بایگانی

بایگانی برای دسته ی ‘سیاسی’

صدای شکستن شیشه های بلورین!

۱۵ تیر ۱۳۹۰ ۴ دیدگاه

صدای ترکیدن استخوانهای لیبرالیسم

دقت کنید! صدای قرچ و قروچ دنده های بدنش را می شنوید،

دقت کنید! بزودی صدای ترکیدن استخوانهایش را در زیر لگد مردم اش خواهید شنید،

همیشه به خود می بالیدند که ما جهان اولیم، ما جهان توسعه یافته ایم، ما دنیای خود را آباد کرده ایم، ما صاحب مدل های توسعه ایم، همه دنیا باید از تجربه ما استفاده کند …

اما هم اکنون تظاهرات و اعتصابات سالیانه اتحادیه های کارگری اروپا و آمریکا به تظاهرات و اعتصابات روزانه انواع مشاغل در سطح خیابان های انگلیس، فرانسه، اسپانیا و یونان تبدیل شده.

نظام اقتصادی آمریکا که به خود می بالید زیر 5درصد بیکاری دارد، بعد از ورشکستگی های فراوان بانک ها و شرکت های صنعتی بزرگ در سال های 2009 و 2010 به آمار بیش از نه و نیم درصدی بیکاری رسیده است.

توسعه اقتصادی غرب بر تاریخ استعمار کشورهای آفریقایی و آسیایی استوار است و هم اکنون نیز به راه انداختن جنگ و غارت نفت عراق و لیبی تن رمق دیده اش را نگه داشته … و اکنون نوبت یونان است. کشورهای درجه دوم در توسعه، معمولا مقروض کشورهایی همچون آمریکا، انگلیس، آلمان و فرانسه هستند. هر چهار کشور از طرح ریاضت اقتصادی یونان که تا سه سال دست مزدها را افزایش نمی دهد و از حقوق مستمری بگیران می کاهد حمایت کرده و زمینه را برای وام 25میلیارد دلاری به دولت یونان مساعد می دانند زیرا بدین ترتیب هر یونانی 24هزار دلار به بانک های فرانسه و آلمان و آمریکا مقروض می شود.

یونان-بحران مالی-استکبار جهانی-استعمارگران-آمریکا -مردم معترض-بحرانی جهانی-لیبرالیسم-شکستن-توسعه یافته-جهان اولی-اقتصاد-ورشکستگی

مخالفان تدابير رياضت اقتصادي دولت يونان

یونان-بحران مالی-استکبار جهانی-استعمارگران-آمریکا -مردم معترض-بحرانی جهانی-لیبرالیسم-شکستن-توسعه یافته-جهان اولی-اقتصاد-ورشکستگی

مخالفان تدابير رياضت اقتصادي دولت يونان

یونان-بحران مالی-استکبار جهانی-استعمارگران-آمریکا -مردم معترض-بحرانی جهانی-لیبرالیسم-شکستن-توسعه یافته-جهان اولی-اقتصاد-ورشکستگی

مخالفان تدابير رياضت اقتصادي دولت يونان

 

نتیجه: کشورهایی مثل یونان با ریاضت اقتصادی باید فدای کشورهای درجه اولی شوند که سیستم اقتصادی را طراحی کرده اند. و این یعنی حکومت اقتصادی غرب بر دنیا ….

بگذریم از اینکه احتمال یک توطئه اقتصادی از سوی برخی سرمایه داران وجود دارد، اما ظاهرا همه ادعاها در مورد کمالات نظام اقتصادی غرب به پنبه تبدیل شده و شکست استخوان های غرب بخاطر معادله های ناقص اقتصادی اش مشهود می شود.

