بایگانی

نوشته های برچسب زده شده ‘شیعه’

تاثیر پیاده روی اربعین در ظهور امام زمان (عج)

دوماه عزاداری برای سید و سالار شهیدان و اهل بیت رسول خدا (ص)به پایان رسید ، اما در این میان تفاوت محرم وصفر امسال نسبت به سال های پیش ، بیشتر رخ می نمود.بدون شک شما هم اذعان دارید پیاده روی اربعین امسال با شور وحال متفاوتی نسبت به سال های پیش برگزار گردید.

میلیون ها زائر با پای پیاده و تحمل رنج و سختی های طاقت فرسا به سوی کربلا رفتند .جدای از زیبایی ها و ثواب های مختلف پیاده روی اربعین و اثرات آن در وضعیت اجتماعی و فرهنگی مردم  که درباره آن هرچه بنویسند و بگویند باز کم است ، ابعاد بین اللملی و تاثیرات جهانی آن بسیار قابل تامل است.

به عنوان نمونه این روزها که از یک سو با پیدایش گروه تکفیری داعش و جنایات عجیب و دردناک آنها که دل هر بیننده ای را آزرده می کند و از سوی دیگر ترویج تفکرات تفرقه افکنانه جریان شیرازی ها با چندین شبکه ماهواره ای که به نام های مقدس مزین شده اند و پخش تصاویر قمه زنی (برای مشاهده سند کلمه شیعه را در گوگل سرچ کنید)اسلام هراسی و مخصوصا شیعه هراسی فراوانی برای مردم دنیا ایجاد شده است.تا اینکه به ناگهان پیاده روی اربعین ورق را برگرداند و به همه دنیا ماهیت اصلی اسلام شیعی را شناساند.پدیده ای که نه تنها شیعیان بلکه از برادران اهل تسنن و حتی ادیان دیگر در آن حضور دارند.

تجمع بیست و چند میلیونی مسلمانان برای یک نفر ، آن هم در کشور بحران زده عراق و در چند کیلومتری داعش، پذیرایی شبانه روزی از همه زائران به رایگان و تحمل سختی های فراوان توسط زائران باعث شد تا رسانه های دنیا مجبور شوند دیگر به این حقیقت اقرار کنند تا جایی که روزنامه هافینگتن پست در تحلیلش اینگونه بیان کند : (“حسین کیست؟”، سوالی با این عمق که می‌تواند باعث شود افراد دین خود را تغییر دهند تنها زمانی می‌تواند پاسخ داده شود که شما با پای پیاده به حرم حسین رفته باشید.)

و در ادامه مقاله خود در اعترافی جالب در مورد دلایل ناآگاهی مردم جهان از این مراسم، می نویسد: (اما چرا شما هیچ‌گاه درباره‌ این مراسم چیزی نشنیده‌اید؟ احتمالاً به این قضیه مربوط است که رسانه‌ها عموماً، بیشتر با تصویری منفی، سیاه و افراطی سرو کار دارند تا روایتی مثبت و امیدبخش، بخصوص وقتی با اسلام مواجه می‌شوند.)

ویا در همین راستا روزنامه ایندیپندنت در گزارشی به معرفی مراسم اربعین حسینی پرداخت و آن را “بزرگترین مراسم مذهبی جهان ” توصیف کرد.

شیعه - عاشورا - کربلا -بین الحرمین - پیاده روی اربعین - امام حسین

برای مشاهده تصویر هوایی از کربلا در اربعین۹۳ روی آن کلیک کنید

اما از همه اینها که بگذریم ، تاثیر این پیاده روی در نجات حقیقی بشریت که همان ظهور امام زمان (عج) است غیرقابل کتمان است.همانگونه که می دانید در روایات اهل تسنن و شیعه آمده است که امام زمان (عج) در آغازین لحظات ظهور ، ما بین رکن و مقام می ایستند و پنج ندا می دهند:

۱٫ اَلا یا اَهلَ العالَم اَنَا الاِمام القائِم. آگاه باشید ای جهانیان که منم امام قائم،

