بایگانی

بایگانی برای دسته ی ‘سیاسی’

به دنبال بازگشت با خواب اکبر

وقتی آقای هاشمی رفسنجانی صحبت از دیدن خواب حضرت امام خمینی(ره) را می کند، حتماً راست میگوید و البته اگر لازم باشد برای خواب خود می توانند چندتا شاهد هم ارائه کنند! ولی در حواشی این سخن، برخی موارد به ذهن    می رسد که برای نگارنده این خطوط، محل سوال و بحث و بررسی و خیلی موارد مختلف دیگر می باشد!

از ویژگی های خواب هائی که برای دیگران و در ملأ عام بیان می شود است که موارد مطروحه در آن و حتی اینکه آدم خواب چه کسی را ببیند به طور کامل دست خودش است.

یعنی می شود تنظیم کرد که چه روز وچه ساعت و چه دقیقه ای خواب چه کسی را ببینی!

به یقین منظور حقیر از بیان این کلمات آن نیست که خدای ناکرده ایشان حرف خلاف واقع زده اند اما بر اساس برخی تجربیات قبلی باید معروض بدارم که چون خاتمی بعد از فتنه گری ها وآشوب طلبی های سال 88 تمام تلاش خود را گذاشته است برای ورود مجدد به عرصه سیاست، احتمالا دارد که آقای هاشمی رفسنجانی در خواب آینده خود ببیند که این عمل درست یا شاید هم نادرست است. اصلاً بنده تقاضا دارم که برای همه امور مهم مملکتی قبلش یک مشورتی با ایشان بشود تا اگر در مورد آن امر مهم، “خواب” خاصی ملاحظه کرده اند، فرمایش بفرمایند تا ما هم حساب کار بیاید دستمان.

بنده به نوبه خودم به شخص آقای خاتمی هم توصیه می کنم که مانند گذشته هماهنگ باشند و خواب های ایشان را جدی بگیرند.

هاشمی وخاتمی-اکبر هاشمی-خواب اکبر-هاشمی رفسنجانی

در هر حال خیلی جالب و البته مهم است که بعد از ورود روابط فامیلی و حضور فرزندان آقای هاشمی در انتخابات و بعد از آن استفاده از رسانه های خارجی مانند بی بی سی جهت تبلیغات انتخاباتی و بی توجهی به حکم جلب مهدی هاشمی و . . . یک پدیه تازه تأسیسی!!! همچون خواب های ایشان وارد تصمیم گیری ها می شود.

در هر صورت شخص جناب خاتمی میتوانند در صورت احساس نیاز به مشورت با حضرت امام خمینی(ره) اقدام به خواندن و بررسی صحیفه نور(مجموعه سخنان ایشان) و مشاهده فیلم سخنرانی های ایشان کرده و در کنار آن نیز اندکی تأمل و تفکر نمایند.

بدون هیچ شکی عمل به اصل کلام و نظریات بنیانگذار کبیر جمهوری اسلامی ایران در گرو احترام به قانون اساسی نظام مقدس جمهوری اسلامی، حفظ استقلال کشور و احترام به تمامی شعائر اسلامی نهفته است که برای انجام هیچ یک از این موارد، ضرورتی جهت استناد به خواب و رویا وجود ندارد.

امید وارم که روزی همه سیاستمداران ما در همه عرصه ها به جای رجوع به منابع اشتباه و رفتن به نشانی های ناصحیح، اقدام به در نظر گرفتن اصول مشخص کلام امام راحل(ره) و عدم تخطی از سخنان ایشان خصوصاً در باب مسئله ولایت فقیه نمایند تا فراموششان نگردد که ایشان هرگز با حمایت های ناثواب از فرزندان خطاکار صاحبان قدرت موافق نبوده اند.

یقیناً نکته فوق برای فردی مانند خاتمی که سودای بازگشت  به حریم سیاست جمهوری اسلامی ایران را در سر می پروراند، می تواند چاره ساز بوده و تا حد زیادی تکلیف ایشان را معین نماید.