اصلا اجازه بدهید یک فرض محال را در نظر بگیریم…  غرب تا سال بعد به رشد اقتصادی خود خواهد رسید، اما آیا مردم مغرب زمین به هدف خود که رشد اقتصادی را برای آرامش در زندگی می خواستند، خواهند رسید؟؟ مطمئنا همه ایشان در زندگی خود در پاسخ به این سوالات مضطرب خواهند بود، آیا دیگر احتمال بحران بعدی وجود نخواهد داشت؟ زمان فرارسیدن آن چه وقت است؟ باید برای در امان بودن از بحران بعدی چه کنیم؟

و چرا کشورهای در حال توسعه یا کشورهایی که معادله های دیگری برای پیشرفت طراحی کرده اند، آسوده تر بوده و نظاره گر این بحران ها هستند؟ آیا این کشورها با بحران مواجه نخواهند شد؟ در بحران های احتمالی تا چه حد محتاج کشورهای غربی اند؟ پاسخ به این سوالات هم آرامش و اضظراب آینده را مشخص می کند…

به لینک های زیر هم توجه کنید.

hamshahrionline.ir/news-139093.aspx

www.presstv.ir/detail.fa/152635.html

منبع:آفاق ظهور

شادی روح امام وشهدا صلوات

 

امام هادی و جریان های انحرافی

۱۶ خرداد ۱۳۹۰ ۱۸ دیدگاه

باز صفحه فیس بوک امام هادی رادیدم  و دلم خون شد.دیدم شهادتش نزدیک است خواستم از امام هادی بگویم زبانم نچرخید .به فکر فرو رفتم از امام هادی جز زیارت جامعه کبیره چیزی یادم نیامد باز شرمنده حضرت زهرا شدم،تازه اسمم را هم گذاشتم بچه شیعه ؛ از امام دهم شیعیان جز یک زیارت چیز دیگری به ذهنم نمیرسد .چیزی برای گفتن نداشتم تا اینکه چند شب پیش در محضر بزرگی نشسته بودم ایشان در مورد امام هادی سخنان جالبی گفت .گفت که یکی از وقایع برجسته در زمان امام هادی پدیدار شدن یا قدرت گرفتن گروه های انحرافی بود؛که ایشان با قدرت در مقابل این گروه ها و مبانی تفکری ایستادند و با هدایت حکیمانه شان ذات پلید این گروه ها را برای مردم آشکار کردند.با شنیدن حرف های آن بزرگ یاد زمان خودمان افتادم که گروه های انحرافی قصد منحرف کردن مسیر انقلاب را دارند.تصمیم گرفتم با نزدیک شدن به شهادت امام هادی ، کمی تحقیق کنم و چکیده ای از مشخصات گروه های انحرافی زمان حضرت هادی و چگونگی رفتار امام را با آنان ذکر کنم.

مکتب های منحرفی که در آن زمان به وجود آمده بودند یا اینکه قدرت پیدا کرده بودند، عبارتند از: غلات، صوفيه، واقفيه،مجسميّه، باورمندان به رؤيت و … که به تفصیل به توضیح این مکتب ها و رفتار امام با آنها می پردازیم.

 امام هادی علیه السلام -امام هادی -امام علی النقی -نقی -ابن ارضا -امام دهم -هادی-شیعه-انحراف-جریان های انحرافی -هادی امت -سامرا -امام حسن عسکری -شهادت امام هادی -متوکل عباسی - الإمام علي الهادي - ابن إرضاء - الإمام العاشر - قيادة - التنمية المستدامة - قيادة الأمة - سامراء - الامام الحسن العسكري -- استشهاد الإمام الهادي - Imam Ali Alnqy - Nagi - the tenth Imam - Samarra - Imam Hassan Askari

برای دریافت پوستر با کیفیت کلیک کنید

غلات

غلات، انسان‏هايى تندرو، افراطى و بى‏منطق بودند كه درباره ی امامت، مبالغه ی بيش از اندازه نموده، امام را تا سر حد الوهيت و پرستش بالا مى‏بردند و با بهره‏گيرى از عقايد انحرافى خويش، بسيارى از واجبات الهى را حرام و بسيارى از گناهان كبيره را بر خود حلال شمرده بودند.

گاه خود را از سوى امام كه خدا قلمداد شده بود  پيامبر معرفى كرده و بسيارى از موجبات بدنامى شيعه را در عصر گسترش فرهنگ‏ها فراهم مى‏آوردند. آنان سعى داشتند تا وجوهاتى را كه مردم ساده و بى‏آلايش به امام مى‏پرداختند، به چنگ آورند و با تشريع بدعت‏هاى مختلف در دين، به اميال نفسانى خود رنگ شرعى و دينى بدهند اما امام به سختى با آنان مبارزه كرده، آنان را طرد مى‏كرد.