۲٫ اَلا یا اَهلَ العالَم اَنَا الصَّمصامُ المُنتَقِم. آگاه باشید ای اهل عالم که منم شمشیر انتقام گیرنده،

۳٫ اَلا یا اَهلَ العالَم اِنَّ جَدِی الحُسَین قَتَلُوهُ عَطشاناً. بیدار باشید ای اهل جهان که جدّ من حسین را تشنه کام کشتند،

۴٫ الا یا اَهلَ العالَم اِنَّ جَدِی الحُسَین طَرَحُوهُ عُریاناً. بیدار باشید ای اهل عالم که جد من حسین را روی خاک افکندند،

۵٫ اَلا یا اَهلَ العالَم اِنَّ جَدِی الحُسَین سَحَقُوهُ عُدواناً. آگاه باشید ای جهانیان که حق جد من حسین را از روی کینه توزی پایمال کردند.

بنابراین امام زمان(عج) با امام حسین (ع) خود را معرفی می کنند و در روایات باز به این نکته اشاره می شود که همه انسان های زنده در آن روز ندای حضرت را می شنوند و او را می شناسند.پس نتیجه می گیریم قبل از ظهور باید همه بشریت از شرق تا غرب عالم امام حسین علیه السلام را بشناسند.

پیاده روی اربعین این سال ها، در حقیقت اولین عمل قابل لمس همه مسلمانان محسوب می شود که در تعجیل ظهور حضرت حجت(عج) بسیار موثر است ،چراکه باید ابتدا همه امام حسین (ع) را بشناسند تا معرفی کردن امام زمان با امام حسین (ع)معنا پیدا کند.

حال باید امید داشت با برگزاری هرچه وسیع تر و باشکوه تر پیاده روی اربعین سال های بعد ، بیش از پیش امام حسین علیه السلام را به جهانیان معرفی کنیم.در پایان به عواملی که می تواند در سال های بعد کمک شایانی به فراگیر شدن این پدیده کمک کند، اشاره می کنیم:

۱٫ورود و مساعدت شخص رئیس جمهور و وزیر امور خارجه کشورمان به این موضوع با انجام مصاحبه ها و رایزنی های بین المللی و دیپلماتیک و اتخاذ تصمیماتی جهت تسهیل و رسیدگی بیشتر به زائران اربعین حسینی

۲٫ رایزنی برای بازنشر اخبار و شرح ،توصیف و بیان دلایل این پیاده روی به زبان های مختلف در رسانه های دنیا

۳٫تولید محتوای چندرسانه ای (فیلم ،پوستر ، متن و…)برای عرضه در شبکه های اجتماعی مختلف به زبان های گوناگون

۴٫همیت بیشتر افرادی که طعم این پیاده روی را چشیده اند برای دعوت دوستان و آشنایان خود برای رفتن به پیاده روی اربعین حسینی.

پ.ن:این مطلب به سفارش سایت فرهنگ نیوز نگاشته شده است.

این لینک هارو هم ببینید:

++مرجع تقلیدی که پدرش اورا وقف امام زمان کرد / آیت اللهی که با نماز بارانش، باران آمد +تصویرسازی

++ماجرای “لیله المبیت” چیست؟ / فداکارى بزرگ در شب تاریخى هجرت

++حرام خواری حتی در پیاده روی اربعین!

