راه پيامبر و مومنان بوده نيازي به واسطه نيست هركسي ميتونه به اوج انسانيت برسه و از فرشته بالاتر بره فقط بايد خودش بخواهد و از خدا ياري بگيره نه از بنده اي كه خودش از خدا ياري گرفته

  63. بيمان
    ۱۳ اردیبهشت ۱۳۹۲ در ۰۸:۳۳ | #81

    شايد سوال پيش بياد دنيا كي به آخر ميرسه و خدا ديگه انسان خلق نميكنه كي قيامت ميشه؟؟؟ موقه اي كه ديگه انساني بوجود نياد كه از فرشته بالاتر بره و به مقام امامت برسه جواب اينه درسته من شيعه هستم نميخوام بگم معصوم هستم ولي هر انساني ميتونه به بالاترين درجه برسه كه امامت هستش پس اين جهان واسه چند نفر آفريده نشده اينجور نگيد هيچ كدوم از امام ها اين حرف رو در مورد خودشون نزدن و هميشه شهدا و كسايي كه جون و مالشونو واسه خدا دادن رو به بالاترين پاداش خدا بشارت دادن من قبول دارم معصوم بودن،ولي فقط اين چند نفر نبودن و نيستن شهدا و هر كس ديگه اي كه جون و مالشو از ته دل در راه خدا انفاق كرده جزو اينا محسوب ميشه شما اين چند نفر رو ميشناسيد چون معروف بودن و از اهل البيت پيامبر ولي خدا از آشكار و نهان باخبره پس نگيد فقط اين جهان بخاطره چند نفر بوده با اين حرفا آدم به خدا نزديك كه نميشه كه هيچ به دليل نابرابري مشرك هم ميشه اينو ميگم چون خودم هم شدم، مثل خودم خيليا رو ديدم خواهش ميكنم از حرفام ناراحت نشيد من قصد بدي ندارم فقط ميخوام كسايي كه مثل من فك كردن خدا بين بنده هاش فرق گذاشته رو از بين ببرم. دوست عزيز برادرهاي ديني هركس به هر درجه اي كه بخواهد ميتونه برسه ولي خيلي اراده و قدرت ميخواد امتحان كنيد بعد بگيد چرا ائمه از ما برتري دارن برتري دارن چون حتي به فكر گناه كردن هم نيفتادن چه برسه به انجامش اگه ميتوني تو هم ميشي امام هيچ كس جلوتو نگرفته قدرت اختيار و تفكر انسان اينه كه اين برتري رو به انسان داده كه اشرف مخلوقات بشه در اوج آزادي انتخاب بين گناه و معصوميت بايد معصوم باشي. ولي بازم دارم ميگم فقط از خدا ياري بخواهيد چون تمام اين انسان هايي كه به امامت رسيدن فقط و فقط از خدا ياري خواستن نه واسطه داشتن و نه وسيله ما هم شيعه هستيم پيروه امامت پس نبايد واسطه يا وسيله قرار بديم تا به بالاترين درجه برسيم من از شيعه اين رو فهميدم پس با افتخار ميگم شيعه هستم و پيروه امامت و هر كسي كه در راه خدا جهاد ميكنه ولي اسم نميارم كه كيا هستن چون خداوند هم اسم و تعدادشون رو بيان نكرده شما هم به حرف من گوش كن برادر من كلام خدا رو ساده ميگم چون فقط از خودش ياري خواستم