سران اين فرقه عبارت بودند از: على بن حسكه­ی قمى؛ فارس بن حاتم؛ حسن بن محمد مشهور به ابن بابا­ی قمى؛ قاسم يقطينى يا قاسم بن يقطين و محمد بن نصير نميرى يا فهرى؛ كه هر كدام از اين افراد، به گونه‏اى در تشريعات اين گروه سهيم بودند. به عنوان نمونه على بن حسكه­ی قمى، امام هادى(ع) را پروردگار جهانيان مى‏دانست و خود را از سوى ايشان پيامبر هدايت انسان ها معرفى كرده بود. او تمامى واجبات و فروع دينى، مانند زكات، حج، روزه و… را به شدت زير سؤال برد. محمد بن نصير نميرى، بر بدعت‏هاى على بن حسكه، جواز ازدواج با محارم (مادر، خواهر، دختر)، حلال بودن لواط و اعتقاد به تناسخ (حلول ارواح مردگان در كالبدى غير از بدن مادى خود فرد) را افزود.

امام با موضعى صريح و جدى، ضمن برائت و دورى جستن از آنان، حتى دستور قتل يكى از آنان را صادر كرد. ايشان براى نماياندن چهره ی كريه آنان، در پاسخ شيعيانى كه از عقايد منحرف على بن حسكه پرسيده بودند، چنين نگاشت:

ابن حسكه  كه نفرين خدا بر او باد   دروغ‏گويى بيش نيست و من او را در شمار دوستان و شيعيان خود نمى‏پندارم. خدا او را لعنت كند. به خدا سوگند، پروردگار جهانيان، محمد(ص) و پيامبران پيشين او را مگر به آيين يكتا پرستى و دستور به بر پا داشتن نماز و پرداخت زكات و انجام حج و دوستى و ولايت بر خلق نفرستاد. او نيز مردم را جز به سوى پرستش خداوند دعوت نكرده است. ما جانشينان پيامبر(ص) و بندگان خدا هستيم كه هرگز به او شرك نخواهيم ورزيد. اگر اطاعتش كنيم، رحمت او شامل حال مان شده و اگر از فرمان او سرپيچى كنيم، گرفتار عذاب دردناك او خواهيم شد. ما نمى‏توانيم براى خدا نشانه‏اى بياوريم، ولى خدا براى ما و همه ی آفريدگانش، نشانه و دليل فرو فرستاده است. من از كسى كه چنين سخنانى مى‏گويد، بيزارى مى‏جويم و از چنين گفته‏هايى به خدا پناه مى‏برم. شما نيز از آنان برائت و بيزارى جوييد و آنان را در فشار قرار دهيد.

در ادامه، امام، دستور قتل آنان را صادر مى‏كند. گفتنى است امام به قتل «فارس بن حاتم» كه از سران غلات بود نيز فرمان داد كه به محض صدور اين فرمان يكى از شيعيان امام، او را از صحنه­ی روزگار محو و دل امام را شاد كرد.

صوفيه

از ديگر انديشه‏هاى منحرفى كه با رخنه در جامعه ی اسلامى، سبب بدنامى شيعه و تشويش افكار عمومى جامعه مسلمانان شده بود، تصوف بود. پيروان اين مكتب، با نماياندن چهره‏اى زاهد، عارف، خدا پرست، بى ميل به دنيا و پاك و منزه از پستى‏ها و آلايش‏هاى دنيايى، مردم را گم­راه مى‏كردند. آن ها نيز چون غلات، از همگى اين عنوان‏ها در راستاى اهداف سودجويانه­ی خود در زمينه‏هاى گونه گون بهره‏مند مى‏شدند. آن­ها در اماكن مقدسى چون مسجد پيامبر(ع) گرد هم مى‏آمدند و به تلقين اذكار و اوراد با حالتى خاص مى‏پرداختند، به گونه‏اى كه مردم با ديدن حالت آن ها مى‏پنداشتند با پرهيزكارترين افراد رو به رو هستند و تحت تأثير رفتارهاى عوام فريبانه آنان قرار مى‏گرفتند. امام هادى(ع) نيز با واكنش‏هايى سريع و به هنگام، اين توطئه ی عقيدتى را كشف و خنثى ساخت.