شادی روح امام و شهدا صلوات

 


نه غزه نه لبنان، نه قرآن نه پاکستان!

۲۳ شهریور ۱۳۸۹ بدون دیدگاه

اگر خاطر شریفتان باشد، سال گذشته در روز قدس، وسط خیابان های همین تهران خودمون بود که دوستانی آمدند و اقدام به شعار دادن کرده و فرمودند:

نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران!

نتیجه این عمل آنها هم شد افزایش شدید وقاحت سران فاسد رژیم صهیونیستی در تبلیغات علیه جمهوری اسلامی ایران و خدشه دار شدن دیپلماسی صادقانه و شرافتمندانه ایران اسلامی در اذهان دوست و دشمن و…

اینکه چه کسانی در روز قدس چنین شعاری دادند و حرفشان چه بود و اصلاً چطور شخصیتی داشتند و چرا در این روز که آخرین جمعه ماه مبارک رمضان است، اقدام به روزه خواری علنی کرده بودند، مسئله ای است که بارها و بارها مورد بحث قرار گرفته است.

کسانی هم که در میان فتنه گران با کمال پرروئی از چنین عملی حمایت نمودند، بارها و بارها طعم تیغ برنده انتقادات نویسندگان متعهد و انقلابی را چشیدند.

آنچه این روز ها در حال وقوع است، عدم واکنش امثال موسوی و کروبی و خاتمی و سروش و کدیور و مهاجرانی و دیگر سران جنبش جلبکی به مسائل مهم جهان اسلام است؛ درحالی که آنها همواره خود را مقید به رعایت قوانین اسلامی و اسلام شناس و دلسوز امت مسلمان معرفی می کنند. اگر در این روز ها یه سری به خبرگزاری های اینوری و اونوری بزنید اتفاقات مهم جاری شدن سیل و وقوع فاجعه انسانی در کشور مسلمان پاکستان و بی حرمتی به کلام الله مجید توسط آمریکائی ها است.

تصاویر زیر سر تیتر خبرهای سایت کلمه است اینه ادعای دلسوزی برای ملت

سایت کلمه-میرحسین موسوی-جنبش سبز

سایت کلمه-کلمه-میرحسین موسوی-ایران-آتش زدن قرآن

دلیل سیاه شدن بعضی از قسمت های تصاویر وجود خضعبلات و اکاذیب می باشد

واقعا این موضوعات تواین روزها برای مردم مهمه یا آتیش زدن قرآن .راستی چرا در مورد چنین اتفاقات مهمی، هیچ یک از سران جنبش سبز مخملی ببخشید جلبکی  سخنی بر زبان جاری نمی سازند؟ آیا کسی که مدعی مسلمان بودن است می تواند از رنج و درد میلیون ها مسلمان آواره در همسایگی کشورمان چشم بپوشد؟ آیا فردی که خود را مسلمان می نامد می تواند در برابر اهانت به قرآن سکوت کند؟آخه گمراهی تا کجا؟

وقتی به سران جلبکی خرده گرفته می شود که چرا بر خلاف مصلحت علیه اسلام و مسلمین عمل می نمائید، انواع و اقسام دلایل و مستندات(اعم از ننجون واینها) را ارائه می کنند تا خود را چنان نشان دهند که گوئی دلسوز ترین افراد به مسلمانانند.البته چنین ادعاهائی چندان مورد قبول و توجه افراد روشن ضمیر و حتی عوام الناس قرار نمی گیرد.

به نظر می آید شعار وقیحانه نه غزه نه لبنان، شدیداً قابلیت به روز شدن را داشته باشد!بعید نیست که حضرات فتنه گر چند روز دیگه وارد خیابان های تهران شوند و با سیل جمعیت بیشمار هواداران خود! اقدام به شعار دادن بر علیه سیل زدگان پاکستانی نمایند و شاید هم از قرآن به طور علنی برائت بجویند و نهایتاً چنین فریاد برآرند که:

نه غزه نه لبنان، نه قرآن نه پاکستان!

 

شادی روح امام و شهدا صلوات

 

آیا صبح نزدیک نیست؟!