  64. بيمان
    ۱۳ اردیبهشت ۱۳۹۲ در ۰۹:۰۷ | #82

    وقتي ما در محرم عزاداري ميكنيم سينه ميزنيم زنجير ميزنيم قرباني ميدم به خاطره امام حسين نيست بخاطره راه حسين هستش كه همون جهاد هستش و راه مومنان خدا هستش و كلام خداست كه در قرآن اومده و ما هيچ وقت از فرمان خدا سربيچي نميكنيم منظور از زنجير زدن و خود زني كردن همون جان دادنمون در راه خدا هستش و منظور از قرباني كردنمون، مال و ثروتمون در راه خدا هستش_من هيچ مرجع تقليدي نداشتم و نخواهم داشت چون همه بهم گفتن مشرك و كافر مرجع تقليدم امامت بود چون خدا تو قرآن بهم پيشنهادش كرده بود پس همه مسلمان ها بايد به كلام خدا عمل كنن_ما هرسال 40روز محرم رو بعنوان آمادگي در راه جهاد مراسم عزاداري و قرباني انجام ميديم پس سوني ها و وهابي ها فك نكنيد ما ديونه حسين هستيم و مرده پرستيم ما پيرو راه حسين و شهدا هستيم پس شما هم باشيد چون فرمان من نيست فرمان خداست
    واسه اين گفته شده شهدا زنده اند چون خداوند ميدونسته اينا واسه خدا حاضرند جونشونم بدن چه برسه به مال دنيا كه بي ارزشه پس تو امتحان الهي نمره كامل رو گرفتن يادتون نره مرگ فقط دست خداست اگه ميخواست نميزاشت بميرن پس فك نكنيد مرده اند به جاي بهتري رفتن از اينجا ،مگه سوني ها و وهابي ها به زندگي بعد از مرگ اعتقاد نداريد كه در مورد كلام خدا اينجور حرف ميزنيد از خدا نميترسيد از به پايان رسيدن عمرتون تو اين دنيا ميترسيد كه جهاد نميكنيد نميبينيد كشورهاي نامسلون چطور دارن به مسلمانان حمله ميكنن پس به كلام خدا گوش بديد و به دسته دسته تقسيم نشيد بيايد با هم متحد و يكپارچه باشيم شايد كشور بعدي شما باشيد پس با دشمنان اسلام و كافران دوستي نكنيد اينم كلام خداست در قرآن آمده چون شما رو به اون چيزي كه بوديد برميگردونند و جهنم جاي كسايي هست كه آيات خدا رو انكار ميكنن

  65. بيمان
    ۱۳ اردیبهشت ۱۳۹۲ در ۱۱:۱۹ | #83

    اميدوارم فهميده باشيد مسلمان و شيعه و امامت يعني چي و بجاي متوسل شدن و واسطه قرار دادن اينها راهشون رو ادامه بديم پس از خدا بخواهيد خالق مطلق چون اونا هم از خدا خواستن خدا يار و ياور همه ما باشه يا حق موفق باشيد

  66. یه دیوونه
    ۱۳ اردیبهشت ۱۳۹۲ در ۱۶:۲۴ | #84

    با اجازه کپی کنم
    ممنون

    • احمد کارآمد
      ۱۳ اردیبهشت ۱۳۹۲ در ۱۷:۰۵ | #85

      اجازه ما هم دست شماست

  67. به تو چه
    ۲۲ تیر ۱۳۹۲ در ۱۱:۱۶ | #86

    خرافه :خرافه پرستی این مملکت رو داغون کرده. شما با خودتون هم درگیرید. اگه خدایی که میگید به رگ گردنتون نزدیکتره واقعا نزدیکتره، دیگه واسطه قرار دادن واسه چیه؟ شما خدا رو هم یکی مثل آدم های زمینی فرض کردید که با واسطه بهتر میشه سرش شیره مالید. دوستان به جای اینقدر بحث کردن در مورد مذهب، بیایید به انسانیت و خرد گرایی فکر کنیم

    اینو چه قدر داغونه !!تو از بیخ….هستی

  68. مهتاب
    ۱۵ مرداد ۱۳۹۲ در ۲۲:۵۷ | #87

    خدايا شكرتتتتت

  69. ۱۸ شهریور ۱۳۹۲ در ۱۵:۴۵ | #88

    من واقعا متاسفم که یه عده همینطوری بدون اینکه درکی از تفسیر و قواعد عربی داشته باشن برای خودشون دلیل میارن وهمینطور از روی نادانی حرف یه عده گمراه کننده رو قبول میکنن که برای خودشون میگن طبق آیه شریفه ایاک نعبدو و ایاک النستعین :خداوندا تنها تو را میپرستم و تنها از تو یاری میخواهم .نمیشود از غیر خدا یاری طلبید این معنی وتفسیر اشتباه وغلط عمریها ست. معنی واقعی این آِیه مبارکه اینه که خدایا تنها تورا میپرستم و از تو یاری میخواهم

  70. سارا
    ۲۱ شهریور ۱۳۹۲ در ۱۴:۴۳ | #89

    با اين بحث ها گيج تر هم شدم

  71. مهدی
    ۱۵ فروردین ۱۳۹۳ در ۱۴:۵۰ | #90

    به نام خداوند بیش از اندازه مهربان بیشتر مهربان
    آقای مرتضی که گیر دادند به کم سوادی برخی, ناراحت نشوند چون برگردان درست ترش میشه”تنها تو را بندگی میکنیم هم تنها تو را کمک میگیریم” خداوند نگه دار همه

  72. علی
    ۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۳ در ۰۹:۴۶ | #91

    شما گفتید خدا از رگ گردن نزدیکتره. خوب چرا باید توسل کرد؟!
    توسل یعنی اینکه از کسی بخوای بره برات کارت رو جور کنه. ممکنه بعضی وقتا مثلا میری مطب دکتر، دکتری که به تمتم مریضی شما اشراف داره رو ببینی اما خیلی وقتا باید از منشیش وقت بگیری بری اتاقش. بعضی وقتا وکیل میگیری تا تو دادگاه حرفایی که تو دلته رو به نحوی که قاضی بفهمه و خودت شاید نتونی به بهترین نحو بگه. بعضی وقتا نمره از استاد میخوای، استادی که باهات بوده اما یه شخصی که با استاد زیاد بوده اما با تو کمتر بوده را میفرستی کارت رو راه بندازه چون استاد حرفای اونا بیشتر گوش میده.