نوشته اند روزى آن حضرت با گروهى از ياران صميمى خود در مسجد مقدس پيامبر اكرم(ص) نشسته بودند. گروهى از صوفيه وارد مسجد النبى(ص) شده و گوشه‏اى از مسجد را برگزيده، دور هم حلقه مى‏زنند و با حالتى ويژه، مشغول تهليل مى‏شوند. امام با ديدن اعمال فريب‏كارانه ی آن ها، به ياران خود فرمود:

به اين جماعت حيله‏گر و دو رو توجهى نكنيد. اينان هم‏نشينان شياطين و ويران كنندگان پايه‏هاى استوار دينند. براى رسيدن به اهداف تن پرورانه و رفاه طلبانه ی خود، چهره‏اى زاهدانه از خود نشان مى‏دهند و براى به دام انداختن مردم ساده دل، شب زنده دارى مى‏كنند. به راستى كه اينان مدتى را به گرسنگى سر مى‏كنند تا براى زين كردن، استرى بيابند. اين ها لا اله الا اللّه نمى‏گويند، مگر اين كه مردم را گول بزنند و كم نمى‏خورند مگر اين كه بتوانند كاسه‏هاى بزرگ خود را پر سازند و دل‏هاى ابلهان را به سوى خود جذب كنند. با مردم از ديدگاه و سليقه ی خود درباره دوستى خدا سخن مى‏گويند و آنان را رفته رفته و نهانى، در چاه گم راهى (كه خود كنده‏اند)مى‏اندازند. همه ی اين وردهاي شان، سماع و كف زدن شان و ذكرهايى كه مى‏خوانند، آوازخوانى است و جز ابلهان و نابخردان، كسى از آنان پيروى نمى‏كند و به سوى آنان گرايش نمى‏يابد. هر كس به ديدار آن ها برود، چه در زمان زندگانى او و چه پس از مرگ او، گويى به زيارت شيطان و همه ی بت پرستان رفته است و هر كس هم به آنان كمك كند، مانند اين است كه به پليدانى چون يزيد و معاويه و ابوسفيان يارى رسانده است.

وقتى سخنان امام به اين جا رسيد، يكى از حاضران با انگيزه‏اى كه امام از آن آگاهى داشت پرسشى مطرح كرد كه سبب ناراحتى ايشان شد. او پرسيد: «آيا اين گفته‏ها در حالى است كه آنان به حقوق شما اقرار داشته باشند؟»

امام با تندى به او نگريست و فرمود:

دست بردار از اين پرسش! بدان كه هر كس به حقوق ما اعتراف داشته باشد، هرگز اين چنين مشمول نفرين و طعن و لعن ما نمى‏شود(آنان كه اين اعمال را انجام مى‏دهند و به حقوق ما نيز اعتراف دارند) پست‏ترين طايفه صوفيانند؛ چرا كه تمامى صوفيان با ما مخالفند و راه شان نيز از ما جداست. آن ها يهوديان و نصرانيان امت اسلامند. همين‏ها هستند كه سعى در خاموش كردن نور الهى دارند، ولى خداوند نورش را بر همگان به طور كامل خواهد تاباند هر چند كه كافران ناخشنود باشند.