۱۷ شهریور ۱۳۸۹ بدون دیدگاه

هنوز که هنوزه هروقت که بحث از مکان های مذهبی می شود من ساکت می مانم و حرف نمی زنم. حتی اگر حرفی هم بزنم، حرف دلم را نمی زنم. یکی می گوید: چه حسی دارد که آدم ماه مبارک رمضان در مشهد باشد. آن یکی می گوید: چه خوب است آدم تا جوان است مکه برود و بتواند اعمال آن را به جا بیاورد … من که تا حالا چند بار مکه رفته ام باز هم شوق رفتن آن جا را دارم. دیگری از عتبات می گوید و شوق حرکت در بین الحرمین. شوق زیارت کسانی که سال ها در هیات ها به یادشان بر سر وسینه زدیم. شوق زیارت کوی جانان؛ و زیر لب شعر کویتی پور را زمزمه می کند که: «چون رَسم بر کوی جانان، جان دهم آن جا بمیرم».
و من همچنان ساکت نشسته ام و مغروق در افکار خودم.
همه ی این مکان ها برایم مقدس اند و محبوب و دست نیافتنی می نمایند. اما آن چه که ته دلم را از آن خود کرده، جای دیگری است. درست مثل کسی که دلش می خواهد ایام زیارت مخصوصه ، مشهد باشد. مثل کسی که می خواهد پا در بین الحرمین بگذارد و گنبد زیبای امام حسین علیه السلام و حضرت ابوالفضل علیه السلام را ببیند تا دلش روشن شود. مثل کسی که برایش آرزو شده بقیع برود، زیارت عاشورا بخواند و یک دل سیر گریه کند. من هم جایی اینچنینی در دل دارم و آرزویش را در ذهن می پرورانم.

گویی تکه ای از وجودم را در آن جا جستجو می کنم. انگار سال های طولانی است که از آن جا دورم کرده اند. من هم آرزو دارم روزی بتوانم در آن جا با خیال راحت نماز بگذارم. و چه شیرین است برآورده شدن این آرزو برای من. آن جا مکان مقدسی است که عیسی روح الله را در خود پرورانده. جایگاه عظیمی که محمد صلی الله از آن جا به معراج رفت. سرزمینی که آن را پاره ی تن اسلام گفته اند. سرزمین مقدسی که دیروز دست مسلمانان بود و امروز دست……
از امروز نمی گویم ! از فردا می گویم. فردایی که خیالم آسوده است از این که خبر شهادت کودک خردسال فلسطینی را دیگر نخواهم شنید. فردایی که رسانه ها، از سفر مقامات و سفرای کشور فلسطین خبر می دهند. روزی که کودکان فلسطینی در زنگ تاریخ، نحوه نابودی رژیم صهیونیستی در گذشته را باهم می خوانند. روزی که پدران باید برای فرزندان خود تعریف کنند که این آزادی را چگونه بدست آورده اند.
تیتر روزنامه را می بینم ؛ « …امین سالگرد نابودی رژیم اسرائیل و احیای کشور فلسطین ». یاد جمعه های آخر ماه رمضان می افتم که برای آزادی فلسطین راهپیمایی می کردیم.
جمعه ای را می بینم که بزرگ و کوچک و پیر و جوان، برای خواندن نماز جمعه در بیت المقدس آماده می شوند. و خودم را می بینم که وضو گرفته و آماده ام…
اگرچه هنوز فردا نیامده … اگرچه هنوز ابرهای تیره مانع رسیده نور به این دیار می شود… اگرچه هنوز شب ظلمانی به پایان نرسیده… اما من بسیار آرزومندم که دوگانه ام را در قدس به جای آورم.
یادتان نرفته که می گفتیم : راه قدس از کربلا می گذرد؟!
ماکه وضویمان را در کربلا گرفته ایم . انشاالله بزودی نماز را درقدس می خوانیم.
ألَیس صُبح بقریب…

مسجدالقصی-فلسطین-قبله اول مسلمین

برای دریافت پوستر با کیفیت بالا روی آن کلیک کنید

شادی روح امام وشهدا صلوات

 

پرونده هشت شهریور

۷ شهریور ۱۳۸۹ ۱۳ دیدگاه

هشدار: تاکنون همه کسانی که به نوعی در پیگیری پرونده هشت شهریور نقش داشته اند کشته شده اند.