    این فقط عقله خودم تحصیلات دینی حوزوی اینا نداشتم فقط خواستم اینجا نوشته باشم که شما منکر عقلید.

  73. نرگس
    ۹ تیر ۱۳۹۳ در ۱۳:۵۴ | #92

    با سلام وتشکر از سایت جالبتان،راستش من زیاد دعا می کنم و مقدار حاجاتم نیز زیاد هستن که اونا رو روی کاغذ نوشتم و از خدا دائم طلبشون میکنم .فقط میخواستم بدونم موقع توسل به ائمه (ع)دوباره باید یک به یک حاجاتم رو بخونم و از این بزرگواران بخوام تا واسم دعا کنن.یا فقط گفتن این که از خدا بخواهید تا دعاهام رو مستجاب کنن کافیه؟

  74. علی برقی
    ۲۷ تیر ۱۳۹۳ در ۰۰:۴۵ | #93

    چرا خداوند در بعضی آیات صراط مستقیم خودش معرفی کرده و در بعضی آیات پیامبر و امامان را

  75. فاطمه
    ۹ شهریور ۱۳۹۳ در ۱۹:۴۰ | #94

    به نام خدا
    همه گفتن منم دوباره میگم ما شیعیان غیر خدا رو نمی پرستیم فقط از کسایی که پیش خدا آبرو دارن می خوایم برامون دعا کنن، حالا هرچقدر می خواین تهمت مشرک بودن به ما بزنین حسابتون با کرام الکاتبین. و مرده ها می تونن از خدا تقاضا داشته باشن یا رد میشه یا اجابت همون طور که تو قرآن اشاره شده که از خدا می خوان به دنیا برگردن که البته از سوی خدا رد میشه این در جواب کسی که گفت مرده ها نمی تونن چیزی بخوان .و هم چنین برای ما پیامبران دیگر ادیان هم عزیزند و از اونها هم التماس دعا داریم مثل حضرت موسی(ع) و عیسی(ع)وحتی فرشتگان مقرب الهی حالا شما به کسی توسل نکنین شما حتما اعتماد به نفستون خیلی زیاده ما به دعای نیکان نیاز داریم. از زمان حادثه غدیر حضرت علی توسط پیامبر ولی خوانده شد پس بعد وفات پیامبر ما در اذان حضرت علی (ع) را ولی خواندیم ، برای ما علی ولی است خواسته پیامبر هم همین بود. و در انتها باید بگم که مسلمان ها شیعه و سنی بهتره به خاطر خدا هم شده از جدال با هم بپرهیرن هدف همه ستایش و عبادت خداست.

  76. محمد صادق ابراهیم قوچی
    ۱۳ شهریور ۱۳۹۳ در ۰۰:۱۳ | #95

    @احمد کارآمد
    برادر عزیز یک خرافاتی وارد تشیع راستین شده همه این را میدانیم.بیا بجای خلط موضوعات و فریب دادن خودمون حقیقتگرا باشیم.از مستحبات موکد است که مومنین برای هم دعا کنند.چه اشکالی دارد که از ما بهتران بخواهیم برای ما دعا کنند.پیامبر برای مومنین دعا میکرد طلب مغفرت و هدایت مینمود.نه اینکه مومنین گناهکار برای طلب مغفرت خودشان خدا و پیامبرش را باهم و مشترک بخوانند!!! محکمات را ول کردید و متشابهات قرآن را برای توجیه افکار و توهمات خود وام میگیرید!

  77. محمد صادق ابراهیم قوچی
    ۱۳ شهریور ۱۳۹۳ در ۰۰:۱۷ | #96

    @احمد کارآمد
    برادر عزیز یک خرافاتی وارد تشیع راستین شده همه این را میدانیم.بیا بجای خلط موضوعات و فریب دادن خودمون حقیقتگرا باشیم.از مستحبات موکد است که مومنین برای هم دعا کنند.چه اشکالی دارد که از ما بهتران بخواهیم برای ما دعا کنند.پیامبر برای مومنین دعا میکرد طلب مغفرت و هدایت مینمود.نه اینکه مومنین گناهکار برای طلب مغفرت خودشان خدا و پیامبرش را باهم و مشترک بخوانند!!! محکمات را ول کردید و متشابهات قرآن را برای توجیه افکار و توهمات خود وام میگیرید!