شادی روح امام و شهدا صلوات

امام هادی و جریان های انحرافی

۱۶ خرداد ۱۳۹۰ ۱۸ دیدگاه

باز صفحه فیس بوک امام هادی رادیدم  و دلم خون شد.دیدم شهادتش نزدیک است خواستم از امام هادی بگویم زبانم نچرخید .به فکر فرو رفتم از امام هادی جز زیارت جامعه کبیره چیزی یادم نیامد باز شرمنده حضرت زهرا شدم،تازه اسمم را هم گذاشتم بچه شیعه ؛ از امام دهم شیعیان جز یک زیارت چیز دیگری به ذهنم نمیرسد .چیزی برای گفتن نداشتم تا اینکه چند شب پیش در محضر بزرگی نشسته بودم ایشان در مورد امام هادی سخنان جالبی گفت .گفت که یکی از وقایع برجسته در زمان امام هادی پدیدار شدن یا قدرت گرفتن گروه های انحرافی بود؛که ایشان با قدرت در مقابل این گروه ها و مبانی تفکری ایستادند و با هدایت حکیمانه شان ذات پلید این گروه ها را برای مردم آشکار کردند.با شنیدن حرف های آن بزرگ یاد زمان خودمان افتادم که گروه های انحرافی قصد منحرف کردن مسیر انقلاب را دارند.تصمیم گرفتم با نزدیک شدن به شهادت امام هادی ، کمی تحقیق کنم و چکیده ای از مشخصات گروه های انحرافی زمان حضرت هادی و چگونگی رفتار امام را با آنان ذکر کنم.

مکتب های منحرفی که در آن زمان به وجود آمده بودند یا اینکه قدرت پیدا کرده بودند، عبارتند از: غلات، صوفيه، واقفيه،مجسميّه، باورمندان به رؤيت و … که به تفصیل به توضیح این مکتب ها و رفتار امام با آنها می پردازیم.

 امام هادی علیه السلام -امام هادی -امام علی النقی -نقی -ابن ارضا -امام دهم -هادی-شیعه-انحراف-جریان های انحرافی -هادی امت -سامرا -امام حسن عسکری -شهادت امام هادی -متوکل عباسی - الإمام علي الهادي - ابن إرضاء - الإمام العاشر - قيادة - التنمية المستدامة - قيادة الأمة - سامراء - الامام الحسن العسكري -- استشهاد الإمام الهادي - Imam Ali Alnqy - Nagi - the tenth Imam - Samarra - Imam Hassan Askari

برای دریافت پوستر با کیفیت کلیک کنید

غلات

غلات، انسان‏هايى تندرو، افراطى و بى‏منطق بودند كه درباره ی امامت، مبالغه ی بيش از اندازه نموده، امام را تا سر حد الوهيت و پرستش بالا مى‏بردند و با بهره‏گيرى از عقايد انحرافى خويش، بسيارى از واجبات الهى را حرام و بسيارى از گناهان كبيره را بر خود حلال شمرده بودند.

گاه خود را از سوى امام كه خدا قلمداد شده بود  پيامبر معرفى كرده و بسيارى از موجبات بدنامى شيعه را در عصر گسترش فرهنگ‏ها فراهم مى‏آوردند. آنان سعى داشتند تا وجوهاتى را كه مردم ساده و بى‏آلايش به امام مى‏پرداختند، به چنگ آورند و با تشريع بدعت‏هاى مختلف در دين، به اميال نفسانى خود رنگ شرعى و دينى بدهند اما امام به سختى با آنان مبارزه كرده، آنان را طرد مى‏كرد.

سران اين فرقه عبارت بودند از: على بن حسكه­ی قمى؛ فارس بن حاتم؛ حسن بن محمد مشهور به ابن بابا­ی قمى؛ قاسم يقطينى يا قاسم بن يقطين و محمد بن نصير نميرى يا فهرى؛ كه هر كدام از اين افراد، به گونه‏اى در تشريعات اين گروه سهيم بودند. به عنوان نمونه على بن حسكه­ی قمى، امام هادى(ع) را پروردگار جهانيان مى‏دانست و خود را از سوى ايشان پيامبر هدايت انسان ها معرفى كرده بود. او تمامى واجبات و فروع دينى، مانند زكات، حج، روزه و… را به شدت زير سؤال برد. محمد بن نصير نميرى، بر بدعت‏هاى على بن حسكه، جواز ازدواج با محارم (مادر، خواهر، دختر)، حلال بودن لواط و اعتقاد به تناسخ (حلول ارواح مردگان در كالبدى غير از بدن مادى خود فرد) را افزود.