هشتم شهریور یاد آور واقعه انفجار دفتر نخست وزیری، در سال 1360 می باشد. پرونده انفجار دفتر نخست وزيري، با وجود آنكه شهادت چند تن از كارگزاران نظام را در خود دارد و ابعاد فاجعه از نظر كمّي قابل مقايسه با انفجار 7 تير حزب جمهوري اسلامي نيست اما همواره حساسيت هاي فراواني را در خود داشته و ناظران سياسي كماكان از آن به عنوان يكي از نقاط كور تاريخ انقلاب ياد مي كنند.

اگرچه سازمان مجاهدين خلق (منافقين) بلافاصله پس از اين انفجار مسئوليت آن را برعهده گرفت اما حواشي اين رويداد، نشان داد، اين اعلام، بيشتر به يك اظهار وجود و اعلام قدرت كاذب شبيه بوده تا واقعيت.

مسعود كشميري عامل انفجار دفتر نخست وزيري كه در روزهاي آخر حتي تا مقام دبيري شوراي عالي امنيت ملي نيز ارتقا يافته بود، پس از اين انفجار از كشور گريخت. اما ظاهرا دوستان و عوامل پشتیبانی کننده او هنوز و پس از حدود 29 سال که از آن واقعه گذشته، در داخل کشور به سر می برند و این است آن نقطه کوری که معلوم نیست اینان چگونه و با چه نفوذی است که تاکنون توانسته اند بدون هیچ مزاحمتی در داخل کشور بمانند و به فعالیت های گسترده سیاسی، اقتصادی و … خود بپردازند و نکته مهمتر آن که :

این ها چه کار انجام نشده ای در این کشور دارند که سال ها است برای آن صبر کرده اند و هنوز از کشور خارج نشده اند؟ چه کار عقب مانده ای برای آن ها در این کشور وجود دارد که حاضرند چنین بهایی را برای آن پرداخت کنند؟ این چه قدرت و نفوذی است که هربار این پرونده ی نا تمام ، در صدد بازبینی مجدد قرار می گیرد ، اینان مانع می شوند؟ گویی دست هایی در کار است که به جریان افتادن پرونده هشتم شهریور، هنوز هم صاحبان آن را با خطر مواجه می کند.

شهدای هشتم شهریور -شهید رَجایی -شهید باهنر -امام خامنه ای -امام خمینی -ایران -احمدی نژاد -شهید لاجوردی -

شهیدان رجایی و باهنر

نزديكان شهيد سيد اسدالله لاجوردي (دادستان سابق انقلاب و از مسئولان بررسی پرونده هشت شهريور) تأكيد دارند كه وي در روزهاي منتهي به شهادت، در تب و تاب به جريان انداختن دوباره پرونده اي بوده كه روزي به دليل شرايط ويژه كشور، متوقف شده بود. پرونده اي ناتمام كه در حالتي تعجب برانگيز با گذشت 29 سال كماكان مسكوت مانده و در آستانه 8 شهريور در كنار اطلاعات و تصاوير كليشه اي، غريوي درباره آن برنمي خيزد.

شهید لاجوردی در زمان رسیدگی به پرونده هشت شهریور با دستگیری برخی عناصر مشکوک به سرعت به هسته اصلی یعنی طراحان فاجعه هشت شهریور نزدیک می شد.نکته قابل توجه اینکه تاکنون همه کسانی که به نوعی در پیگیری هشت شهریور نقش داشته اند به شهادت رسیده اند از جمله شهید ربانی املشی و شهید قدوسی را نیز می توان علاوه بر شهید حاج سید اسد الله لاجوردی نام برد. جالب است بدانیم،  پس از شهادت لاجوردي، روزنامه هاي نزديك به سازمان مجاهدين انقلاب از به كار بردن لفظ شهيد براي وي خودداري كردند.