    @عرفان
    عرفان جان! برات در نمازهای وتر دعا خواهم نمود.احسنتم.

  78. محمد صادق ابراهیم قوچی
    ۱۳ شهریور ۱۳۹۳ در ۰۰:۲۸ | #97

    هم افتخارم اینست که شیعه ی علی هستم که صاحب نهج البلاغه ی عظیم است شیعه حسین که روی بشریت را نزد خداوند سپید نمود.هم از طرفی دردمندم که کسانی نامشان شیعه است که فردای قیامت منفورترین ها نزد امامان حق خواهند بود.از طرفی خوشحالم که از اهالی محترم سنت و جماعت و یا وهابیت نیستم که نسبت به توسل حساس بوده اما در طول تاریخ نتوانستند از زیر یوق مستبدان و حاکمان فاسد خود رها شوند و نسبت به سرنوشت جامعه ی خویش و حاکمیت آن بی تفاوت و منفعل اند!

  79. محمد صادق ابراهیم قوچی
    ۱۳ شهریور ۱۳۹۳ در ۰۰:۵۳ | #98

    @حسین(خادم هیئت بین الحرمین)
    عرفان عزیز! بعضی جاها را خوب بیان میکنی اما در بعضی موارد نه.من یک معلم دانشگاه و مدرسه ام.اسمم واقعیست.ترسی و ملاحظه ای هم ندارم.میتوانید سرچ کنید.
    شما که حرف از اتقان حدیث نبوی و قرآن میزنید چرا به حدیث پیامبر در باره ی علی عمل نمیکنید که فرمود من کنت مولاه …… حتی شما بیایید معنای مولاه را دوست بگیرید و یا به روایت فتح خیبر که نبی فرمود هرکس علی را دوست بدارد دوست من است. پیامبر کارگردان فیلمهای هندی نبود که ادای دوست داشتن رو نمایش بده! اون حرفها یک شاخص و معیار برای مومنین بود.یک پیام بزرگ بود که نشان میداد علی شاخص دین است.
    در ضمن در نظام تعلیم و تربیت ما بچه را از کودکی تحت تعلیم قرار میدهیم. و مفاهیم دینی و قرآنی نیاز تعلیم و تربیت دارند و نیاز به راسخون فی العلم دارند.اولی الباب.علی که از بچگی در دامن پیامبر پرورش یافت و نهج البلاغه ی بزرگ از اوست.او شایسته تر است در هر امری یا جنابان خلفای راشدین دیگر که طرف در 60 سالگی تازه مسلمان شده بود!!!! شما چرا آیه را غلط مینویسی؟ اینجوریه: والسلام علی من اتبع الهدی!

  80. ناشناس
    ۲۶ آبان ۱۳۹۳ در ۱۲:۵۸ | #99

    سلام دوست عزيز
    آيا به نظر شما “وسيله” همان ائمه هستند ؟ كه از اين دنيا رفته اند و دستشان از اين دنيا كوتاه است طبق گفته خدا كه :آيا از كساني كمك ميخواهيد كه مرده اند و كاري از دستشان برنمي آيد ؟-آيا به نظر شما وسيله همان “نماز ” روزه ” زكات” صدقه” كار نيك ” نيست ؟.

    • احمد کارآمد
      ۱۲ آذر ۱۳۹۳ در ۱۵:۳۹ | #100

      جواب داده شده بهتر مطالعه کنید

  81. امیر
    ۲۴ دی ۱۳۹۳ در ۲۲:۳۶ | #101

    با سلام و درود فراوان به تمام مسلمانان ایران اسلامی و جهان واقعا ازتون ممنونم پاسخ این سوال رو کامل و بدرستی اشاره کردید،طوری که جای هیچ شک وتردیدی نمیتونه بمونه.امیدوارم خدای بخشنده و مهربان تمام مردم رو به راه راست هدایت کنه.