واقفيه

واقفيه از ديگر فرقه‏هاى دوران امامت امام هادى(ع) بودند كه امامت على بن موسى الرضا(ع) را نپذيرفته و پس از شهادت پدر گرامى ايشان، امام موسى بن جعفر (ع)، متوقف در ولايت پذيرى ائمه شده و در امامت و رهبرى جامعه، دچار ايستايى شدند. آنان با انكار امامان، پس از امام كاظم(ع) و موضع‏گيرى در مقابل امامان، حتى مردم را از پيروى ايشان منع كردند. امام هادى(ع) نيز براى اثبات جايگاه امامت و پيشوايى خود، با آنان دست به رويارويى فرهنگى زد و آنان را نيز به سان غلات و صوفيان، مشمول لعن و نفرين خود كرد تا آنان را به مردم بشناساند. در اين باره «ابراهيم بن عقبة» در نامه‏اى به امام هادى(ع) مى‏نويسد: «فدايت شوم! من مى‏دانم كه ممطوره (واقفيه) از حق و حقيقت دورى مى‏كنند، آيا اجازه دارم در قنوت نمازهايم آنان را نفرين كنم؟» امام با صراحت تمام پاسخ مثبت داد و اين گونه بر انديشه‏هاى گم راه كننده­ی آنان خط بطلان كشيد. سركردگى اين گروه را «على بن ابى حمزه بطائنى» بر عهده داشت كه از زمان امامت على بن موسى الرضا(ع) از پرداخت ماليات‏هاى اسلامى به امام خوددارى كرده، به نشانه ی مخالفت و رد صلاحيت ايشان، به رفتارهايى از اين قبيل دست مى‏زد. آن ها رويّه ی خود را هم چنان تا عصر امام هادى(ع) ادامه دادند. روزى امام يكى از آنان، به نام «ابوالحسن بصرى» را ديد و چون او را قابل هدايت و بيدارى يافت، به او رو كرد و فقط در يك جمله به او فرمود: «آيا زمان آن نرسيده كه به خود آيى؟ سخن روح فزاى ايشان در وى اثرى ژرف بر جاى نهاد و سبب تغيير رويه و بيدارى او گرديد».

مجسميّه

اين گروه مى‏پنداشتند خداوند جسم است. آنان برداشت‏هايى بسيار سطحى و ابتدايى از دين داشتند و از درك مجرّدات و چيزهايى كه از سيطره ی جسم و ماده خارج است، بسيار ناتوان بودند. از اين رو، همواره بسيارى از حقايق هستى را كه خارج از دايره­ی ماده بود، انكار مى‏كردند يا آن را تا عالم مادّه پايين مى‏كشيدند. كم كم آن ها و انديشه‏هاى بدوى و يكسويه‏شان در بين شيعيان رسوخ كرد و عقايد آنان را نيز تحت تأثير سطحى نگرى و كوته‏بينى خود قرار داد. خبر به امام هادى(ع) رسيد و شيعيان از امام كسب تكليف كردند. «ابراهيم بن همدانى» در نامه‏اى، عقايد منحرف آنان را به عرض امام رساند و از ايشان راهنمايى خواست. او به امام نوشت كه در بين شيعيان و دوست داران اهل‏بيت(ع) افرادى پيدا شده‏اند كه تحت تأثير اين عقايد پوچ قرار گرفته‏اند و مى‏پندارند كه خداوند جسم است. امام در پاسخ او براى روشن شدن پيام مكتب ناب اهل بيت(ع) در اين زمينه نگاشت: «پاك و منزه است آن خدايى كه هيچ حد و مرزى ندارد! هرگز اين گونه توصيف نمى‏شود، هيچ مثل و مانندى ندارد و او شنواى داناست.»

امام هادی علیه السلام -امام هادی -امام علی النقی -نقی -ابن ارضا -امام دهم -هادی-شیعه-انحراف-جریان های انحرافی -هادی امت -سامرا -امام حسن عسکری -شهادت امام هادی -متوکل عباسی - الإمام علي الهادي - ابن إرضاء - الإمام العاشر - قيادة - التنمية المستدامة - قيادة الأمة - سامراء - الامام الحسن العسكري -- استشهاد الإمام الهادي - Imam Ali Alnqy - Nagi - the tenth Imam - Samarra - Imam Hassan Askari

برای دریافت پوستر با کیفیت کلیک کنید

باورمندان به رؤيت(اشاعره)

اشاعره گروهى بودند كه مى‏پنداشتند خداوند را در روز رستاخيز خواهند ديد. حتى آن ها بر اين عقيده بودند كه خداوند با همين چشم مادى قابل ديدن است. شيعيان درباره­ی اين گروه به امام نامه نوشته و توضيح خواستند. امام در پاسخ نوشت:

پايبندى به اين نظريه به هيچ وجه جايز نيست. مگر نه اين است كه بايد بين چشم شما و شى‏ء انعكاسى صورت گيرد كه حامل نور باشد و ديدن صورت پذيرد؟ حال اگر انعكاسى و نورى در ميان نباشد و اين ارتباط برقرار نشود، چگونه امكان ديدن آن شى‏ء وجود دارد؟ در اين نظريه اشتباهى بزرگ وجود دارد زيرا بيننده چيزى را مى‏تواند با چشم خود ببيند كه در جسم بودن، با خود او مساوى باشد و در صورت ديده شدن، هر دو به سان هم (جسم)خواهند بود و لازمه ی آن، جسم دانستن خداست؛ چرا كه علت‏ها با معلول‏هاى خود رابطه‏اى جدايى ناپذير دارند. بدين ترتيب، امام تفكر مخدوش و منحرف اين گروه را نيز باطل اعلام كرد.

شادی روح امام و شهدا صلوات

لینک در رجا نیوز

لینک در مشرق

لینک در فرهنگ نیوز

در ضمن هتاکان به امام هادی حتما به لینک های زیر سر بزنند

++وای بر هتاکین

++ویژه نامه شهادت امام هادی علیه اسلام

کلیپ/استكبار غافل‌گیر شد

۱۴ خرداد ۱۳۹۰ ۵ دیدگاه


نماهنگی زیبا درباره غافلگیری استکبار از بیداری اسلامی منطقه

منبع:خامنه ای دات آی آر

شادی روح امام و شهدا صلوات

پشت کلمات تاج زاده کیست؟

۱۲ خرداد ۱۳۹۰ ۹ دیدگاه

چند روز پیش رسانه (به اصطلاح) سبز ایران (رسا تیوی) گزارشی را پخش کرد که در آن تاج زاده در مورد اظهارات اخیر خاتمی صحبت کرده بود.در همین ابتدا چند سوال به ذهن می آید.اول اینکه آقای تاج زاده در زندان به سر می برد و چگونه میتواند از سخنان آقای خاتمی و تحلیل های پیرامون آن در بیرون از زندان به خوبی باخبر شود و تحلیلی تقریبا 10 صفحه ای را بنویسد؟ دوم اینکه چرا تاج زاد بعد از 10 ،15 روز به فکر نوشتن این تحلیل افتاده؟

تاج زاده-زندان-سید مصطفی تاج زاده-عضو ارشد -سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی-سخنان- رییس جمهور سابق-سید محمد خاتمی- واکنش-فعالان سیاسی- جنبش سبز- تحلیل-منافق-موسوی-میرحسین موسوی-سایت کلمه-رسا تیوی-رسانه سبز ایران-

با صرف نظر از کیفیت این تحلیل ،باید گفت تاج زاده به چند نکته اشاره کرده است :

اول اینکه :چرا در این برهه حساس باید خاتمی را تضعیف کرد البته به نطر نگارنده نوعی نجات خاتمی محسوب می شود و نکته بعد هم همان مسئله قدیمی ونخ نما برای افکار عمومی می باشد (مبارزه به اصطلاح مدنی که جنبش اصلاحات شروع کرده است)تاج زاده در این بخش اشاره میکند که باید راههای فراوانی را برای رسیدن به اهداف در پیش گرفت از جمله سیاست هویج و چماق ؛یعنی هم میتوان هویج وار مثل خاتمی عمل کرد وهم می توان چماق براندازی را به سر افکار عمومی کوبید. تاج زاده در بخش دیگری از صحبت های خود می گوید جنبش سبز هیچ ربطی به جریان انحرافی رجوی ندارد ولی مثل اینکه شعار ما همه با هم هستیمی که  در بیانیه های موسوی آمده بود را نخوانده است و یا اینکه آن را انکار میکند.

ونکته پایانی اینکه سخنان تاج زاده در طول دوره زندان آن همواره از رسانه های معاند نظام پخش می شود،اما واقعا پشت این کلمات خود تاج زاده نشسته است یا نه؟

این متنو دو سه روز پیش نوشته بودم ولی به خاطر مشکلات کاری وقت نشد بذارم تو وبلاگ و دیگه اینکه از همه دوستان در شب اول رجب التماس دعای شدید دارم.و رحلت امام عزیز رو هم تسلیت میگم.