اما متهمین این پرونده کسانی اند که پست های مختلفی در ایران داشته و دارند و گاها اسامی برخی از آن ها را می شنویم.

بهزاد نبوی (چریک پیر سازمان مجاهدین)، سعید حجاریان (تئوریسین اصلاحات)، خسرو تهرانی ، مصطفی قنادها ، علی اکبر تهرانی، محسن سازگارا ، نادر قوچکانلو، سید محمد موسوی خوئینی ها (معروف به پدر خوانده ، کسی که بدون اطلاع امام(ره) دستور تسخیر سفارت آمریکا را صادر کرده بود)، پیرو رضوی، بهزاد باستانی ( معاون و رئیس‌ دفتر «بهزاد نبوی» )، بیژن تاجیك و محمد رضوی (كه به نحوی هسته اولیه پخش خبر شهادت «كشمیری» ملعون به حساب می‌آمدند)

آری ، این ها برخی از کسانی اند که پرونده ای را رقم زده اند که هنوز که هنوزه گره های وانشده پر شماری دارد. البته در ریشه های قدرت برخی از این افراد شکی نیست.

سید رضا زواره ای (عضو حقوقدان شورای نگهبان) بر نکته مهمی انگشت می گذارد که قابل تامل است . او می گوید: سازمانهاي جاسوسي امريكا كه مقدمات ارتقاء كشميري تا اين حد را فراهم كرده اند، نفوذيهاي به مراتب قويتري در دستگاهها دارند كه حاضرند اين مهره كارآمد را قرباني كنند. سید رضا زواره ای در شهریور 84  براثر سکته قلبی درگذشت.

سوال ها و نقاط مبهم و تاریک پرونده هشت شهریور بسیار است که تنها بخشی از آن بیان شد. در پایان قسمتی از وصیت نامه شهید لاجوردی را می خوانیم که نکات کلیدی و قابل تاملی دارد:

« خدايا ! تو شاهدي چندين بار به عناوين مختلف، خطر منافقين انقلاب را ( همانان كه التقاط ، به گونه منافقين خلق سراسر وجودشان را و همه ذهن و باورشان را پر كرده و همانان كه رياكارانه براي رسيدن به مقصودشان، دستمال ابريشمي بسيار بزرگ به بزرگي مجمع الاضداد، به دست گرفته‌اند، هم رجايي و باهنر را مي كُشند و هم به سوگشان مي نشينند، هم با منافقين خلق، پيوند تشكيلاتي و سپس … ! برقرار مي كنند، هم آنان را دستگير مي كنند و هم براي آزاديشان و اعطاي مقام و مسئوليت بدانان تلاش مي كنند و از افشاي ماهيت كثيف آنان سخت بيمناك مي شوند، هم در مبارزه عليه آنان و در حقيقت براي جلب رضايت مسئولين و نجات بنيادي آنان خود را در صف منافق كُشان مي زنند و هم در حوزه هاي علميه به فقه و فقاهت روي مي آورند تا مسير فقه را عوض كنند) ، به مسئولين گوشزد كرده‌ام ولي نمي‌دانم چرا ؟ ( گرچه نسبت به بعضي، تا اندازه اي مي دانم چرا !) ترتيب اثر نداده‌اند…»

شهیدان رجایی و باهنر-شهدا-هشت شهریور-کاخ ریاست جمهوری-احمدی نژاد-بمب -شهدای هشتم شهریور -شهید رَجایی -شهید باهنر -امام خامنه ای -امام خمینی -ایران -احمدی نژاد -شهید لاجوردی -

شهیدان رجایی و باهنر

شادی روح امام و شهدا صلوات

حالا که نیروگاه افتتاح شد، رأی ما رو پس بدین!