  82. سامیه
    ۲ بهمن ۱۳۹۳ در ۱۰:۳۴ | #102

    وای منکه دیگه دارم روانی میشم بنظرم حرفای عرفان منطقی میاد تا حالا اینجوری فکر نکرده بودم نمیدونم نمیدونم واقعا چی درسته چی اشتباهه خدایا خودت به راه راست هدایتم کن راه درستونشونم بده

  83. sajede
    ۹ اسفند ۱۳۹۳ در ۲۰:۳۲ | #103

    فقط خدا

  84. sajede
    ۱۰ اسفند ۱۳۹۳ در ۰۱:۳۲ | #104

    (قُلْ لَا أَمْلِکُ لِنَفْسِی نَفْعًا وَلَا ضَرًّا إِلَّا مَا شَاءَ اللَّهُ ۚ وَلَوْ کُنْتُ أَعْلَمُ الْغَیْبَ لَاسْتَکْثَرْتُ مِنَ الْخَیْرِ وَمَا مَسَّنِیَ السُّوءُ ۚ إِنْ أَنَا إِلَّا نَذِیرٌ وَبَشِیرٌ لِقَوْمٍ یُؤْمِنُونَ) [Surat Al-Araf : 188]

    via @QuranAndroid

  85. sajede
    ۱۰ اسفند ۱۳۹۳ در ۰۲:۳۲ | #105

    در تمام ایات قران دستور داده شده که فقط من رو صدا بزنید وایه بالا نشان میده که حتی پیامبر روهم نباید به کمک خواست چون اوهم نمیتونه ضرر رو از خودش دفع کنه چه برسه از شما . هیچ ایه دیگه ای هم مغایر نیست فقط بد معنی میکنید .چون دستور خدا نیست که بری پیش دیگران استغفارکنی البته گفته اگر این کاررو بکنی من غفورم وگناهت رومیبخشم پس این کار هم شرک نیست بلکه از خدا خواستن با زبان دیگران است..در ضمن من شیعه هستم وتا حالاحدیث از امامان ندیدم که بیایید مارو صدا بزنید:-)

  86. حسین
    ۳ فروردین ۱۳۹۴ در ۱۳:۴۹ | #106

    حرف های عرفان به واقعیت نزدیک تره

  87. hossein
    ۲ اردیبهشت ۱۳۹۴ در ۱۰:۵۱ | #107

    ببینید بچه وقتی خواسته ای از باباش داره مثلا وقتی از بابا پول میخواد ولی بابا بهش نمیده میره پیش مادرش که به باباش نزدیکتره و از مادرش میخواد که از بابا براش پول بگیره یعنی مادر رو واسطه قرار میده چون خودش نظر باباش رو نمیتونه جلب کنه و مادر میاد و بچه رو ضمانت میکنه تا پدر خواسته اش رو اجابت کنه.اعتقاد ما شیعه ها اینه که بندگان خوب خدا که نزد خداوند مقام و مرتبه ای بزرگ دارند را واسطه خیرخواهی برای خود قرار دهیم تا آنها برایمان نزد خداوند دعا کنند و خداوند به خاطر دعای آن بنده های خوب حاجت ما را بدهد.حال اگر خداوند بنده ای خوب داشته باشد که از دنیا رفته باشد باز هم میتوان از او خواست تا شفاعت ما را نزد خداوند بکند چون انسانها بعد از مرگ وارد حیات برزخی میشوند و در این مرحله از آفرینش بنده های گناهکار دائم مجازات میشوند تا روز قیامت و فرصتی برای دعا کردن ندارند وگرنه برای خودشان دعا میکنند تا از عذاب الهی نجات یابند ولی بنده های خوب خدا در حیات برزخی در نعمت های خداوند هستند و میتوانند برای خودشان و زنده ها دعا کنند و پیامبر خدا که کل دنیا به برکت وجود ایشان خلق شده چطور نمیتوانند بعد از رحلت واسطه ای برای شفاعت ما باشند؟

  88. ۵ تیر ۱۳۹۴ در ۱۵:۰۴ | #108

    واقعا متاسفم برای ادمای مسل عرفان . این همه معجزه امامان الان ما میبینیم تو زندگیم اونا رو تو زندگی داریم حس میکنیم این همه شفا دادن اقا امام رضا اینا الکی هستن واقعا دیوانه هستن ادامای ک همچین طرز تفکری دارن

  89. ۵ تیر ۱۳۹۴ در ۱۵:۰۹ | #109

    ما امام ها رو واسطه قرار میدیم بین خودمون و خدامون چون امامان معصومن و ما گناه کار نه این ک خدای نکرده ما اونا رو شریک خدا میدونیم