امام با موضعى صريح و جدى، ضمن برائت و دورى جستن از آنان، حتى دستور قتل يكى از آنان را صادر كرد. ايشان براى نماياندن چهره ی كريه آنان، در پاسخ شيعيانى كه از عقايد منحرف على بن حسكه پرسيده بودند، چنين نگاشت:

ابن حسكه  كه نفرين خدا بر او باد   دروغ‏گويى بيش نيست و من او را در شمار دوستان و شيعيان خود نمى‏پندارم. خدا او را لعنت كند. به خدا سوگند، پروردگار جهانيان، محمد(ص) و پيامبران پيشين او را مگر به آيين يكتا پرستى و دستور به بر پا داشتن نماز و پرداخت زكات و انجام حج و دوستى و ولايت بر خلق نفرستاد. او نيز مردم را جز به سوى پرستش خداوند دعوت نكرده است. ما جانشينان پيامبر(ص) و بندگان خدا هستيم كه هرگز به او شرك نخواهيم ورزيد. اگر اطاعتش كنيم، رحمت او شامل حال مان شده و اگر از فرمان او سرپيچى كنيم، گرفتار عذاب دردناك او خواهيم شد. ما نمى‏توانيم براى خدا نشانه‏اى بياوريم، ولى خدا براى ما و همه ی آفريدگانش، نشانه و دليل فرو فرستاده است. من از كسى كه چنين سخنانى مى‏گويد، بيزارى مى‏جويم و از چنين گفته‏هايى به خدا پناه مى‏برم. شما نيز از آنان برائت و بيزارى جوييد و آنان را در فشار قرار دهيد.

در ادامه، امام، دستور قتل آنان را صادر مى‏كند. گفتنى است امام به قتل «فارس بن حاتم» كه از سران غلات بود نيز فرمان داد كه به محض صدور اين فرمان يكى از شيعيان امام، او را از صحنه­ی روزگار محو و دل امام را شاد كرد.

صوفيه

از ديگر انديشه‏هاى منحرفى كه با رخنه در جامعه ی اسلامى، سبب بدنامى شيعه و تشويش افكار عمومى جامعه مسلمانان شده بود، تصوف بود. پيروان اين مكتب، با نماياندن چهره‏اى زاهد، عارف، خدا پرست، بى ميل به دنيا و پاك و منزه از پستى‏ها و آلايش‏هاى دنيايى، مردم را گم­راه مى‏كردند. آن ها نيز چون غلات، از همگى اين عنوان‏ها در راستاى اهداف سودجويانه­ی خود در زمينه‏هاى گونه گون بهره‏مند مى‏شدند. آن­ها در اماكن مقدسى چون مسجد پيامبر(ع) گرد هم مى‏آمدند و به تلقين اذكار و اوراد با حالتى خاص مى‏پرداختند، به گونه‏اى كه مردم با ديدن حالت آن ها مى‏پنداشتند با پرهيزكارترين افراد رو به رو هستند و تحت تأثير رفتارهاى عوام فريبانه آنان قرار مى‏گرفتند. امام هادى(ع) نيز با واكنش‏هايى سريع و به هنگام، اين توطئه ی عقيدتى را كشف و خنثى ساخت.

نوشته اند روزى آن حضرت با گروهى از ياران صميمى خود در مسجد مقدس پيامبر اكرم(ص) نشسته بودند. گروهى از صوفيه وارد مسجد النبى(ص) شده و گوشه‏اى از مسجد را برگزيده، دور هم حلقه مى‏زنند و با حالتى ويژه، مشغول تهليل مى‏شوند. امام با ديدن اعمال فريب‏كارانه ی آن ها، به ياران خود فرمود:

به اين جماعت حيله‏گر و دو رو توجهى نكنيد. اينان هم‏نشينان شياطين و ويران كنندگان پايه‏هاى استوار دينند. براى رسيدن به اهداف تن پرورانه و رفاه طلبانه ی خود، چهره‏اى زاهدانه از خود نشان مى‏دهند و براى به دام انداختن مردم ساده دل، شب زنده دارى مى‏كنند. به راستى كه اينان مدتى را به گرسنگى سر مى‏كنند تا براى زين كردن، استرى بيابند. اين ها لا اله الا اللّه نمى‏گويند، مگر اين كه مردم را گول بزنند و كم نمى‏خورند مگر اين كه بتوانند كاسه‏هاى بزرگ خود را پر سازند و دل‏هاى ابلهان را به سوى خود جذب كنند. با مردم از ديدگاه و سليقه ی خود درباره دوستى خدا سخن مى‏گويند و آنان را رفته رفته و نهانى، در چاه گم راهى (كه خود كنده‏اند)مى‏اندازند. همه ی اين وردهاي شان، سماع و كف زدن شان و ذكرهايى كه مى‏خوانند، آوازخوانى است و جز ابلهان و نابخردان، كسى از آنان پيروى نمى‏كند و به سوى آنان گرايش نمى‏يابد. هر كس به ديدار آن ها برود، چه در زمان زندگانى او و چه پس از مرگ او، گويى به زيارت شيطان و همه ی بت پرستان رفته است و هر كس هم به آنان كمك كند، مانند اين است كه به پليدانى چون يزيد و معاويه و ابوسفيان يارى رسانده است.

وقتى سخنان امام به اين جا رسيد، يكى از حاضران با انگيزه‏اى كه امام از آن آگاهى داشت پرسشى مطرح كرد كه سبب ناراحتى ايشان شد. او پرسيد: «آيا اين گفته‏ها در حالى است كه آنان به حقوق شما اقرار داشته باشند؟»

امام با تندى به او نگريست و فرمود:

دست بردار از اين پرسش! بدان كه هر كس به حقوق ما اعتراف داشته باشد، هرگز اين چنين مشمول نفرين و طعن و لعن ما نمى‏شود(آنان كه اين اعمال را انجام مى‏دهند و به حقوق ما نيز اعتراف دارند) پست‏ترين طايفه صوفيانند؛ چرا كه تمامى صوفيان با ما مخالفند و راه شان نيز از ما جداست. آن ها يهوديان و نصرانيان امت اسلامند. همين‏ها هستند كه سعى در خاموش كردن نور الهى دارند، ولى خداوند نورش را بر همگان به طور كامل خواهد تاباند هر چند كه كافران ناخشنود باشند.

واقفيه

واقفيه از ديگر فرقه‏هاى دوران امامت امام هادى(ع) بودند كه امامت على بن موسى الرضا(ع) را نپذيرفته و پس از شهادت پدر گرامى ايشان، امام موسى بن جعفر (ع)، متوقف در ولايت پذيرى ائمه شده و در امامت و رهبرى جامعه، دچار ايستايى شدند. آنان با انكار امامان، پس از امام كاظم(ع) و موضع‏گيرى در مقابل امامان، حتى مردم را از پيروى ايشان منع كردند. امام هادى(ع) نيز براى اثبات جايگاه امامت و پيشوايى خود، با آنان دست به رويارويى فرهنگى زد و آنان را نيز به سان غلات و صوفيان، مشمول لعن و نفرين خود كرد تا آنان را به مردم بشناساند. در اين باره «ابراهيم بن عقبة» در نامه‏اى به امام هادى(ع) مى‏نويسد: «فدايت شوم! من مى‏دانم كه ممطوره (واقفيه) از حق و حقيقت دورى مى‏كنند، آيا اجازه دارم در قنوت نمازهايم آنان را نفرين كنم؟» امام با صراحت تمام پاسخ مثبت داد و اين گونه بر انديشه‏هاى گم راه كننده­ی آنان خط بطلان كشيد. سركردگى اين گروه را «على بن ابى حمزه بطائنى» بر عهده داشت كه از زمان امامت على بن موسى الرضا(ع) از پرداخت ماليات‏هاى اسلامى به امام خوددارى كرده، به نشانه ی مخالفت و رد صلاحيت ايشان، به رفتارهايى از اين قبيل دست مى‏زد. آن ها رويّه ی خود را هم چنان تا عصر امام هادى(ع) ادامه دادند. روزى امام يكى از آنان، به نام «ابوالحسن بصرى» را ديد و چون او را قابل هدايت و بيدارى يافت، به او رو كرد و فقط در يك جمله به او فرمود: «آيا زمان آن نرسيده كه به خود آيى؟ سخن روح فزاى ايشان در وى اثرى ژرف بر جاى نهاد و سبب تغيير رويه و بيدارى او گرديد».