۲ شهریور ۱۳۸۹ بدون دیدگاه

حالا که نیروگاه اتمی بوشهر افتتاح شد لطفاً رأی ما اهالی محترم را پس بدهید تا برویم سر خانه و زندگیمان. خوب نیست رأی مردم را بدون رضایتشان بردارید و ببرید هر جا که دلتان خواست. ما رأی داده ایم حتما مخالفیم آن هم از نوع مادرزادش! ! ! یعنی ما مخالف مادرزاد هستیم در هر زمان و هر مکان و هر شکل و قیافه ای که به ذهنتان خطور کند.

الان هم با افتتاح نیروگاه تولید برق از انرژی اتمی در نزدیکی بوشهر به شدت هر چه تمام تر مخالفیم و این مخالفت را با صدای خیلی خیلی بلندی فریاد میزنیم.

دلیل مخالفت ما هم این است که معتقدیم در افتتاح این نیروگاه تقلب شده است. البته درست است که آژانس بین المللی انرژی هسته ای راه اندازی آن را تأیید کرده است اما ما هنوز هم معتقد به وقوع تقلب گسترده در راه اندازی این نیروگاه هستیم.

متأسفانه ناظران سازمان جاسوسی آمریکا(سیا) در هنگام راه اندازی این نیروگاه حضور نداشته اند و به بهانه های واهی از جمله اتهام ناروای جاسوسی از مدت ها قبل دستگیر شده بودند و امکان حضور در پای صندوق های رأی (ببخشید امکان حضور در هنگام افتتاح نیروگاه) را نداشته اند.

سازمان سیا-سازمان جاسوسی آمریکا-اوباما-اسرائیل

این خودش یک دلیل برای تقلب! تازه اوباما خودش فرزند اندونزی و کنیا و اینجور جاهاست و یقیناً مردم این کشورها فرزند خودشان را رها نمی کنند و با جمهوری اسلامی ایران همراهی نمی نمایند تا بتواند برای خودش بیخود و بی جهت اقدام به راه اندازی نیروگاه های اتمی و اینطور کارهای بیخودی بنمایند!

obama-iran-ایران-انرژی هسته ای-آمریکا-نیروگاه بوشهر

از سوی دیگر طبق اخبار واصله، پیامک های موبایل در روز افتتاح این نیروگاه قطع نشده بود که با توجه به قطع پیامک ها در هنگام انتخابات سال 88 و با کنار هم گذاشتن این قرائن می توان دریافت که این دفعه هم قرار بر انجام تقلب بوده است و کودتاگران با طرح و برنامه ریزی قبلی پیامک ها را قطع نکرده اند تا دستشان رو نشود ولی بی خبر بوده اند از اینکه ما خودمان خیلی زرنگتر از این حرف ها هستیم و می فهمیم چه نقشه ای کشیده اند!

از سوی دیگر کسانی که نیروگاه اتمی بوشهر را افتتاح کرده اند، اگر راست می گویند و سوء نیتی ندارند باید با حضور نمایندگان ما دوباره اقدام به افتتاح این نیروگاه کنند البته ما که قهر خواهیم کرد و هنگام افتتاح مجدد نخواهیم امد ولی بهتر است این کار را بکنند تا ما هم کلی بهانه های جدید درست کنیم بلکه ادعایمان باور مردم بشود!

تازه ما مدرک داریم که اورانیوم های موجود در این نیروگاه مورد تعرض قرار گرفته اند و برای اثبات حرفمان شاهد هم داریم هر چند اورانیوم های نامبرده  از ترس آبرویشان نمی آیند با رسانه ها مصاحبه نمایند.

خلاصه اینکه تقلب شده و ما مرغمان یک پا دارد و بیشماریم و نمی خواهیم حرفمان را عوض کنیم. از همین حالا هم می رویم سطل آشغال ها را آتش میزنیم و اتوبوس ها را می سوزانیم و مراکز نظامی را مورد حمله قرار می دهیم و می رویم روی در و دیوار کلی خط و خوط سبز رنگ میکشیم و اعتراضمان را به تقلب گسترده در افتتاح نیروگاه بوشهر اعلام می کنیم.

اغتشاشگر-اغتشاش-عامل اغتشاش-کروبی- موسوی-

شادی روح امام وشهدا صلوات