  90. Sajede
    ۳۱ تیر ۱۳۹۴ در ۰۱:۱۱ | #110

    سلام
    روزی فقیری بر پیامبر وارد میشود، پیامبرقبل از اینکه عرض حاجت کند میفرماید اگر کسی از ما چیزی بخواهد ما به او میدهیم ولی از خدا در خواست کند بهتر است وان مرد فقیر میرود وبرمیگردد واین قصه سه بار تکرار میشود ومرد فقیر میرود واز خدا در خواست میکند ودر امر خارکنی از بیابان مشغول میشود واز سوال کردن بی نیاز میشود .
    والسلامهنگامی که حضرت را در منجنیق گذاردند که به آتش افکنند گفت حسبی الله و (تَوَکَّلْتُ عَلَى اللَّهِ ) یعنی خدا کافیست مرا در هر حال، و هیچ چیز دیگر را اعتنا ندارم و همین راز نهفته در این ماجراست.
    اعتماد به خدا و توکل به او و چشم امید به غیر از او نداشتن. (علل الشرائع) با اسناد به امام رضا (علیه السلام) مى‏نویسد: همانا خداوند تعالى ابراهیم را خلیل و دوست خود گرفت: چون او هیچ وقت احدى غیر خدا را اراده نکرد و از هیچ کس جز خداى عزّوجل درخواستى ننمود (همچنان که مشهور است وقتى ابراهیم را در منجنیق نشانده و مى‏خواستند به سوى آتش پرتاب کنند، جبرئیل به نزدش آمد و گفت: آیا حاجتى دارى؟ فرمود: آرى ولى به شخص تو خیر، یعنى خداى من در برآوردن حاجتم مرا کفایت مى‏کند). (قصص الأنبیاء (قصص قرآن – ترجمه قصص الأنبیاء جزائرى) /۱۵۴)
    از این جهت خدای تعالی فرمود: و ابراهیم الّذی وفّی ( نجم/۳۷) یعنی و ابراهیمی که به گفته خود وفا کرد و به غیر من التفات و اعتنا نکرد. کلمه” توفیه” که مصدر فعل” وفى” است به معناى آن است که حق صاحب حق را تمام و کمال بپردازى، و توفیه ابراهیم (علیه السلام ) این بود که آن جناب هر حق بندگى که به عهده داشت تمام و کامل ادا کرد و به بهترین وجه هم ادا کرد. ( ترجمه المیزان، ج‏۱۹، ص: ۷۴)
    از امام باقر علیه السّلام روایت کرده اند که فرمود: دعاى ابراهیم علیه السّلام در آن روز این بود که گفت: «یا احد [یا أحد یا صمد] یا صمد، یا من‏ لَمْ یَلِدْ وَ لَمْ یُولَدْ وَ لَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُواً أَحَدٌ»
    به غیر از خدا هرگز
    حضرت ابراهیم علیه السلام نه تنها در این واقعه بلکه در سایر رویدادهای زندگی اش دست نیاز به سوی دیگری دراز نکرده و چشم امید به غیر از خدا نداشته است و این امر تنها مختص آن حضرت نبوده بلکه سایر پیامبران و بزرگان دینی ما نیز موصوف به این خصیصه ارزشمند اخلاقی بوده و در لحظه لحظه زندگی خویش جز به درگاه حضرتش به جانب دیگری روی نمی کردند و این تفسیر عملی آیه ۷۹ سوره انعام است : إِنِّی وَجَّهْتُ وَجْهِیَ لِلَّذی فَطَرَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ حَنیفاً وَ ما أَنَا مِنَ الْمُشْرِکینَ.
    حضرت ابراهیم به واسطه توسل و توکل به خدا و تنها یاری جستن از او از نعمت سرد شدن آتش بر خود بهره جست چرا که رحمت خدا بی انتهاست و لاجرم شامل حال تمامی بندگان خواهد بود چنانکه اگر فرعون نیز هنگامه غرق شدن، خدا را می خواند نه بنده اش را، خداوند او را نیز از غرقاب هلاک نجات می داد چنانکه در روایت داریم: غرق شدن فرعون علت دیگرى هم داشته و آن این بود هنگامى که بالا و پائین می رفت در آب و در معرض هلاکت بود به موسى استغاثه کرد و از موسى یارى طلبید و به خداوند استغاثه نکرد و غرق گردید، و پس از آن به حضرت موسى وحى شد که به فریاد فرعون نرسیدى چون او را نیافریده بودى و اگر به من التجاء آورده و استغاثه کرده بود به فریادش می رسیدم و او را غرق و هلاک نمی کردم و نجاتش می دادم‏. (علل الشرائع / ترجمه مسترحمى / ۱۴۰ ) گر امید آدمی تنها و تنها به خدا باشد سرد شدن آتش که سهل است دنیا و کائنات گلستان می شود