مجسميّه

اين گروه مى‏پنداشتند خداوند جسم است. آنان برداشت‏هايى بسيار سطحى و ابتدايى از دين داشتند و از درك مجرّدات و چيزهايى كه از سيطره ی جسم و ماده خارج است، بسيار ناتوان بودند. از اين رو، همواره بسيارى از حقايق هستى را كه خارج از دايره­ی ماده بود، انكار مى‏كردند يا آن را تا عالم مادّه پايين مى‏كشيدند. كم كم آن ها و انديشه‏هاى بدوى و يكسويه‏شان در بين شيعيان رسوخ كرد و عقايد آنان را نيز تحت تأثير سطحى نگرى و كوته‏بينى خود قرار داد. خبر به امام هادى(ع) رسيد و شيعيان از امام كسب تكليف كردند. «ابراهيم بن همدانى» در نامه‏اى، عقايد منحرف آنان را به عرض امام رساند و از ايشان راهنمايى خواست. او به امام نوشت كه در بين شيعيان و دوست داران اهل‏بيت(ع) افرادى پيدا شده‏اند كه تحت تأثير اين عقايد پوچ قرار گرفته‏اند و مى‏پندارند كه خداوند جسم است. امام در پاسخ او براى روشن شدن پيام مكتب ناب اهل بيت(ع) در اين زمينه نگاشت: «پاك و منزه است آن خدايى كه هيچ حد و مرزى ندارد! هرگز اين گونه توصيف نمى‏شود، هيچ مثل و مانندى ندارد و او شنواى داناست.»

امام هادی علیه السلام -امام هادی -امام علی النقی -نقی -ابن ارضا -امام دهم -هادی-شیعه-انحراف-جریان های انحرافی -هادی امت -سامرا -امام حسن عسکری -شهادت امام هادی -متوکل عباسی - الإمام علي الهادي - ابن إرضاء - الإمام العاشر - قيادة - التنمية المستدامة - قيادة الأمة - سامراء - الامام الحسن العسكري -- استشهاد الإمام الهادي - Imam Ali Alnqy - Nagi - the tenth Imam - Samarra - Imam Hassan Askari

برای دریافت پوستر با کیفیت کلیک کنید

باورمندان به رؤيت(اشاعره)

اشاعره گروهى بودند كه مى‏پنداشتند خداوند را در روز رستاخيز خواهند ديد. حتى آن ها بر اين عقيده بودند كه خداوند با همين چشم مادى قابل ديدن است. شيعيان درباره­ی اين گروه به امام نامه نوشته و توضيح خواستند. امام در پاسخ نوشت:

پايبندى به اين نظريه به هيچ وجه جايز نيست. مگر نه اين است كه بايد بين چشم شما و شى‏ء انعكاسى صورت گيرد كه حامل نور باشد و ديدن صورت پذيرد؟ حال اگر انعكاسى و نورى در ميان نباشد و اين ارتباط برقرار نشود، چگونه امكان ديدن آن شى‏ء وجود دارد؟ در اين نظريه اشتباهى بزرگ وجود دارد زيرا بيننده چيزى را مى‏تواند با چشم خود ببيند كه در جسم بودن، با خود او مساوى باشد و در صورت ديده شدن، هر دو به سان هم (جسم)خواهند بود و لازمه ی آن، جسم دانستن خداست؛ چرا كه علت‏ها با معلول‏هاى خود رابطه‏اى جدايى ناپذير دارند. بدين ترتيب، امام تفكر مخدوش و منحرف اين گروه را نيز باطل اعلام كرد.

شادی روح امام و شهدا صلوات

لینک در رجا نیوز

لینک در مشرق

لینک در فرهنگ نیوز

در ضمن هتاکان به امام هادی حتما به لینک های زیر سر بزنند

++وای بر هتاکین

++ویژه نامه شهادت امام هادی علیه اسلام