در ضمن بد نیست سری به لینک های زیر هم بزنید

+“نقی” نقش اول سریال “فیس بوک”

+ویژه نامه ماه رجب و ولادت امام باقر علیه السلام

+ویژه نامه صوتی و تصویری امام خمینی(ره)

شادی روح امام و شهدا صلوات

قابل توجه آقای “میم”و دوستان

۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۰ ۶۹ دیدگاه

دلیل نوشتن این متن این است که دوستان آقای “میم”چند کامنتی در وبلاگم گذاشتند و با کمی تحقیق در وبلاگ هایشان متوجه یارگیری ایشان در این فضا شدم متاسفانه این جریان با فیلتر شدن سایت های اصلیشان رو به وبلاگ نویسی آوردند. لذا گفتم بد نیست تذکری به ایشان و دوستانشان دهم.

از ابتدای انقلاب اسلامی ایران این مرز و بوم شاهد اتفاقات عجیب و هولناک و فتنه های متفاوتی بوده است.از فتنه 25 بهمن 1357 گرفته تا 14 اسفند ،خراب کاری ها و ترور های گروهک منافقین،جنگ تحمیلی،18 تیر 1378 و اخیرا هم فتنه 88 که با سیری کوتاه در این اتفاقات وجه مشترکی در بین ان ها نظر را به خود جلب می کند.این وجه این است که همه این اعتراضات و خرابکاری ها و اغتشاشات (البته از نظر عوامل آن اعتراضات مدنی) از یکجا شروع و به یک جا منتهی می شود.از توهم شروع و با منزوی شدن و در نهایت مرگ به پایان راه می رسند.

ولی امروزه با ظهور پدیده ای نوین به نام  اینترنت کمی فضا تغیر کرده است و بعضا باعث افزایش توهم عوامل و دست اندرکاران این وقایع شده است.زیاد دور نمی روم،همین یکی دو ماه پیش بود جریانی راه افتاده بود که نظام به آخر راه رسیده سه شنبه های اعتراض بود اول قرار بود 25 بهمن بعد 11 اسفند ، چهارشنبه سوری،سیزده بدر خلاصه اینترنت پر بود از این موضوعات .یادش بخیر سید محمد حسینی  برای براندازی برنامه 6 ماه داشتو کلی افتخار می کرد که ویدئوهایش فلان قد بازدید خورده ویا صفحه فیس بوکش فلان قد عضو دارد ولی ما شاهد این بودیم که حتی یک دهم کسانی که عضو صفحه فیس کش بودند هم به خیابان نیامدند و همه جیغ و داد ها در اینترنت بود و بس.

ولی در اعتراض های مشابه یا همان بیداری اسلامی در کشورهای منطقه که فقط در کلمه اعتراض مشابه اند و در هدف و مبانی فاصله ای از زمین تا آسمان دارند به طور مثال مردم کشورها ی منطقه برای اسلام قیام کردند اما جلبک های عزیز ما برای رهایی از اسلام یا بهتره بگویم اسلام آمریکایی به خیابان ها آمدند آنان میعاد گاهشان نماز جمعه بود و میعاد گاه اینان ….

در این میان یک تذکر به همه منحرفین از خواص بی بصیرت گرفته تا آقای “م”خیزش های اسلامی در منطقه هم در اینترنت پیروز شدند و هم د رخیابان ها به طور مثال مردم مصر پس از فرار مبارک از صفحه جوانان انقلابی مصر در فیس بوک تشکر کردند .اما منحرفین عزیز دقت کنند که شما نه در اینترنت پیروز شده اید و نه خواهید شد و ایضا در خیابان.

مشای,مهندس مشایی,جریان انحرافی,خیزش اسلامی,بیداری اسلامی,خواص بی بصیرت,اینترنت,فیس بوک,فتنه,عبرت,عبرت گیرندگان,جلبک

برای دریافت کاریکاتور در ابعاد بزرگتر کلیک کنید

ودر اخر پندی از حضرت امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام: « مااكثر العبر و اقلّ الاعتبار؛چه قدر عبرتها بسيارند و عبرت گيرندگان كم»

Continue reading “قابل توجه آقای “میم”و دوستان” »