  91. Sajede
    ۳۱ تیر ۱۳۹۴ در ۰۲:۵۱ | #111

    سلام
    هم عرفان اشتباه میکنه که میگه میشه از زنده طلب حاجت کرد ولی نه از مرده یعنی میشه از دکتر کمک خواست ولی از امام نه در حالی که امامان کور رو بینا میکنند ومرده روزنده
    هم بعضی دیگه اشتباه میکنن که میگن از امامان وپیامبران که مرده اند والبته به نظر من زنده هستن که کور رو بینا میکنن ومرده رو زنده باید کمک خواست
    همه به اذن خدا کار میکنند چه دکتر چه امام رضای عزیز که نورش مشهد رو فرا گرفته
    ولی لزوما کار درستی نمیکنیم ازاونها در خواست کنیم اگر چه واسطه شفا گرفتن ما باشند
    بلکه باید از خدا کمک بخواهیم وبحق این عزیزان قسم بدیم یا نذر شون کنیم چون انسانهای والا مقامی هستن
    ما در هیچ جایی از قران واحادیث امامان نداریم که برید التماس امام یا پیامبر یا از غیر خدا رو بکنید

  92. Sajede
    ۳۱ تیر ۱۳۹۴ در ۰۳:۲۶ | #112

    تمام امامان ما جواد هستن ولی در جوشن کبیر میگیم چی
    میگیم یا اجود من کل جواد
    میگیم یا اقدر من کل قدیر
    میگیم یا یااراف من کل رووف
    خیلی ادمها میتونند کار مارو راه بندازن به اذن خدا ولی چه کاریه تا وقتی خدا هست و گیر داده که منو صدا کنید از بقیه بخواهیم
    من شیعه ام وعمر و ابوبکر رو ظالم میدونم وعاشق علی واولادش ولی بهر حال این ضعف شیعه هست که بغیر از خدارو صدا میزنه وکمک میخواد وچون غیر خدا رو صدا میزنیم وامید داریم حاجت نمیده

  93. Sajede
    ۳۱ تیر ۱۳۹۴ در ۱۳:۰۸ | #113

    خداوند به حضرت موسی می‌فرماید “یَا مُوسی سَلنِی کُلَّما تَحتَاجُ اِلَیهِ حَتَی عَلَفَ شَاتِکَ وَ مِلحَ عَجِینِک” (۱) ای موسی هرچه نیاز داری از من بخواه حتی علف گوسفندت و نمک غذایت را
    این یعنی نه فقط برا شفا گرفتنت غیر خدا رو صدا نزن بلکه در کارهای کوچک که ادمها از همدیگه در خواست میکنن هم این کار رو نکن

  94. فاطمه
    ۱۵ مرداد ۱۳۹۴ در ۱۱:۱۸ | #114

    سلام چرا میگن خداوند در قران ۱۱۴ بار خودش بخشنده ومهربان خطاب کرده این مسئله کجای قران آمده. سپاسگزارم

  95. سعید
    ۱۹ شهریور ۱۳۹۴ در ۱۱:۴۸ | #115

    الهی به حق محمد و آل محمد ، همه را از گمراهی نجات بده .
    یادی از مختارنامه
    امروز می خواهم به مصاف تزویر بروم که بدترین آفت دین است. تزویر با لباس دیانت و تقوی به میدان می آید. تزویر سکه ای است دورو، که بر یک رویش نام خدا و بر روی دیگرش نقش ابلیس است. عوام خدایش را می بینند و اهل معرفت ابلیسش. و چه خون دلها خورد علی از دست این جماعت سر به سجود آیه خوان و به ظاهر متدین…
    تفکر وهابیت همان تزویر است . دوستان بسیار مراقب باشند . یا علی

  96. امیر
    ۲۶ آبان ۱۳۹۴ در ۱۶:۵۲ | #116

    با سلام به همه دوستان من تقریبا نیمی از نظرات دوستان رو خوندم ولی متاسف واسه کسانی که چشم رو آیات خدا بستن و سفارشات مستقیم پیامبر(ص) زیر پا میذارن و حرف خودشونو میزنن من معلومات کاملی ندارم ولی اینو میدونم آدم خواب و میشه بیدار کرد ولی کسی که خودشو زده بخواب و نمیشه…
    دوستان عزیزم خیلی کامل با اسناد قرآنی جواب آقا عرفان و دوستانی واسشون سوال پیش اومده بودو دادن جای خالی حس نکردم ولی یکم اندیشه … انگار ما شیعه ها میریم مشهد میگیم امام رضا(ع) فلان چیزو بمن بده… نه اینطوری نیست ما میریم زیارت قرآن میخونیم دعا میکنیم و از امام رضاع یا امامان یا پیامبرمون می خوایم واسمون دعا کنن ما امتشون هستیم و خود خدا انتخابشون کرده واسه راهنمایی ما پیامبرانشو فرستاده و دین اسلام چون دین آخر و کاملترین دین هست واسه بقاش و حفظش خدا تو غدیرخم به پیامبر(ص) فرمود که اگر اینکارو انجام ندیدی رسالت ناقص خواهد بود پس باید متوجه بشیم که خدا تو هیچ دوره ای بنده هاشو بی ولی و رهنما نگذاشته و نخواهد گذاشت حالا کسی بخواد مولا رو به دوست تعبیر کنه خودش میدونه طبق آیه ۳و۴ سوره نجم پیامبر از هر گونه پیروی از هوا و هوس و کار بیهوده دور است پس چطور میشه پیامبر چند هزار نفرو در آن روز گرممم از حرکت باز داره و اونهایی که از آنجا گذشته اند باز گردند و انهایی که نرسیده اند برسند که به گه هر کی منو دوست داره علی رو هم دوست داشته باشه؟ مگه امت تا اونموقع علی (ع) دوست نداشتن؟؟؟ پس اگر واقعا دنبال حقیقت هستید برید دنبالش ولی اگر دنبال هدف دیگه ای هستید خودتونو خسته نکنید خدا در گذشته حکومت های عدالت مثل حکومت حضرت یوسف و سلیمان و حضرت علی (ع) برقرار کرده تا به حکومت عدالتت حضرت مهدی(عج) تمام دنیا رو به گلستان تبدیل کنه
    وسلام به امید ظهورش…

  97. اگرین
    ۴ آذر ۱۳۹۴ در ۰۱:۰۵ | #117

    با سلام به همه دوستان
    دوستان خواهشن عقلانی فکر کنید از روی بغض و کینه حرف نزنید خواهشن ……………………

  98. امین
    ۸ آذر ۱۳۹۴ در ۱۱:۴۲ | #118

    ممنون از نظراتتون استفاده کردیم (:

  99. حجت
    ۱۷ آذر ۱۳۹۴ در ۲۲:۱۴ | #119

    پیامبر وپدر حضرت یوسف هر دودر زمان حیات خودشان شفیع شدن این در حالی است که شما این مثال را بعد مرگشان میزنید یک مثال هم از قران بزنید که مرده ای برای زنده ای که مرده را خوانده به شفاعت چیزی طلب کرده باشد ودیگر اینکه شفاعت در دنیای پس از مرگ انهم به اذن خدا در قیامت اتفاق می افتد نه برای حاجات دنیوی

    • احمد کارآمد
      ۲۷ آذر ۱۳۹۴ در ۱۵:۰۶ | #120

      متن رو خوندی ؟ تو منابع اهل سنت هست توسل به پیامبر بعد از شهادتشان!

  100. حميد
    ۲۰ بهمن ۱۳۹۴ در ۱۶:۳۹ | #121

    اللهم عجل لولیک فرج
    اسلام دین کامل و حقیقت آن بر تمام ادیان آشکار است و قرآن معجزه الهی و راه گشا از سرگردانی هاست و اما صالحین و نیکوکاران و معصومین حکم پدران و مادران امتند در کمک به خلق خدا، آنها جملگی بشری مانند ما هستند و قابل لمس و فهم امتها و دارای اختیار در انتخاب خیر و شر که ویژگی بارزشان انتخاب خیرها و رسیدن به خدا بوده است. پس زمانی که دلتنگی و خستگی و ملالت های روزگار بر فرزندی فشار آورد به نزد پدر و مادر (حتی از دنیا رفته) خود می رود و ظرف ذهنی خود را خالی می کند گویی روح و روانش آرام می گیرد و پرده های غفلت کنار می رود و زمینه ای آماده می شود تا عظمت خدای رحمان را درک کند و ببیند آنگاه زبان انسان به ذکر خدا و و رفتارش به میل خدا می گردد و انسان انسان می گردد.شرم و حیا ویژگی فطری است که انسان را در برابر آفریدگار خجل می سازد و زبانش را بند می آورد همچون کودکی که بسیاری از اسرارش و خطاهایش را به پدر و مادرش می گوید و این موهبتی است از سوی پروردگار که شکر آن واجب است پس در هر زمان و مکانی هستی بدان لطف خدا شامل حال توست اگر باور به پذیرش صالحین داری آنها نعمتهای الهی اند برای این میل فطری تو و هیچ شرکی در کار نیست به شرط آنکه به پند و اندرزهای آنان در راه رسیدن به خدا گوش فرادهی و اگر نداری یقینا تو خود پرده های حجاب را گذارانیده ای پس برای امثال ما هم التماس دعا که نیازمند دعای خیر شما خوبان در لغزش ها و انتخاب های دنیاییمان هستیم و سرآمد آن اللهم عجل لولیک فرج مهدی فاطمه را آرزو داریم. والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

  101. رابرت
    ۲۴ خرداد ۱۳۹۵ در ۰۹:۳۳ | #122

    @مسعود
    لایک

  1. بدون بازتاب